﻿1
00:00:22,024 --> 00:00:34,048
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
	
	..:: MiraMovie.org::..</font></b>
	<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

3
00:00:48,458 --> 00:00:51,041
‫یک، دو، سه، چهار

4
00:01:07,833 --> 00:01:09,875
‫من به کمک احتیاج دارم!

5
00:01:10,458 --> 00:01:13,208
‫دستگاه شوک و جعبه کمک‌های اولیه
‫می‌خوایم! باید جلوی خونریزی رو بگیریم!

6
00:01:13,291 --> 00:01:14,458
‫اون نبض نداره

7
00:01:14,541 --> 00:01:17,083
‫- زودباشید!
‫- زانو بزنید، حرومزاده‌ها!

8
00:01:21,041 --> 00:01:22,250
‫خواهش می‌کنم طاقت بیار

9
00:01:22,333 --> 00:01:24,333
‫- عجله کنید!
‫- دارم میام!

10
00:01:26,333 --> 00:01:27,583
‫قیچی رو بده من

11
00:01:28,250 --> 00:01:29,541
‫زودباش

12
00:01:32,541 --> 00:01:33,625
‫وای خدا

13
00:01:34,750 --> 00:01:36,458
‫- وای خدا
‫- بیا

14
00:01:37,500 --> 00:01:39,500
‫دستگاه رو بگیر. زودباش، آرتورو

15
00:01:39,583 --> 00:01:40,708
‫سه، چهار

16
00:01:42,083 --> 00:01:43,875
‫- اماده!
‫- برید عقب!

17
00:01:45,250 --> 00:01:47,083
‫بس کنید، دارید به یه جنازه شوک میدین

18
00:01:47,166 --> 00:01:49,833
‫- استکهلم
‫- همین حالا آدرنالین رو بیار

19
00:01:52,916 --> 00:01:53,750
‫آوردمش

20
00:02:05,166 --> 00:02:06,666
‫تو اونو کشتی. اینو قبول کن

21
00:02:10,375 --> 00:02:12,833
‫ما داریم چه‌کار می‌کنیم؟
‫ارتش می‌خواد ما رو نابود کنه

22
00:02:16,041 --> 00:02:17,083
‫برید عقب!

23
00:02:20,416 --> 00:02:21,291
‫اون نبض داره

24
00:02:21,375 --> 00:02:22,500
‫آره، داره

25
00:02:23,083 --> 00:02:24,000
‫اون...

26
00:02:25,125 --> 00:02:26,000
‫نبض داره

27
00:02:26,083 --> 00:02:28,333
‫اون یه گلوله توی قلبشه. زنده نمی‌مونه

28
00:02:29,166 --> 00:02:32,666
‫ما باید اونو به بیمارستان
‫ببریم. باید همین حالا ببریمش!

29
00:02:32,750 --> 00:02:34,083
‫اون یه دقیقه پیش مرده بود،

30
00:02:34,166 --> 00:02:37,583
‫و اگه هوا رو وارد
‫ریه‌هاش نکنی باز هم میمیره

31
00:02:39,916 --> 00:02:42,375
‫اگه ما اونو ببریم بیرون قاتل میشیم

32
00:02:42,458 --> 00:02:43,791
‫- نه
‫- چرا

33
00:02:44,291 --> 00:02:48,791
‫اونا به داخل هجوم میارن.
‫اونا گروگان‌ها... و ما رو میکشن

34
00:02:48,875 --> 00:02:51,541
‫ما نمی‌تونیم بذاریم اون بمیره

35
00:02:51,625 --> 00:02:55,291
‫گوش کن. اون حرومزاده
‫دیوونه خودش تنش می‌خوارید

36
00:02:55,375 --> 00:02:58,375
‫تو ۲ بار بهش شلیک کردی. کارت
‫خوب بود. حالا عذاب وجدان داری

37
00:02:58,458 --> 00:03:02,250
‫تو می‌خوای با خالی کردن یه سطل گه
‫روی همه ما از عذاب وجدانت راحت شی

38
00:03:02,333 --> 00:03:06,000
‫تو می‌تونی وجدان راحتی داشته باشی. وجدان
‫من همین الانش هم داغونه. خودم می‌کشمش

39
00:03:06,083 --> 00:03:07,791
‫- نه!
‫- من بهش شلیک می‌کنم!

40
00:03:07,875 --> 00:03:09,583
‫- نه!
‫- محض رضای خدا صبر کن!

41
00:03:10,583 --> 00:03:12,333
‫آروم باش!

42
00:03:13,000 --> 00:03:13,916
‫گوش کن

43
00:03:14,416 --> 00:03:17,458
‫ما اونو می‌کشیم، و من دلیلش رو بهت میگم

44
00:03:21,833 --> 00:03:23,833
‫ما به یه دکتر نیاز داریم!

45
00:03:25,166 --> 00:03:28,166
‫ما به یه دکتر نیاز داریم!

46
00:04:04,291 --> 00:04:07,916
‫همون‌طور که استکهلم دست و پا زدن
‫آرتورو رو بین مرگ و زندگی تماشا می‌کرد،

47
00:04:08,000 --> 00:04:09,708
‫احساس پوچی بهش دست داد

48
00:04:10,666 --> 00:04:15,000
‫اون می‌دونست که آخرین پشتوانه امن
‫پسرش رو در مقابل دنیا از بین برده بود

49
00:04:16,250 --> 00:04:18,666
‫آرتورو پدر بیولوژیکی بچه‌اش بود

50
00:04:19,750 --> 00:04:22,291
‫و استکهلم کم کم داشت می‌فهمید...

51
00:04:23,000 --> 00:04:27,041
‫که نه اون و نه دنور نمی‌تونن
‫دوباره سینسیناتی رو ببینن

52
00:04:34,666 --> 00:04:36,416
‫اون تنها کسی نبود که فکر می‌کرد...

53
00:04:36,500 --> 00:04:40,083
‫پدر و مادر بودن بزرگترین
‫علت اضطراب توی دنیاست

54
00:04:40,166 --> 00:04:43,333
‫ما منتظر بودیم که سارقین حرکتی انجام بدن

55
00:04:43,416 --> 00:04:45,458
‫شما دارید به صورت زنده...

56
00:04:45,541 --> 00:04:48,250
‫جان‌های ما بستگی به سه نفر
‫داشت که دست‌هاشون بسته بود،

57
00:04:48,333 --> 00:04:50,000
‫و جلوی صورتشون یه اسلحه گرفته شده بود

58
00:04:50,500 --> 00:04:53,583
‫تحت هر شرایط دیگه‌ای اونا تسلیم میشدن،

59
00:04:53,666 --> 00:04:56,416
‫اما دختر بنخامین داخل بانک بود

60
00:04:56,916 --> 00:04:59,500
‫و پروفسور ۱۰ نفر رو اون‌جا داشت

61
00:06:11,125 --> 00:06:12,833
‫اون توی یه وضعیت بحرانی قرار داره

62
00:06:14,000 --> 00:06:15,916
‫من در اسرع وقت به اون‌جا میام

63
00:06:16,416 --> 00:06:20,250
‫این سه نفر رو توی دفتر من تفتیش
‫کنید. من باید بازجویی رو شروع کنم

64
00:06:20,333 --> 00:06:22,833
‫با دستگاه شناسایی
‫الکترومغناطیسی اونا رو بگرد

65
00:06:22,916 --> 00:06:24,916
‫ممکنه توی دندوناشون میکروفون داشته باشن

66
00:06:31,333 --> 00:06:33,625
‫- امواج رادیویی پیدا نشد
‫- براشون لباس بیار

67
00:06:34,416 --> 00:06:35,833
‫سرهنگ، اونا پاکن

68
00:06:37,416 --> 00:06:38,875
‫۱۰ نفر سارق هستن

69
00:06:39,375 --> 00:06:43,166
‫همیشه یه نفر پیش گروگان‌ها
‫این‌جا توی کتابخونه هست

70
00:06:43,250 --> 00:06:45,041
‫چه اتفاقی برای آرتورو رومن افتاد؟

71
00:06:46,875 --> 00:06:50,625
‫ما سعی کردیم بعضی گروگان‌ها رو به یه
‫جای امن ببریم... اما اون از کنترل خارج شد

72
00:06:50,708 --> 00:06:54,708
‫اون خیلی در مورد اسلحه‌ها جوگیر
‫میشه... با یه شعله‌افکن به اونا حمله کرد

73
00:06:54,791 --> 00:06:56,916
‫اون یه مسلسل رو روی
‫لیفتراک سوار کرده بود

74
00:06:57,000 --> 00:06:59,875
‫اون ما رو به خطر انداخت.
‫اونا مجبور شدن بزننش

75
00:06:59,958 --> 00:07:03,083
‫اون برای چند دقیقه نبض
‫نداشت، اما اونا احیاش کردن

76
00:07:05,416 --> 00:07:09,541
‫اونا کسی رو احیا نکردن، و در
‫خونسردی کامل اونو به قتل رسوندن

77
00:07:09,625 --> 00:07:12,791
‫بهتره که اون در ۱۰ دقیقه آینده بمیره

78
00:07:12,875 --> 00:07:14,716
‫این یه موهبته، و من از
‫اون برای تموم کردن کارشون...

79
00:07:14,740 --> 00:07:16,541
‫استفاده می‌کنم. بدون هیچ
‫قانونی و حق و حقوقی!

80
00:07:16,625 --> 00:07:19,625
‫حتی اگه تسلیم بشن از
‫پشت بهشون شلیک می‌کنیم!

81
00:07:19,708 --> 00:07:21,333
‫و برای همین...

82
00:07:21,416 --> 00:07:24,541
‫من می‌خوام همه فکر کنن که اونا قاتل هستن

83
00:07:25,416 --> 00:07:26,250
‫فهمیدی؟

84
00:07:27,875 --> 00:07:29,125
‫کس دیگه‌ای مصدوم شده؟

85
00:07:29,208 --> 00:07:30,291
‫۲ نفر گروگان

86
00:07:32,000 --> 00:07:33,375
‫رومان اونا رو زخمی کرد

87
00:07:33,458 --> 00:07:35,375
‫قطعا این‌طور نیست. کار اونا بوده

88
00:07:35,958 --> 00:07:39,041
‫من به وزارت کشور احضار شدم

89
00:07:39,125 --> 00:07:41,125
‫تا برنگشتم مداخله نکنید

90
00:07:43,958 --> 00:07:46,000
‫مارتینز، مدارک رو بیار!

91
00:07:46,083 --> 00:07:47,083
‫مارتینز!

92
00:07:57,041 --> 00:07:58,458
‫اون ممکن بود تو رو بکشه

93
00:08:05,625 --> 00:08:06,791
‫من این‌جا چه‌کار می‌کنم؟

94
00:08:08,666 --> 00:08:12,750
‫چرا دارم این‌جا تیراندازی می‌کنم،‌ در
‫حالی که بچه‌ام پیش چند تا راهب هست؟

95
00:08:14,041 --> 00:08:15,291
‫وقتی که اون بزرگ بشه...

96
00:08:16,791 --> 00:08:19,666
‫و در مورد همه چیز بفهمه،
‫و در مورد مادرش سوال کنه...

97
00:08:20,458 --> 00:08:22,375
‫نمی‌خوام کسی بهش بگه که من کی بودم

98
00:08:27,541 --> 00:08:29,541
‫من زندگی پسرم رو نابود کردم

99
00:08:30,208 --> 00:08:32,875
‫پدر من هم فکر می‌کنه
‫زندگی منو نابود کرده،

100
00:08:32,958 --> 00:08:34,375
‫اما من دیوانه‌وار عاشقشم

101
00:08:35,708 --> 00:08:39,333
‫یه معدنچی با دختر تراجنسیتی
‫توی دهه ۹۰ میلادی...

102
00:08:39,916 --> 00:08:41,833
‫اون اشتباهات زیادی کرد

103
00:08:42,541 --> 00:08:43,583
‫وقتی من ۵ سالم بود،

104
00:08:43,666 --> 00:08:47,750
‫من مستقیم رفتم پیش پدرم و
‫بهش گفتم "بابا، من یه دخترم"

105
00:08:47,833 --> 00:08:50,833
‫و اون با یه قیافه جدی منو نگاه کرد،

106
00:08:50,916 --> 00:08:55,166
‫و گفت "خوان، تو یه مردی. مردا دختر نیستن"

107
00:08:57,416 --> 00:09:00,541
‫یه جعبه آرایشی بود که من دوستش داشتم...

108
00:09:00,625 --> 00:09:03,958
‫چندین بار ازش خواستم که اونو برام بخره

109
00:09:04,458 --> 00:09:08,000
‫و آخرش یه جعبه گرفتم،
‫اما اون پر از ابزار بود

110
00:09:09,416 --> 00:09:12,375
‫می‌فهمی هر چیزی که
‫بابات اونو دخترونه بدونه بده،

111
00:09:12,458 --> 00:09:14,208
‫برای همین مخفیش می‌کنی

112
00:09:16,041 --> 00:09:19,125
‫نمی‌تونستی به کس دیگه‌‌ای اینو بگی؟

113
00:09:19,791 --> 00:09:22,166
‫توی شهر من کسی که
‫تراجنسیتی باشه وجود نداشت

114
00:09:22,250 --> 00:09:25,250
‫کلی جیب‌بر و دزد و معتاد اون‌جا بود...

115
00:09:25,333 --> 00:09:29,041
‫اما هیچ شخصی که
‫تراجنسیتی باشه وجود نداشت

116
00:09:29,125 --> 00:09:32,750
‫اون روزا وقتی که یه مرد توی
‫تلویزیون مثل زن‌ها لباس می‌پوشید،

117
00:09:32,833 --> 00:09:35,375
‫برای مسخره‌بازی و خنده مردم بود

118
00:09:36,125 --> 00:09:38,250
‫پدرم اولین کسی بود که به اونا می‌خندید

119
00:09:40,250 --> 00:09:43,583
‫اما من بخشیدمش،
‫چون هیچ الگویی نداشتم،

120
00:09:43,666 --> 00:09:45,000
‫اما اونم نداشت

121
00:09:48,375 --> 00:09:52,083
‫من فکر می‌کنم که سردرگمی
‫جزء ذاتی پدر و مادر بودنه

122
00:09:54,500 --> 00:09:55,708
‫در نهایت...

123
00:09:55,791 --> 00:09:59,791
‫لازم نیست والدینت بی‌نقص باشن،
‫فقط باید تو رو دوست داشته باشن

124
00:10:09,791 --> 00:10:11,250
‫از هدیه‌ات خوشت اومد؟

125
00:10:15,291 --> 00:10:17,166
‫همه این آقایون هدیه من هستن؟

126
00:10:19,458 --> 00:10:21,166
‫اونا بهترین معلما هستن

127
00:10:21,666 --> 00:10:24,166
‫اساتید امتحان پس داده و معتبری هستن

128
00:10:25,041 --> 00:10:27,625
‫یه گردان ممتاز برای اولین پروازت

129
00:10:28,500 --> 00:10:31,208
‫و ما به‌طور مخصوص برای تو...

130
00:10:32,041 --> 00:10:34,083
‫یه دزدی بی‌خطر رو انتخاب کردیم

131
00:10:35,333 --> 00:10:37,041
‫اساسا این یه جور سرگرمیه

132
00:10:37,541 --> 00:10:41,083
‫بگو ببینم، بابا، یه دزدی بی‌خطر چی هست؟

133
00:10:41,166 --> 00:10:43,833
‫دزدی وقتی بی‌خطره که متوجه
‫نمیشن که ازشون دزدی کردی

134
00:10:43,916 --> 00:10:46,416
‫اما بالاخره یه وقتی می‌فهمن

135
00:10:46,500 --> 00:10:47,541
‫خب، الان نمی‌فهمن

136
00:10:47,625 --> 00:10:50,708
‫حتی یک، دو، سه یا حتی
‫ده ماه دیگه هم نمی‌فهمن

137
00:10:51,416 --> 00:10:54,625
‫اونا ۱۵ ماه دیگه وقتی که موزه
‫طلای وایکینگ‌‌ها باز میشه می‌فهمن

138
00:10:55,625 --> 00:10:58,375
‫اون موقع کی می‌تونه سرنخی پیدا کنه؟

139
00:10:59,541 --> 00:11:00,375
‫طلای وایکینگ‌ها؟

140
00:11:16,250 --> 00:11:19,833
‫اینا کپی دقیق برنجی تمام قطعات...

141
00:11:19,916 --> 00:11:22,833
‫بزرگترین گنج وایکینگ‌ها
‫هست که تا به حال کشف شده

142
00:11:23,333 --> 00:11:26,541
‫این گنج ۸ ماه پیش توی یه
‫محوطه باستان‌شناسی پیدا شد،

143
00:11:26,625 --> 00:11:29,916
‫و حالا توی موزه میراث ملی دانمارک و
‫داخل یه اتاق با تدابیر امنیتی نگهداری میشه

144
00:11:30,000 --> 00:11:34,833
‫گنج واقعی اون‌جا بلاتکلیف مونده
‫و منتظر سرنوشتش هست

145
00:11:35,333 --> 00:11:37,708
‫می‌دونی اون اتاق کجاست؟

146
00:11:38,208 --> 00:11:40,375
‫توی قلعه فردریکسبورگ

147
00:11:41,583 --> 00:11:45,750
‫دقیقا همون محلی که من ۳ روز
‫دیگه توش یه کنسرت اجرا می‌کنم

148
00:11:54,250 --> 00:11:55,958
‫این یه مهمونی شبانه عالی میشه

149
00:12:01,750 --> 00:12:04,958
‫ماشینای شیک، کت و
‫شلوار، نوشیدنی‌های باکلاس...

150
00:12:09,583 --> 00:12:10,750
‫موسیقی کلاسیک...

151
00:12:16,416 --> 00:12:17,875
‫و ۱۲ کیلو طلا

152
00:12:25,375 --> 00:12:26,541
‫به چی می‌خندی؟

153
00:12:27,125 --> 00:12:30,166
‫اولا اینا گورتوشه وایکینگ‌ها هستن، نه گنج

154
00:12:30,250 --> 00:12:32,500
‫این اصطلاحیه که توسط
‫باستان‌شناسا استفاده میشه

155
00:12:33,333 --> 00:12:36,125
‫و دوما، فکر می‌کنم تو آدم بدبینی هستی

156
00:12:36,208 --> 00:12:41,333
‫بابا، تو وانمود می‌کنی که عاشق
‫هنری. تو صومعه‌ها رو بازسازی می‌کن

157
00:12:41,416 --> 00:12:44,250
‫ببخشید، اما این اشیاء
‫باید توی یه موزه باشه

158
00:12:44,333 --> 00:12:46,708
‫صبر کن ببینم. تو به این میگی هنر؟

159
00:12:46,791 --> 00:12:47,958
‫البته که میگم

160
00:12:48,041 --> 00:12:50,625
‫این اشیاء بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت دارند

161
00:12:50,708 --> 00:12:53,333
‫اونا دست‌ساز هستن و نمادهای
‫اسکاندیناوی روشون هست

162
00:12:53,416 --> 00:12:56,166
‫- این هنر خالصه!
‫- این کار یه آهنگره

163
00:12:56,250 --> 00:12:58,083
‫یه آهنگر ژولیده وحشی!

164
00:12:58,666 --> 00:13:01,333
‫این آدما اشیاء منحصر
‫به فرد و مشهور...

165
00:13:01,416 --> 00:13:04,250
‫لاتین، یونانی و فنیقی رو غارت کردند،

166
00:13:04,333 --> 00:13:08,000
‫و با ذوب کردنشون جام شراب
‫و بشقاب و طلسم درست کردن!

167
00:13:11,000 --> 00:13:13,458
‫ما کرامت اون طلا رو بهش برمی‌گردونیم

168
00:13:13,541 --> 00:13:14,375
‫بس کن

169
00:13:16,958 --> 00:13:18,916
‫ما کسی هستیم که قراره هنر خلق کنیم

170
00:13:20,291 --> 00:13:22,250
‫این یه دزدی فراموش‌نشدنی میشه

171
00:13:30,125 --> 00:13:32,916
‫به زودی در وزارت کشور یه
‫کنفرانس خبری برگزار میشه

172
00:13:33,000 --> 00:13:37,208
‫تامایو، سرهنگ مسئول
‫عملیات به زودی صحبت می‌کنه

173
00:13:37,291 --> 00:13:39,375
‫آرتورو رومن در چه وضعیه؟

174
00:13:39,458 --> 00:13:41,541
‫شما نزدیک بود تنها گروگانی
‫که مردم می‌شناسند رو بکشید

175
00:13:41,625 --> 00:13:44,083
‫و مدیر بانک اسپانیا رو آزاد کردید

176
00:13:44,166 --> 00:13:46,666
‫آهای؟ کسی اون‌جا هست
‫که اوضاع رو مدیریت کنه؟

177
00:13:47,791 --> 00:13:50,750
‫وضعیت اینه. ارتش داره وارد اون‌جا میشه

178
00:13:50,833 --> 00:13:54,291
‫اما منتظرن که تامایو شما رو نابود
‫کنه. و اون به ۲ دلیل این‌کارو می‌کنه

179
00:13:54,375 --> 00:13:57,750
‫اولا، اون یه ترسو و یه حرومزاده هست

180
00:13:57,833 --> 00:14:00,500
‫دوما، شما کارش رو راحت کردید

181
00:14:00,583 --> 00:14:03,125
‫سوالاتی بدون پاسخ مونده.
‫گروگان‌ها کشته شدند؟

182
00:14:03,208 --> 00:14:06,083
‫ارتش آماده حمله شده؟

183
00:14:06,166 --> 00:14:09,708
‫وقتی شما به گروگان‌ها شلیک
‫کنید طرفداراتون به حرف اون گوش می‌کنن

184
00:14:10,291 --> 00:14:11,250
‫دوست دخترت،

185
00:14:12,000 --> 00:14:13,833
‫اون پاور رنجر آشغال،

186
00:14:13,916 --> 00:14:17,250
‫اون خرس گنده از بالکان،
‫اون بچه که توی قبر بود...

187
00:14:19,541 --> 00:14:21,791
‫آدمایی که حاضری براشون بمیری

188
00:14:22,875 --> 00:14:23,791
‫افرادت...

189
00:14:25,833 --> 00:14:27,083
‫می‌میرن

190
00:14:31,458 --> 00:14:32,791
‫فقط من می‌تونم جلوی اینو بگیرم

191
00:14:33,750 --> 00:14:37,250
‫به من اطلاعات بده. من یه
‫تماس می‌گیرم و هیچ کسی نمی‌میره

192
00:14:43,583 --> 00:14:47,333
‫لطفا برید اون‌طرف، ممنون

193
00:14:50,791 --> 00:14:51,750
‫صبح بخیر

194
00:14:51,833 --> 00:14:54,666
‫ما این کنفرانس خبری
‫اضافه رو برگزار کردیم...

195
00:14:54,750 --> 00:14:56,833
‫تا به شما در مورد...

196
00:14:56,916 --> 00:14:59,625
‫ناپدید شدن آلیسیا سیرا اطلاعاتی بدیم

197
00:14:59,708 --> 00:15:01,875
‫بازرس سابق، آلیسیا سیرا...

198
00:15:01,958 --> 00:15:04,583
‫به نیروی پلیس خیانت کرده،

199
00:15:04,666 --> 00:15:06,708
‫و حالا با دسته پروفسور کار می‌کنه

200
00:15:06,791 --> 00:15:11,000
‫از وقتی که فرار کرده، محل فعلیش مشخص نیست

201
00:15:11,083 --> 00:15:13,666
‫ما از همه اختیارات
‫خودمون استفاده می‌کنیم...

202
00:15:13,750 --> 00:15:15,500
‫تا اونو به دست عدالت بسپاریم

203
00:15:15,583 --> 00:15:17,666
‫این ظاهر فعلی اونه

204
00:15:17,750 --> 00:15:21,875
‫این تصویر از یه دوربین نظارتی
‫فروشگاه نزدیک خونه‌اش گرفته شده

205
00:15:21,958 --> 00:15:23,000
‫حرومزاده

206
00:15:23,083 --> 00:15:27,375
‫ما رد گوشی تلفن اونو با فاصله
‫۲ خیابون از دادگاه ملی گم کردیم

207
00:15:27,458 --> 00:15:29,791
‫ما یه مخفیگاه رو در منطقه شناسایی کردیم...

208
00:15:29,875 --> 00:15:32,958
‫که اون ممکنه از اون‌جا خارج
‫کردن موریو رو ترتیب داده باشه

209
00:15:33,041 --> 00:15:35,000
‫تمامی این مسائل در حال بررسیه

210
00:15:35,083 --> 00:15:38,708
‫تحلیل فنی در مورد تجیهزاتی
‫که توی خونه اون بوده...

211
00:15:38,791 --> 00:15:43,333
‫نشون میده که اون ایمیل‌های مربوط به رویه
‫شکنجه توی الجزایر رو به بیرون درز داده

212
00:15:43,916 --> 00:15:48,875
‫اون اظهاراتی رو جعل کرده و خاکسپاری
‫دروغین آنیبال کورتز رو پخش کرده

213
00:15:48,958 --> 00:15:54,083
‫ما نشانه‌هایی از ارتباط رمزگذاری
‫شده با سرورهای پنهانی رو پیدا کردیم

214
00:15:54,166 --> 00:15:59,583
‫آلیسیا سیرا از اون سرورها برای افشای
‫اطلاعات حساس به پروفسور استفاده می‌کرده

215
00:16:00,250 --> 00:16:05,041
‫در چند ساعت گذشته ما
‫فهمیدیم که اون ۸ میلیون یورو...

216
00:16:05,125 --> 00:16:07,041
‫در حساب شرکت‌هایی که
‫به اسم اون هستند...

217
00:16:07,125 --> 00:16:08,958
‫در پاناما، بلیز و دلاور دریافت کرده

218
00:16:10,375 --> 00:16:13,916
‫چه انتظاری داشتی؟ تو راه فراری نداری

219
00:16:14,000 --> 00:16:15,833
‫همیشه یه راه فراری هست

220
00:16:15,916 --> 00:16:18,000
‫حالا، اگه سوالی دارید...

221
00:16:18,083 --> 00:16:19,875
‫- سرهنگ!
‫- تو

222
00:16:19,958 --> 00:16:22,250
‫آرتورو رومن در چه وضعیه؟

223
00:16:22,333 --> 00:16:24,416
‫اون توی وضعیت بحرانی قرار داره

224
00:16:24,500 --> 00:16:25,625
‫دیگه خیلی دیر شده

225
00:16:26,916 --> 00:16:32,916
‫پلیس،‌ سازمان اطلاعات، دولت...
‫همشون مدارک رو جعل کردن

226
00:16:33,458 --> 00:16:37,083
‫اگه الان ما رو تحویل بدی، اونا میگن که
‫بعد از خیانت به اونا،‌ به ما خیانت کردی

227
00:16:37,166 --> 00:16:38,500
‫خفه شو

228
00:16:38,583 --> 00:16:41,625
‫واقعا فکر می‌کنی اونا به
‫جعل مدرک اعتراف می‌کنن؟

229
00:16:41,708 --> 00:16:45,291
‫سازمان اطلاعات نه پا پس می‌کشه و نه
‫عذرخواهی می‌کنه. خودت اینو می‌دونی

230
00:16:45,375 --> 00:16:46,583
‫خفه شو

231
00:16:46,666 --> 00:16:48,375
‫- سرهنگ
‫- من یه سوال دارم

232
00:16:48,458 --> 00:16:52,125
‫- شما برنامه حمله دارید؟
‫- اوضاع تغییر زیادی کرده

233
00:16:52,208 --> 00:16:56,291
‫چیزی که قبلا دزدی و گروگان‌گیری بوده،
‫الان به آدم‌ربایی و آدم‌کشی تبدیل شده

234
00:16:56,375 --> 00:17:00,458
‫- رویه‌ها کاملا عوض شده
‫- برای همین ارتش بسیج شده؟

235
00:17:00,541 --> 00:17:04,083
‫چون عملیات در حال انجامه،
‫نمی‌تونم اطلاعات بیشتری رو ارائه بدم

236
00:17:04,166 --> 00:17:05,666
‫- خواهش می‌کنم!
‫- سرهنگ!

237
00:17:05,750 --> 00:17:07,583
‫این چراغ سبز حمله بود

238
00:17:09,791 --> 00:17:13,041
‫یه قتل عام رخ میده. اونا دارن وارد میشن

239
00:17:13,125 --> 00:17:15,333
‫اونا منو از بازی بیرون کردن

240
00:17:15,416 --> 00:17:17,833
‫من حتی نمی‌دونم چطور
‫می‌خوان طلا رو خارج کنن

241
00:17:17,916 --> 00:17:18,916
‫طلا

242
00:17:19,000 --> 00:17:21,375
‫- دیگه مهم نیست
‫- البته که مهمه

243
00:17:21,458 --> 00:17:24,333
‫تو متوجه نیستی. طلا دیگه مهم نیست

244
00:17:24,416 --> 00:17:26,250
‫- خفه شو
‫- تو محکوم شدی

245
00:17:26,333 --> 00:17:29,458
‫تو به جرائم ما و بدتر از اون متهم شدی

246
00:17:29,541 --> 00:17:31,208
‫- ساکت باش
‫- جرائم تو شامل نافرمانی هم میشه

247
00:17:31,291 --> 00:17:33,125
‫- خفه شو
‫- تو الان یه خائنی

248
00:17:33,208 --> 00:17:36,416
‫- خفه شو
‫- برای پلیس،‌ دولت،‌ همکارات...

249
00:17:36,500 --> 00:17:38,791
‫- خفه شو
‫- هیچ‌کس تو رو از زندان در نمیاره

250
00:17:38,875 --> 00:17:40,541
‫خفه شو!‌ من باید فکر کنم!

251
00:17:43,458 --> 00:17:45,958
‫نه

252
00:17:47,750 --> 00:17:48,708
‫کیسه آبش پاره شد

253
00:17:50,875 --> 00:17:51,750
‫الان نه

254
00:17:55,791 --> 00:17:58,791
‫الان نه

255
00:17:58,875 --> 00:18:02,166
‫منطقی باش. تو نمی‌تونی
‫توی زندان بچه بزرگ کنی

256
00:18:03,041 --> 00:18:07,750
‫بچه‌ها رو میشه به خوبی توی زندان بزرگ
‫کرد. اسمش هست "پرستاری در زندان"

257
00:18:09,625 --> 00:18:10,791
‫پدرخوانده...

258
00:18:11,958 --> 00:18:13,916
‫ممنون که منو وارد این قضیه کردی

259
00:18:14,666 --> 00:18:15,666
‫من بهش نیاز داشتم

260
00:18:18,083 --> 00:18:20,833
‫اگه پول نیاز داشتی، فقط لازم بود زنگ بزنی

261
00:18:21,541 --> 00:18:23,625
‫من به یه نفر نیاز داشتم
‫که به من باور داشته باشه

262
00:18:23,708 --> 00:18:25,833
‫اون در مورد پدرش حرف میزنه، بابا

263
00:18:26,333 --> 00:18:28,333
‫می‌دونم که اون در مورد پدرش حرف میزنه

264
00:18:28,416 --> 00:18:32,208
‫اون فکر می‌کنه من دیگه نمی‌تونم دزدی
‫انجام بدم، اما حالا بهتر هم شدم

265
00:18:32,291 --> 00:18:35,791
‫اما باید برای این یکی مطالعه کنی. ما
‫قراره ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار یورو چاپ کنیم

266
00:18:35,875 --> 00:18:37,666
‫این‌جوری: بوق، بوق، بوق

267
00:18:37,750 --> 00:18:41,250
‫به بابات گفتی که این‌جایی، آره؟

268
00:18:41,958 --> 00:18:43,666
‫اون نمی‌دونه، قرار هم نیست بفهمه

269
00:18:44,958 --> 00:18:45,875
‫باشه

270
00:18:46,375 --> 00:18:48,041
‫خب، ما میریم بخوابیم

271
00:18:48,125 --> 00:18:51,875
‫فردا تمرین تیراندازی و
‫چیزای دیگه داریم... بیا بریم

272
00:18:52,458 --> 00:18:54,458
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

273
00:19:15,375 --> 00:19:16,208
‫دنی

274
00:19:18,875 --> 00:19:19,791
‫پسر!

275
00:19:24,208 --> 00:19:27,166
‫- پاشو!
‫- چی شده بابا؟

276
00:19:27,250 --> 00:19:29,291
‫فکر می‌کنم ما یه
‫چیزی رو اشتباه فهمیدیم

277
00:19:29,375 --> 00:19:31,208
‫چی رو اشتباه فهمیدیم، بابا؟

278
00:19:33,375 --> 00:19:36,958
‫ساعت ۵ صبحه،‌ بابا!
‫ما چیو اشتباه فهمیدیم؟

279
00:19:37,041 --> 00:19:39,583
‫شاید ما درست نفهمیدیم که
‫چطور بنخامین می‌خواست که ما...

280
00:19:39,666 --> 00:19:43,166
‫مراقب خولیا باشیم
‫و ما داریم گند میزنیم

281
00:19:43,250 --> 00:19:46,125
‫بابا ما گندی نمی‌زنیم.
‫خولیا می‌خواست این‌جا باشه

282
00:19:46,208 --> 00:19:50,583
‫خولیا یه زن عاقل و بالغه. اون
‫زندگی خودش رو داره و مستقله

283
00:19:50,666 --> 00:19:54,291
‫برام مهم نیست که اون چی
‫می‌خواد. باید به بنخامین بگم که...

284
00:19:54,375 --> 00:19:56,791
‫شاید منظورش از "مسیر
‫درست" رو خوب متوجه نشدم

285
00:19:56,875 --> 00:20:00,166
‫و شاید تصور من از مسیر درست...

286
00:20:00,250 --> 00:20:04,875
‫همون مسیر درست یا غلطی
‫نباشه که بنخامین توی ذهنش داره

287
00:20:04,958 --> 00:20:08,875
‫ما باید قبل از این‌‌که وارد عمل
‫بشیم این قضیه رو درست کنیم

288
00:20:08,958 --> 00:20:11,875
‫بابا، بنخامین توی زندانه،

289
00:20:11,958 --> 00:20:14,791
‫و ما هیچ کاری نمی‌تونیم
‫بکنیم چون گوشی نداریم

290
00:20:14,875 --> 00:20:17,250
‫ما باید به کارمون ادامه بدیم. پس شب بخیر

291
00:20:22,333 --> 00:20:24,791
‫پاشو ببینم! من باید بهش زنگ بزنم

292
00:20:24,875 --> 00:20:27,125
‫می‌خوای الان بهش توی زندان زنگ بزنی؟

293
00:20:27,208 --> 00:20:28,708
‫منظورت از الان چیه؟

294
00:20:28,791 --> 00:20:32,125
‫ما باید سه چهار ساعت
‫راه بریم تا به یه تلفن برسیم

295
00:20:32,208 --> 00:20:35,500
‫- من جایی نمیرم
‫- چی؟

296
00:20:35,583 --> 00:20:36,541
‫- وای خدا
‫- پاشو ببینم

297
00:20:36,625 --> 00:20:39,000
‫- من الان دیگه نمی‌تونم بخوابم
‫- پاشو

298
00:20:40,416 --> 00:20:43,666
‫این سی۴ میره پشت ورقه‌های
‫فولادی. ما انفجار ناخواسته نمی‌خوایم

299
00:20:43,750 --> 00:20:47,291
‫دفاع ما با انتقال تسلیحات
‫به یه مکان امن شروع شد

300
00:20:48,041 --> 00:20:49,333
‫۷ تای دیگه بیار

301
00:20:49,416 --> 00:20:51,041
‫ریو، چند تا نارنجک داریم؟

302
00:20:51,125 --> 00:20:53,375
‫- ۶ تا 
‫- هر چه‌قدر می‌تونی بردار

303
00:20:53,458 --> 00:20:58,041
‫ما حس می‌کردیم که داریم قبر
‫خودمون رو می‌سازیم، نه یه پناهگاه

304
00:20:58,125 --> 00:20:59,125
‫ما از پس این بر میایم

305
00:20:59,208 --> 00:21:01,708
‫بدون پروفسور، ما
‫حس یتیما رو داشتیم

306
00:21:01,791 --> 00:21:04,166
‫این آخرین جنگه. قوی بمون

307
00:21:04,250 --> 00:21:07,875
‫بدون پدر، بدون نقشه، و بدون امید

308
00:21:07,958 --> 00:21:10,833
‫ببخشید که از ارجاع فوتبالی استفاده
‫می‌کنم، اما این تنها چیزیه که بلدم

309
00:21:12,125 --> 00:21:16,208
‫بعضی وقتا، توی فینال جام‌جهانی، تو
‫می‌تونی تشخیص بدی که کی می‌بازه

310
00:21:16,291 --> 00:21:18,916
‫تو می‌تونی ترس یه تیم رو وقتی که
‫دارن سرود ملیشون رو می‌خونن حس کنی

311
00:21:19,000 --> 00:21:21,875
‫و من امروز می‌تونم اینجا ترس رو حس کنم

312
00:21:24,375 --> 00:21:26,083
‫اما ما قراره این رو تغییر بدیم

313
00:21:27,041 --> 00:21:28,708
‫تو فوتبال ۱۱ نفر در
‫مقابل ۱۱ نفر بازی می‌کنن

314
00:21:29,375 --> 00:21:32,041
‫ما داریم ۱۰ نفره در مقابل ۱۰ هزار
‫نفر بازی می‌کنیم، و مربی هم نداریم

315
00:21:33,041 --> 00:21:36,041
‫با تیم دزدی بانک اسپانیا تماس می‌گیرم

316
00:21:36,125 --> 00:21:39,125
‫خبر فوری از منبع آب زیرزمینی دارم

317
00:21:39,208 --> 00:21:41,541
‫سیرا دیگه بازوبند پلیس خودش رو نمی‌پوشه

318
00:21:44,583 --> 00:21:46,916
‫تامایو اونو اخراج کرده. ولش کرده

319
00:21:47,541 --> 00:21:50,208
‫سیرا تنهاست. می‌دونی معنای این چیه؟

320
00:21:50,958 --> 00:21:51,875
‫می‌تونی حدس بزنی؟

321
00:21:54,375 --> 00:21:56,166
‫توکیو؟ ریو؟ شما می‌دونید؟

322
00:21:58,666 --> 00:22:03,166
‫کار پروفسور تموم نشده. اون داره بازی
‫خودش رو انجام میده و می‌تونه برنده بشه

323
00:22:03,750 --> 00:22:05,208
‫اون داره علیه یه دیوونه بازی می‌کنه

324
00:22:05,291 --> 00:22:07,750
‫نه. اون فقط یه دیوونه نیست

325
00:22:09,541 --> 00:22:13,083
‫اون یه دیوونه عصبانیه که
‫افراد خودش بهش خیانت کردن

326
00:22:14,208 --> 00:22:15,833
‫اونا انداختنش جلوی گرگ‌ها

327
00:22:16,500 --> 00:22:20,000
‫اون احتمالا می‌دونه که پروفسور
‫دیگه بزرگترین دشمنش نیست

328
00:22:27,541 --> 00:22:29,791
‫- با دیافراگم خودت نفس بکش
‫- چی؟

329
00:22:29,875 --> 00:22:33,291
‫برای کنترل انقباض‌هات با دیافراگمت نفس بکش

330
00:22:33,375 --> 00:22:35,708
‫حالا واسه من ماما شدی؟

331
00:22:37,500 --> 00:22:39,083
‫ما نمی‌تونیم توی این جنگ پیروز بشیم

332
00:22:41,458 --> 00:22:43,583
‫خرس بالکانی استراتژی ما رو اشتباه فهمیده

333
00:22:43,666 --> 00:22:46,791
‫ما نیازی نداریم توی این جنگ
‫پیروز بشیم. ما توی اون می‌بازیم...

334
00:22:48,125 --> 00:22:49,583
‫اما خیلی آروم

335
00:22:52,916 --> 00:22:54,083
‫و شما...

336
00:22:55,666 --> 00:22:57,208
‫پسرا و دخترای قرمزپوش من...

337
00:22:58,958 --> 00:23:02,333
‫ما، که توسط جامعه مطرود شدیم،

338
00:23:03,750 --> 00:23:06,541
‫تیمی هستیم که از بزرگ‌ترین
‫بازنده‌های تاریخ تشکیل شده

339
00:23:06,625 --> 00:23:10,375
‫تراجنسیتی‌ها،‌ مجرم‌ها،
‫تفاله‌ها، همجنسگراها...

340
00:23:11,750 --> 00:23:13,208
‫بالکان‌‌ها، لاتین‌تبارها...

341
00:23:13,291 --> 00:23:15,458
‫اون چه درسی در مورد
‫باختن می‌تونن به ما بدن؟

342
00:23:17,250 --> 00:23:19,958
‫ما می‌دونیم که این‌قدر
‫کند باختن چه‌قدر دردناکه

343
00:23:20,041 --> 00:23:21,166
‫ما می‌دونیم

344
00:23:22,291 --> 00:23:23,958
‫و ما مي‌تونیم یه روز دیگه هم ببازیم

345
00:23:24,458 --> 00:23:26,708
‫چرا باید بخوایم که یه روز دیگه هم ببازیم؟

346
00:23:30,083 --> 00:23:33,041
‫تا طلا رو ذوب کنیم، و از خزنه خارجش کنیم

347
00:23:34,958 --> 00:23:36,166
‫ما برگشتیم سر کارمون

348
00:23:38,583 --> 00:23:40,458
‫برای من این خیلی خوبه

349
00:23:40,541 --> 00:23:43,500
‫اما تو برای باختن نقشه
‫داری، اما به ما در موردش نمیگی

350
00:23:43,583 --> 00:23:44,916
‫البته که میگم

351
00:23:45,000 --> 00:23:46,875
‫من شاید یه مهندس باشم،

352
00:23:46,958 --> 00:23:49,375
‫اما علاقه ذاتیم فرماندهی پیاده نظام بوده

353
00:23:50,875 --> 00:23:51,750
‫باید دریچه رحمم رو باز کنم

354
00:23:51,833 --> 00:23:54,916
‫اکسی‌توسین خیلی به کارت میاد

355
00:23:56,500 --> 00:23:58,125
‫متاسفانه ما نداریمش

356
00:23:58,208 --> 00:24:01,666
‫- من باید یه چیزی برای دردم بخورم
‫- نه، این بچه رو به‌ خطر میندازه

357
00:24:01,750 --> 00:24:04,291
‫شوخیت گرفته؟

358
00:24:05,458 --> 00:24:07,458
‫توی فضای باز ما شانسی نداریم

359
00:24:07,541 --> 00:24:10,583
‫اما توی اتاق‌ها برتری اونا کمرنگ میشه

360
00:24:11,083 --> 00:24:14,958
‫ما پشت هر گوشه و توده‌‌ای می‌خزیم

361
00:24:15,041 --> 00:24:18,333
‫ما یه نارنجک میندازیم، بعدش یکی
‫دیگه، و در ادامه شلیک مسلسل رو داریم

362
00:24:18,416 --> 00:24:20,208
‫این یه فیلم کوفتی جنگ ویتنام نیست

363
00:24:20,291 --> 00:24:23,791
‫دقیقا. این بدتره. این دفاع از استالینگراده

364
00:24:23,875 --> 00:24:26,458
‫این تاکتیک توسط ژنرال چویکف ابداع شده
‫[واسیلی چویکف - افسر ارتش شوروی]

365
00:24:26,541 --> 00:24:28,451
‫ما یه موسیقی رو با
‫صدای بالا پخش می‌کنیم،‌

366
00:24:28,475 --> 00:24:30,666
‫جوری که اونا صدای
‫نارنجک‌ها و شلیک رو نشنون...

367
00:24:30,750 --> 00:24:32,000
‫و بهتر از اون...

368
00:24:33,291 --> 00:24:35,375
‫اونا صدای بی‌سیم خودشون رو نمی‌شنون

369
00:24:36,833 --> 00:24:37,833
‫آلیسیا، گوش کن

370
00:24:38,458 --> 00:24:40,875
‫تو نمی‌تونی به یه بیمارستان بری

371
00:24:41,458 --> 00:24:43,291
‫تو نمی‌تونی تنهایی زایمان کنی

372
00:24:44,083 --> 00:24:46,125
‫ما رو آزاد کن. تو به کمک احتیاج داری

373
00:24:46,208 --> 00:24:48,541
‫- بذار کمکت کنیم
‫- من قراره تنهایی...

374
00:24:49,666 --> 00:24:50,500
‫زایمان کنم

375
00:24:51,083 --> 00:24:52,625
‫مثل مادربزرگم،

376
00:24:52,708 --> 00:24:56,083
‫مثل صدها زن دیگه در تاریخ

377
00:24:57,083 --> 00:24:58,166
‫اینجوری!

378
00:25:02,208 --> 00:25:07,166
‫به چشم‌انداز زندگی خوش اومدی

379
00:25:07,250 --> 00:25:10,375
‫من ۳ تا داوطلب می‌خوام.
‫این ماموریت آسون نیست

380
00:25:10,875 --> 00:25:13,583
‫این ۳ نفر باید از پشت وارد عمل بشن

381
00:25:13,666 --> 00:25:16,958
‫تنها شانس ما حمله از ۲ طرفه

382
00:25:17,458 --> 00:25:21,708
‫ما باید سریع از طریق
‫محور آسانسور، دریچه‌ هوا...

383
00:25:21,791 --> 00:25:23,833
‫و یا هر چیزی که می‌تونیم جا به جا بشیم،
‫اما باید با حداکثر سرعت این‌کارو بکنیم

384
00:25:27,916 --> 00:25:29,208
‫لورونیو

385
00:25:29,708 --> 00:25:32,875
‫به نظر میاد که تو بیشتر از اون
‫می‌دونی. دریچه رحمم چه‌قدر باز شده؟

386
00:25:33,458 --> 00:25:34,916
‫نمی‌تونم بهت بگم...

387
00:25:35,000 --> 00:25:36,583
‫انبساط رحم با لمس اندازه‌گیری میشه

388
00:25:39,333 --> 00:25:40,583
‫بذار ببینم

389
00:25:42,208 --> 00:25:44,000
‫این چه بخشی از نقشه هست؟

390
00:25:44,083 --> 00:25:46,833
‫نقشه زایمان!

391
00:25:46,916 --> 00:25:49,333
‫من ۳ تا داوطلب می‌خوام، و گوش کنید...

392
00:25:50,625 --> 00:25:52,500
‫این ۳ نفر بیشتر از بقیه
‫در معرض خطر هستند

393
00:26:02,166 --> 00:26:03,708
‫خوبه. بیاید انجامش بدیم

394
00:26:03,791 --> 00:26:05,500
‫زودباش!

395
00:26:07,500 --> 00:26:08,500
‫دنور،

396
00:26:09,833 --> 00:26:10,958
‫باهاش خداحافظی کن

397
00:26:11,625 --> 00:26:15,291
‫ما یه شب طولانی رو در پیش داریم.
‫این شاید دفعه آخری باشه که همو می‌بینید

398
00:26:24,291 --> 00:26:26,125
‫ما واقعا قراره پیاده بریم؟

399
00:26:26,625 --> 00:26:29,166
‫دیگه چطور میشه ساعت ۵ صبح به اون‌جا رسید؟

400
00:26:29,250 --> 00:26:31,041
‫عجب، ما می‌تونیم یه ماشین بدزدیم

401
00:26:31,125 --> 00:26:35,291
‫باز شروع کردی. دزدی
‫اولین چیزیه که به ذهنت می‌رسه؟

402
00:26:35,375 --> 00:26:37,708
‫تا یه چیزی سخت میشه سریع میری سراغ دزدی

403
00:26:37,791 --> 00:26:40,541
‫کسی داره اینو میگه که منو آورده
‫این‌جا تا از ضرابخانه اسکناس دزدی کنیم

404
00:26:40,625 --> 00:26:43,500
‫آوردمت تا یاد بگیری هوشمندانه
‫دزدی کنی، مثل پروفسور

405
00:26:43,583 --> 00:26:45,041
‫اون درست دزدی می‌کنه،

406
00:26:45,125 --> 00:26:48,541
‫یه دزدی یک‌باره بزرگ، نه
‫دله‌دزدی که به کار بقیه گند بزنه

407
00:26:48,625 --> 00:26:52,041
‫ساعت ۵ صبحه. اگه ما الان
‫بریم تا ساعت ۱۱ بر نمی‌گردیم

408
00:26:52,125 --> 00:26:54,333
‫اگه پروفسور ما رو ببینه، چی بهش میگی؟

409
00:26:54,416 --> 00:26:58,125
‫دیدی؟ تو داری با مغزت
‫فکر می‌کنی و منطقی هستی

410
00:26:58,708 --> 00:27:00,000
‫ما یه ماشین می‌دزدیم،

411
00:27:00,083 --> 00:27:03,083
‫اما از کسی که گزارش دزدیده شدن اونو نده

412
00:27:14,125 --> 00:27:15,958
‫- بیا
‫- زودباش

413
00:27:27,750 --> 00:27:31,125
‫بنخامین، چی بگم که
‫تو همین الانش هم ندونی؟

414
00:27:33,333 --> 00:27:35,166
‫خطرناکه

415
00:27:37,500 --> 00:27:39,583
‫کار بزرگیه

416
00:27:39,666 --> 00:27:42,208
‫اما قسم می‌خورم که
‫سر هر جزئیاتی فکر شده

417
00:27:42,291 --> 00:27:45,750
‫اگه چیزی اشتباه پیش بره،
‫خولیا رو به زندان مردونه می‌برن

418
00:27:46,250 --> 00:27:47,875
‫حتی نمی‌تونم تصور اینو بکنم

419
00:27:47,958 --> 00:27:51,916
‫آره، اما اگه اون بخواد
‫به زندان زنان منتقل بشه،

420
00:27:52,000 --> 00:27:53,125
‫احتمالا انجامش میدن

421
00:27:53,208 --> 00:27:56,416
‫خیلی طول کشیده که خولیا
‫به جایی که الان هست برسه

422
00:27:57,708 --> 00:27:58,750
‫اون...

423
00:27:59,500 --> 00:28:01,250
‫اون تازه زندگی کردن رو شروع کرده

424
00:28:01,791 --> 00:28:05,583
‫اون خوشحاله. من ۳۰ سال بود که دخترم رو...

425
00:28:06,625 --> 00:28:08,000
‫خوشحال ندیده بودم

426
00:28:10,375 --> 00:28:12,625
‫جسمش یه زندان بود. کاری
‫نکن که به اون زندان برگرده

427
00:28:17,291 --> 00:28:20,166
‫اگه این کار به اون بزرگی که
‫میگی باشه، مگه مراقبش نیستی؟

428
00:28:22,208 --> 00:28:24,375
‫البته. جوری ازش مراقبت
‫می‌کنم که انگار دختر خودمه

429
00:28:24,458 --> 00:28:26,250
‫بنخامین، گوش کن

430
00:28:26,333 --> 00:28:30,166
‫من توی کل زندگیم کنار خولیا
‫بودم،‌ و تا روزی که بمیرم هم کنارشم

431
00:28:35,708 --> 00:28:37,125
‫ممنون، دنی

432
00:28:37,208 --> 00:28:38,625
‫قابلی... نداشت

433
00:28:39,166 --> 00:28:40,500
‫من باید برم

434
00:28:40,583 --> 00:28:41,958
‫خداحافظ

435
00:28:43,875 --> 00:28:45,416
‫یکمی زیاده‌روی کردی

436
00:28:45,500 --> 00:28:46,500
‫واقعا؟ چطور؟

437
00:28:47,000 --> 00:28:48,291
‫بیا از این‌جا بریم

438
00:28:50,500 --> 00:28:52,166
‫- خداحافظ
‫- فعلا

439
00:28:58,291 --> 00:28:59,291
‫دارم میام

440
00:29:06,708 --> 00:29:11,041
‫اون تماس تلفنی برگشت ناپذیره.
‫خواهش می‌کنم یه لحظه بهش فکر کن

441
00:29:11,125 --> 00:29:13,625
‫این تماس تو و بچه‌ات رو محکوم می‌کنه

442
00:29:16,791 --> 00:29:18,842
‫تو هر چه‌قدر بخوای
‫می‌تونی از من متنفر باشی.

443
00:29:18,866 --> 00:29:20,916
‫می‌تونی آرزوی مرگ منو
‫بکنی، یا هر چیز دیگه‌ای

444
00:29:21,000 --> 00:29:22,416
‫اما متاسفانه، در حال حاضر...

445
00:29:22,500 --> 00:29:25,041
‫برای نجات خودت و جون بچه‌ات
‫تو به نجات جون من احتیاج داری

446
00:29:25,125 --> 00:29:28,083
‫در حال حاضر ما به طور
‫مساوی توی یه وضعیت هستیم

447
00:29:28,166 --> 00:29:30,666
‫منو تو مساوی نیستیم، آشغال

448
00:29:31,250 --> 00:29:34,166
‫کار تو قانون شکنیه و
‫کار من متوقف کردن توئه

449
00:29:37,833 --> 00:29:38,875
‫وای خدا

450
00:29:40,416 --> 00:29:42,458
‫و این کاریه که من انجامش میدم

451
00:29:45,875 --> 00:29:47,666
‫تو داری بچه خودت رو محکوم می‌کنی

452
00:29:48,416 --> 00:29:52,000
‫اونا نابودت می‌کنن چون
‫چیزی بهت بدهکار نیستن

453
00:29:52,083 --> 00:29:53,250
‫زندگیم

454
00:29:54,625 --> 00:29:56,000
‫اونا زندگیم رو به من مدیونن

455
00:29:58,375 --> 00:30:03,500
‫من برای اونا به یه ملکه شرور تبدیل شدم

456
00:30:06,458 --> 00:30:09,541
‫و اونا افراد شروری مثل من رو ول نمی‌کنن

457
00:30:10,208 --> 00:30:11,583
‫من تو رو ول نمی‌کنن

458
00:30:11,666 --> 00:30:12,500
‫خفه شو

459
00:30:14,208 --> 00:30:15,541
‫من ولت نمی‌کنم

460
00:30:15,625 --> 00:30:17,875
‫جوری با من حرف نزن که انگار یکی از افرادتم

461
00:30:18,958 --> 00:30:21,375
‫من نمی‌خوام بقیه عمرم رو فراری باشم

462
00:30:22,958 --> 00:30:24,041
‫من فرار نمی‌کنم

463
00:30:25,000 --> 00:30:26,041
‫من مخفی نمیشم

464
00:30:26,125 --> 00:30:29,500
‫من به فیلیپین نمیرم

465
00:30:31,375 --> 00:30:33,875
‫من زندگیمو دوست داشتم

466
00:30:34,875 --> 00:30:37,625
‫من از مادرید خوشم میاد...
‫و از سیراب شیردون...

467
00:30:38,333 --> 00:30:41,208
‫و پورتا دل سول، و فساد
‫[میدانی در مادرید]

468
00:30:41,291 --> 00:30:44,000
‫و من کشورم رو به‌خاطر تو از دست نمیدم!

469
00:30:44,958 --> 00:30:46,708
‫کسی که به تو خیانت کرده تامایو هست،‌ نه من

470
00:30:48,583 --> 00:30:49,541
‫ازت متنفرم

471
00:30:50,916 --> 00:30:53,833
‫باشه. اما وقتمون داره تموم میشه،

472
00:30:53,916 --> 00:30:58,416
‫و تنفرت از من بهت اجازه نمیده
‫که جون بچه‌ات رو به‌ خطر بندازی

473
00:31:01,458 --> 00:31:02,541
‫این بچه...

474
00:31:03,500 --> 00:31:05,916
‫عاشق خطره، حرومزاده!

475
00:31:13,000 --> 00:31:14,958
‫لعنتی!

476
00:31:36,583 --> 00:31:37,666
‫بیا دنبالم

477
00:31:40,500 --> 00:31:43,375
‫تامایو این‌جاست، و سربازا
‫هم باهاش دارن میرن داخل

478
00:31:49,750 --> 00:31:51,291
‫پروفسور تماس گرفت؟

479
00:31:52,375 --> 00:31:54,541
‫اگه تماس گرفته بود بهت اطلاع می‌دادم

480
00:31:54,625 --> 00:31:55,833
‫همه برن بیرون!

481
00:31:55,916 --> 00:31:58,458
‫ما قراره این‌جا نقشه
‫یه حمله نظامی رو بکشیم!

482
00:31:58,541 --> 00:31:59,833
‫زودباشید!

483
00:32:08,916 --> 00:32:12,375
‫افسرای پلیس دارن چادر رو ترک می‌کنن.
‫اونا دارن برای یه چیزی برنامه‌ریزی می‌کنن

484
00:32:12,458 --> 00:32:14,791
‫دریافت شد. ما چند دقیقه وقت داریم

485
00:32:22,416 --> 00:32:25,000
‫وقتی به کسی شلیک می‌کنی،
‫حس بدی نسبت به خودت داری

486
00:32:27,083 --> 00:32:28,416
‫از خودت متنفر میشی

487
00:32:31,375 --> 00:32:32,750
‫من به تو شلیک کردم

488
00:32:34,583 --> 00:32:36,750
‫یه اتفاق بد ممکن بود برات بیوفته

489
00:32:39,041 --> 00:32:40,958
‫من ممکن بود یه قاتل بشم...

490
00:32:42,458 --> 00:32:44,916
‫تو فکر می‌کنی تنها
‫گزینه‌ها زندان و کشته شدنه

491
00:32:46,666 --> 00:32:47,583
‫اما نه

492
00:32:48,666 --> 00:32:49,833
‫این‌طور نیست

493
00:32:51,083 --> 00:32:52,333
‫من به زخم‌هات رسیدگی کردم

494
00:32:53,708 --> 00:32:54,791
‫برات رقصیدم

495
00:32:57,083 --> 00:33:00,791
‫و از اون موقع ما خوشحال بودیم،‌ مونیکا

496
00:33:04,208 --> 00:33:07,125
‫فقط چون یه بار همه چی درست شده،
‫دلیل نمیشه که دوباره هم این‌جوری بشه

497
00:33:09,541 --> 00:33:10,625
‫در واقع...

498
00:33:11,416 --> 00:33:13,500
‫شاید ما زیادی ریسک کرده باشیم

499
00:33:19,791 --> 00:33:21,458
‫اگه برگشتی دوست دارم باهات حرف بزنم

500
00:33:25,833 --> 00:33:27,041
‫اگه برنگشتم چی؟

501
00:33:31,125 --> 00:33:32,708
‫پس دوست دارم ببوسمت

502
00:33:34,583 --> 00:33:35,541
‫یه بوسه اول

503
00:33:38,916 --> 00:33:40,916
‫بوسه اول برای دفعه اوله

504
00:33:42,083 --> 00:33:44,208
‫برای همین بهش میگن بوسه اول

505
00:33:46,833 --> 00:33:51,000
‫اما من نمی‌خوام برای بار آخر ببوسمت...
‫می‌خوام دوباره بوسه اول رو تجربه کنم

506
00:33:52,458 --> 00:33:55,083
‫مثل وقتی که یه زوج حین آشتی همو می‌بوسن

507
00:33:56,875 --> 00:33:57,916
‫از اونا می‌خوام

508
00:34:37,250 --> 00:34:42,000
‫اون ساختمون در برابر انفجار مقاومه.
‫پس برای ورود چند گزینه محدود رو داریم

509
00:34:42,833 --> 00:34:44,333
‫ورودی اصلی،

510
00:34:44,416 --> 00:34:47,416
‫بخش بارگیری، یا پنجره‌ها

511
00:34:47,500 --> 00:34:51,791
‫اما اونا انتظار دارن که
‫ما از همون‌جاها وارد بشیم

512
00:34:51,875 --> 00:34:54,125
‫پس از هیچ کدوم نمی‌تونیم استفاده کنیم

513
00:34:54,208 --> 00:34:56,041
‫اما یه گزینه‌ دیگه‌ای هست

514
00:34:56,125 --> 00:34:58,750
‫شما کاپیتان گاندیا رو می‌شناسید.
‫اون توی نیروهای ویژه کلاه‌سبز بوده

515
00:34:58,833 --> 00:35:02,083
‫من و بعضی از شماها افتخار
‫داشتیم که کنارش خدمت کنیم

516
00:35:02,166 --> 00:35:04,125
‫اون پیشنهاد یه نقشه جایگزین رو میده

517
00:35:04,625 --> 00:35:07,708
‫توی نقشه‌های ساختمان نوشته شده
‫که پشت‌بام در برابر انفجار مقاومه،

518
00:35:07,791 --> 00:35:10,708
‫اما بخشی از اون‌ به دلیل
‫سنگینی بیش از حد مقاوم نیست

519
00:35:11,208 --> 00:35:13,833
‫این اطلاعات محرمانه هست.
‫اونا چنین چیزی رو نادیده گرفتن

520
00:35:13,916 --> 00:35:17,208
‫داری میگی که توی حفاظ انفجار
‫بانک اسپانیا یه حفره وجود داره؟

521
00:35:17,291 --> 00:35:19,125
‫نه. اون کاملا محافظت شده هست

522
00:35:20,041 --> 00:35:21,333
‫اما چیزی که دارم میگم از موزه شروع میشه،

523
00:35:21,416 --> 00:35:24,125
‫و به درهای فولادی مثل اونایی
‫که توی طبقه همکفه ختم میشه

524
00:35:24,208 --> 00:35:26,250
‫ما از اون‌جا میریم بالا،

525
00:35:26,333 --> 00:35:29,916
‫سقف رو منفجر می‌کنیم، و
‫مستقیم به سالن غذاخوری میریم

526
00:35:30,000 --> 00:35:34,125
‫قدمت اون طاق به قرن ۱۸ میلادی
‫برمی‌گرده... در طی جنگ داخلی،

527
00:35:34,208 --> 00:35:37,875
‫اون طاق از قصری در شهر خائن به این‌جا
‫آورده شده تا توی بمباران آسیبی نبینه

528
00:35:38,375 --> 00:35:40,541
‫فکر می‌کنی یه نفر توی بوسنی گفت،

529
00:35:40,625 --> 00:35:43,416
‫"پل استاری موست رو منفجر نکنید، قدیمیه"؟
‫[پلی تاریخی در بوسنی و هرزگوین]

530
00:35:43,500 --> 00:35:45,583
‫نه کسی نگفت، و اون پل بازسازی شد

531
00:35:45,666 --> 00:35:47,375
‫یا کتابخونه سارایوو

532
00:35:47,458 --> 00:35:49,541
‫در طی جنگ جهانی، برلین سوخت

533
00:35:49,625 --> 00:35:52,666
‫و هیچ‌کس نگفت "این محله
‫رو بمبارون نکنید، خوشگله"

534
00:35:53,416 --> 00:35:56,333
‫نقاشی‌های گویا و طلای کیمبایایی اون‌جا هست
‫[تمدنی در آمریکای جنوبی]

535
00:35:56,416 --> 00:36:00,541
‫همین‌جوریش سازمان عفو بین‌الملل اذیتمون
‫می‌کنه، می‌خوایم با یونسکو هم در بیوفتیم؟

536
00:36:00,625 --> 00:36:03,125
‫طلای کیمبایایی برای تو پشیزی ارزش نداره

537
00:36:03,208 --> 00:36:07,125
‫جوری به من نگاه می‌کنی انگار
‫یه سگم. بگو ببینم چی تو فکرته!

538
00:36:07,208 --> 00:36:11,250
‫تو یه شخص بیگناه رو محکوم کردی.
‫تو بهش تهمت زدی. اون به زندان میره

539
00:36:11,333 --> 00:36:15,125
‫آنخل جان، امنیت یه کشور
‫از شرافت هر شخصی بالاتره

540
00:36:15,208 --> 00:36:16,416
‫از همه چیز بالاتره!

541
00:36:16,500 --> 00:36:19,166
‫خزانه ملی تکیه‌گاه یه کشوره

542
00:36:19,250 --> 00:36:24,041
‫شرافت سیرا از امنیت ۴۷ میلیون آدم مهمتره؟

543
00:36:24,125 --> 00:36:25,666
‫کصشعر نگو، تامایو!

544
00:36:25,750 --> 00:36:30,416
‫تو اونو محکوم کردی که خودتو
‫نجات بدی، نه ۴۷ میلیون نفر دیگه

545
00:36:40,500 --> 00:36:43,458
‫ما با منفجر کردن اون طاق وارد میشیم!

546
00:36:55,625 --> 00:36:59,208
‫زودباش، عزیزم! یکم
‫دیگه مونده تا بیای بیرون!

547
00:36:59,791 --> 00:37:02,000
‫لعنتی!

548
00:37:02,083 --> 00:37:04,541
‫نمیاد بیرون!

549
00:37:05,291 --> 00:37:07,208
‫چرا نمیاد بیرون؟

550
00:37:08,208 --> 00:37:09,500
‫چون اون سرش نیست

551
00:37:10,166 --> 00:37:11,666
‫چی؟

552
00:37:11,750 --> 00:37:13,000
‫اون پشتشه

553
00:37:13,583 --> 00:37:14,458
‫چی؟

554
00:37:15,833 --> 00:37:16,666
‫من چه‌کار کنم؟

555
00:37:16,750 --> 00:37:19,083
‫تو باید دستت رو ببری داخل،

556
00:37:19,166 --> 00:37:23,125
‫بچه رو روی بازوت بگیری،
‫جوری که انگار روی دستت سواره،

557
00:37:23,208 --> 00:37:27,208
‫دهنش رو با انگشت سبابه و شصتت
‫بگیری، و سرش رو به جناغ سینه نزدیک کنی...

558
00:37:27,708 --> 00:37:29,375
‫و بکشیش بیرون

559
00:37:34,208 --> 00:37:37,458
‫راه دیگه‌ای نیست، و باید الان انجامش بدی

560
00:37:38,500 --> 00:37:39,875
‫باید منو آزاد کنی

561
00:37:50,208 --> 00:37:51,833
‫چند تا ماشین چادر رو ترک کردن

562
00:37:54,416 --> 00:37:56,416
‫دریافت شد. همه برن به جایگاهشون

563
00:37:56,500 --> 00:37:57,333
‫لیسبون؟

564
00:37:59,875 --> 00:38:00,875
‫ما آماده‌ایم

565
00:38:13,625 --> 00:38:15,375
‫- توکیو؟
‫- من وارد شدم

566
00:38:21,250 --> 00:38:22,791
‫متاتیاس، کد قرمز

567
00:38:23,291 --> 00:38:24,916
‫خیلی خب، هیچ کسی حرکت نکنه!

568
00:38:25,000 --> 00:38:28,791
‫سرتون رو بذارید لای پاهاتون، و سرجاتون
‫محکم بشینید. انگار توی یه هواپیما هستید!

569
00:38:30,625 --> 00:38:31,958
‫جاده قراره ناهموار بشه

570
00:38:55,166 --> 00:38:56,250
‫نقشه عوض شد!

571
00:38:56,333 --> 00:38:57,750
‫هر اتفاقی که اون‌جا بیوفته،

572
00:38:57,833 --> 00:39:02,166
‫هر چیزی که شنیدید، هر لرزه‌ای که
‫حس کردید، از ذوب کردن دست بر ندارید!

573
00:39:02,250 --> 00:39:07,083
‫حتی اگه مسیح ظهور کرد و جلوتون
‫رگاتونی رقصید دست از کار نکشید

574
00:39:07,166 --> 00:39:08,833
‫- بوگوتا؟
‫- من دارم میام بالا

575
00:39:11,125 --> 00:39:13,500
‫اگه کسی فکر برداشتن یکم طلا...

576
00:39:13,583 --> 00:39:15,708
‫به قصد درست کردن گوشواره
‫برای مادربزرگش رو داره

577
00:39:16,916 --> 00:39:17,958
‫این کارو نکنه

578
00:39:18,958 --> 00:39:23,125
‫وقتی رفتیم بیرون از بابایی
‫طلا بخواید، فهمیدید، بچه‌ها؟

579
00:39:23,875 --> 00:39:25,000
‫برید سر کارتون!

580
00:39:25,083 --> 00:39:26,250
‫زودباشید!

581
00:39:26,333 --> 00:39:28,166
‫- بریم!
‫- طلا رو ذوب کنید!

582
00:39:40,541 --> 00:39:42,000
‫انا دارن به سمت جنوب غربی میرن

583
00:39:45,041 --> 00:39:45,875
‫وای خدا

584
00:40:05,625 --> 00:40:07,375
‫نه!

585
00:40:15,083 --> 00:40:16,791
‫مارسی، برو ملافه بیار

586
00:40:17,375 --> 00:40:18,875
‫بنخامین، آب تمیز بیار

587
00:40:24,875 --> 00:40:26,958
‫حرکت کنید! همه برن بیرون!

588
00:40:27,041 --> 00:40:28,000
‫زود باشید!

589
00:40:28,708 --> 00:40:29,625
‫همه برن بیرون!

590
00:40:30,208 --> 00:40:31,916
‫زودباشید! بیرون!

591
00:40:32,500 --> 00:40:34,625
‫اونا توی یه نقطه کور هستن

592
00:40:35,208 --> 00:40:38,875
‫اگه اونا توی نقطه کور هستن، دلیلش
‫اینه که دارن از ساختمون بالا میرن

593
00:40:38,958 --> 00:40:40,625
‫اونا می‌خوان سقف رو منفجر کنن!

594
00:40:41,208 --> 00:40:43,916
‫توکیو، دنور، مانیلا، برید سمت پله‌ها!

595
00:40:54,375 --> 00:40:55,458
‫آماده!

596
00:40:57,250 --> 00:40:58,291
‫حالا!

597
00:42:14,083 --> 00:42:15,416
‫وای خدا

598
00:42:16,250 --> 00:42:17,666
‫گوش کن

599
00:42:17,750 --> 00:42:20,208
‫نفس عمیق بکش

600
00:42:20,791 --> 00:42:21,916
‫آره

601
00:42:22,000 --> 00:42:24,791
‫الان نمی‌تونی فشار بیاری. این خیلی مهمه

602
00:42:24,875 --> 00:42:27,083
‫من دستم رو وارد می‌کنم

603
00:42:27,166 --> 00:42:28,416
‫- باشه؟
‫- باشه

604
00:42:32,166 --> 00:42:33,250
‫درست میشه

605
00:42:34,083 --> 00:42:35,500
‫درست میشه

606
00:42:35,583 --> 00:42:36,583
‫بیا انجامش بدیم

607
00:42:52,583 --> 00:42:54,666
‫- توکیو، اعلام موقعیت کن
‫- ما توی طبقه دوم هستیم

608
00:42:55,708 --> 00:42:56,916
‫طبفه سوم

609
00:42:57,416 --> 00:43:00,083
‫برید به پشت بوم و از پشت
‫بهشون حمله کنید. هلسینکی؟

610
00:43:00,166 --> 00:43:01,708
‫من دارم یه سنگر درست می‌کنم!

611
00:43:01,791 --> 00:43:03,583
‫به سمت موزه عقب نشینی کن. منتظرم بمون

612
00:43:16,708 --> 00:43:18,750
‫- نمی‌تونم
‫- نه، محض رضای خدا

613
00:43:19,333 --> 00:43:21,791
‫خواهش می‌کنم!

614
00:43:43,458 --> 00:43:44,416
‫زودباش

615
00:43:46,041 --> 00:43:47,208
‫یکم بیشتر

616
00:43:53,000 --> 00:43:55,250
‫جناغش رو گرفتم

617
00:44:02,833 --> 00:44:03,833
‫خواهش می‌کنم...

618
00:44:03,916 --> 00:44:04,875
‫تقریبا تمومه

619
00:44:07,125 --> 00:44:08,458
‫من دارم می‌کشمش بیرون

620
00:44:08,541 --> 00:44:10,041
‫یکم دیگه

621
00:44:16,875 --> 00:44:19,250
‫هلسینکی، برو بیرون. توی موزه پناه بگیر

622
00:44:19,833 --> 00:44:21,000
‫نمیشه

623
00:44:39,208 --> 00:44:40,208
‫بیا تمومش کنیم

624
00:44:42,541 --> 00:44:43,375
‫بیا تمومش کنیم

625
00:44:46,000 --> 00:44:46,833
‫پناه بگیرید

626
00:45:12,583 --> 00:45:14,458
‫یه انفجار وحشتناک...

627
00:45:36,125 --> 00:45:38,791
‫[پخش زنده - انفجار در بانک اسپانیا]

628
00:45:38,815 --> 00:45:52,839
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

