﻿1
00:00:05,673 --> 00:00:07,958
...آنچه گذشت

2
00:00:08,776 --> 00:00:10,384
خانودشون رو از بین بردم

3
00:00:10,444 --> 00:00:12,603
دارلین قبل از این که بره ویسکانسین بهم گفت

4
00:00:12,646 --> 00:00:16,701
.به این خاطر میره که می دونه منم از "دیانا"مراقبت می کنم

5
00:00:16,750 --> 00:00:19,237
.به "سای" اعتماد نداشت ولی به من اعتماد داشت

6
00:00:19,287 --> 00:00:21,634
.بهم اعتماد داشت ولی من از بین بردمش

7
00:00:21,689 --> 00:00:23,672
....یه شب

8
00:00:26,194 --> 00:00:28,340
اتفاق افتاد

9
00:00:28,396 --> 00:00:31,360
تفریبا دوباره سکس داشتیم ولی اون گفت که باید دیگه این کار رو نکنیم

10
00:00:31,399 --> 00:00:34,983
گفتش که زندگی جفتمون رو از بین می بره اگر به بیرون درز پیدا کنه

11
00:00:35,035 --> 00:00:38,129
.بگو دیگه! اون سعی کرده خودش رو بکشه یا نه

12
00:00:38,172 --> 00:00:41,265
تفاوتی وجود داره بین این که مراقب نباشی یا

13
00:00:41,309 --> 00:00:43,354
بخوای خودکشی کنی

14
00:00:52,653 --> 00:00:53,618
سلام

15
00:00:54,288 --> 00:00:56,444
.مطمئنم دلربا شدم

16
00:01:01,695 --> 00:01:04,245
هنوزم برام نصف شبه

17
00:01:04,298 --> 00:01:06,993
کاملا خسته شدم

18
00:01:07,034 --> 00:01:10,584
.دیشب توی یه پارتی توپی بودم

19
00:01:10,638 --> 00:01:12,465
.همین جوری ادامه داشت

20
00:01:12,506 --> 00:01:17,115
کل شب رو بیدار بودم و بعدش پیاده تا اینجا اومدم

21
00:01:17,178 --> 00:01:19,069
،بدون غذا، بدون خواب

22
00:01:19,113 --> 00:01:21,746
دیگه تموم شدم

23
00:01:22,850 --> 00:01:26,905
تا حالا تو عمرم انقدر ننوشیده بودم

24
00:01:26,954 --> 00:01:30,260
...اون جا یه نفری بود، یه نفر جدید

25
00:01:30,858 --> 00:01:33,054
چشم خمار

26
00:01:33,727 --> 00:01:37,989
همین جوری با شات های "تاکیلا" می چرخید
مجبورم می کرد بخورشمون

27
00:01:38,031 --> 00:01:41,158
...من باید

28
00:01:42,703 --> 00:01:46,196
.نمی دونم
.تا حالا تو عمرم این جوری مست نشده بودم

29
00:01:53,908 --> 00:02:02,547
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

30
00:02:02,571 --> 00:02:07,871


31
00:02:07,880 --> 00:02:09,433
- ترجمه نشده -

32
00:02:12,099 --> 00:02:13,731
باید درشون بیارم. اشکال نداره؟

33
00:02:14,202 --> 00:02:18,261
نه اصلا، دستات سالم شدن

34
00:02:18,306 --> 00:02:21,102
دیوونه کنندست که یه نفر چه قدر زود به چیزا عادت می کنه

35
00:02:21,141 --> 00:02:24,528
وقتی دستام توو گچ بود، این جوری بود که انگار قسمتی از من هستند، می دونی؟

36
00:02:25,913 --> 00:02:28,980
انگار یه هیولا به دنیا اومدم

37
00:02:29,016 --> 00:02:34,195
حالا، دو روزه که بازشون کردم، این جوری که، گچ گرفتی؟  کدوم گچ؟

38
00:02:36,357 --> 00:02:37,004
.اوه...نمی تونم باور کنم خریدمشون

39
00:02:38,926 --> 00:02:41,618
...کفشایی خریدم که اساسا نباید می خریدم و، حالا که خریدم

40
00:02:43,431 --> 00:02:56,176
اونا جوریت می کنن که بخوای بالا بیاری، مگه نه؟

41
00:02:56,344 --> 00:03:02,567
.تقصیر تو که من اونا رو خریدم، می دونی
چرا؟

42
00:03:02,650 --> 00:03:03,868
.مامانم هفته پیش من رو برد خرید

43
00:03:05,619 --> 00:03:08,883
فکر کردم که سعی داره مادرانه یا یه چیزی تو این مایه ها باشه

44
00:03:08,956 --> 00:03:15,380
کاشف به عمل اومد که اونجا به این خاطر بودیم که تو بهش گفته بودی
.می خواستم خودم رو بکشم

45
00:03:15,404 --> 00:03:16,604
این چیزی که من گفتم نیست، سوفی

46
00:03:16,628 --> 00:03:18,428
آره حالا هرچی
نه، سوفی

47
00:03:18,452 --> 00:03:20,009
راستش، من هرگز اینو نگفتم

48
00:03:20,033 --> 00:03:22,020
.حالا هر چی

49
00:03:22,069 --> 00:03:24,568
باشه

50
00:03:24,605 --> 00:03:26,746
به هر حال، منم این ژاکت رو برداشتم

51
00:03:27,308 --> 00:03:29,792
این چیزه ارتشی، البته که اون متنفر بود

52
00:03:30,611 --> 00:03:34,229
بعدش، به عنوان تنبیه، بهم گفت باید چیزی رو انتخاب کنم که زنونه تر باشه

53
00:03:35,649 --> 00:03:42,913
اون کفشای باربی رو برداشت در حالی که من تو پیشخون آرایش گاه داشتم وانمود می کردم دارم اوغ می زنم

54
00:03:43,023 --> 00:03:48,798
،اگر می دونستم تو بهش زنگ زدی
هرگز به خرید نمی رفتم

55
00:03:48,929 --> 00:03:52,196
.و بعدش تعجب کرد که چرا از سالن فرار می کنم تا باهاش باشم

56
00:03:52,266 --> 00:03:53,248
،منظورم اینه، بدون اون بودن

57
00:03:53,501 --> 00:03:55,692
تا می شه ازش فاصله بگیرم

58
00:03:56,670 --> 00:03:59,786
.تولد قبلیه من بهم  یه دونه کرست داد

59
00:03:59,873 --> 00:04:02,575
کرست برای تولدم؟

60
00:04:02,610 --> 00:04:05,280
مثل این که تبدیل به ذغال بشی

61
00:04:05,346 --> 00:04:07,966
بدتر از این که ذغال بشی
حداقل می تونی ذغال رو آتیش بزنی

62
00:04:08,835 --> 00:04:10,086
(خندیدن)

63
00:04:10,751 --> 00:04:14,828
. . . از ااون چیزای عجیبو غریب با چرخش و پردار. می دونی

64
00:04:16,924 --> 00:04:20,542
نصف کرست، نصف ماشین

65
00:04:20,594 --> 00:04:25,792
.اون دوست داره من هم یه جورایی از اون تشویق کننده ها باشم

66
00:04:25,899 --> 00:04:28,173
می دونی چرا اون از این که من ژیمناستیک کارم متنفره؟
چرا؟

67
00:04:28,221 --> 00:04:30,614
به خاطر سینه هام
اوه

68
00:04:30,658 --> 00:04:33,700
.فکر می کنه که مانع رشدشون می شه

69
00:04:33,741 --> 00:04:36,512
"سینه هات رشد نمی کنن. از بدنت متنفر می شی"

70
00:04:36,551 --> 00:04:39,546
".زشت می شی. فقط این چیزا براش مهمه"

71
00:04:40,448 --> 00:04:42,790
بخواد یا نخواد من چار تیکه استخون رشد می کنم

72
00:04:43,617 --> 00:04:46,790
،پس من سینه های بزرگ نخواهم داشت
کی براش اهمیت داره؟

73
00:04:47,755 --> 00:04:50,048
،باید برات خیلی سخت باشه
همیشه دوری کردن از مادرت

74
00:04:53,226 --> 00:04:55,132
.اتفاقا برعکسش، ازش لذتم می برم

75
00:04:56,930 --> 00:04:59,215
اوه، واقعا؟ چرا؟

76
00:05:00,968 --> 00:05:06,027
.چند دقیقه پیش گفتی که تو از سالن فرار می کردی برای اینکه با اون باشی

77
00:05:09,176 --> 00:05:13,865
چه قدر فوق العاده، دکتر فروید
هر منظوری که شما از حرف های من برداشت کردی

78
00:05:17,451 --> 00:05:19,768
...شاید معناش این باشه که

79
00:05:20,688 --> 00:05:26,666
.مهمه نیست من چه کار می کنم، من نمی تونم از دستش خلاص بشم

80
00:05:26,760 --> 00:05:29,104
اومم

81
00:05:29,129 --> 00:05:30,584
،شاید معناش این باشه که

82
00:05:31,732 --> 00:05:36,160
تا تو رو مورد توجه مادرت حفظ کنه

83
00:05:36,269 --> 00:05:39,752
تو احساس می کنی باید فرار کنی

84
00:05:42,142 --> 00:05:43,344
این اصلا منطقی نیست

85
00:05:43,777 --> 00:05:48,245
.تو مثل تخم مرغ شانسی می مونی
(هر دفعه یه چیزی می پرونی)

86
00:05:48,281 --> 00:05:55,326
تا حالا شده بوده قبلا کفشای این طوری بپوشی؟
اوه، آره، همیشه.منظورم اینه، مگه تو نمی پوشی؟

87
00:05:55,456 --> 00:05:58,568
این نوع پاشنه پشتت رو بالا می بره و به ساقه پاهات شکل می ده. و اون واجبه

88
00:06:00,928 --> 00:06:01,948
.من شدیدا بهت پیشنهاد می کنم تو هم یه جفت بگیری، پاول

89
00:06:03,096 --> 00:06:07,706
حتما یادم باشه اون کار رو بکنم

90
00:06:07,835 --> 00:06:11,134
خب چرا تو دیشب اونا رو پوشیدی؟

91
00:06:13,140 --> 00:06:15,753
نمی دونم

92
00:06:15,823 --> 00:06:19,001
واقعا؟  نظری نداری؟

93
00:06:19,079 --> 00:06:20,661
نه؟

94
00:06:21,336 --> 00:06:22,461
اومم

95
00:06:22,483 --> 00:06:27,383
تو من رو یاد کفشای "دروتی" انداختی

96
00:06:27,455 --> 00:06:29,674
دروتی" کیه؟  "
"The Wizard Of Oz" از فیلم
(فیلمی که در سال 1939 توسط مترو گلدوین ساخته شده)

97
00:06:29,723 --> 00:06:32,308
.اوه، یه جوری گفتی "دروتی"انگار که یکی از دوستاته

98
00:06:33,590 --> 00:06:35,813
چیزی مثل کفشای "دروتی"وجود نداره

99
00:06:35,863 --> 00:06:39,964
.دروتی"باحال بود.کفشای اون طرح قدیمی بودن"

100
00:06:40,067 --> 00:06:42,157
اوم

101
00:06:42,202 --> 00:06:44,645
اوه، نه
چیه؟

102
00:06:44,672 --> 00:06:46,716
"لطفا نگو"هیچ جا مثل خونه آدم نمی شه

103
00:06:46,740 --> 00:06:49,800
چون اگه بگی، شاید مجبور بشم رو همه جای مبلت بالا بیارم

104
00:06:50,827 --> 00:06:52,579
اون چیزی که من می خواستم بگم این بود که "درتی" متوجه شد می تونه بره خونه

105
00:06:54,882 --> 00:07:00,396
.هر موقع که بخواد، با یا بدون کفشاش

106
00:07:00,521 --> 00:07:02,239
چرا تو مثل بچه ها با من برخورد می کنی؟

107
00:07:02,292 --> 00:07:04,439
...من

108
00:07:04,492 --> 00:07:07,155
...من معذرت می خوام اگر

109
00:07:09,630 --> 00:07:11,676
"اگر این جوری به نظر اومد، "سوفی

110
00:07:11,732 --> 00:07:16,266
من واقعا قصدش رو نداشتم

111
00:07:16,369 --> 00:07:18,706
خب، هنوز ازت امتحان نگرفتن؟

112
00:07:18,739 --> 00:07:19,897
نه هنوز

113
00:07:20,741 --> 00:07:23,403
من یه احساس دارم که می گه تو امتحانت رو به خوبی می دی

114
00:07:23,443 --> 00:07:27,431
منم همین انتظار رو دارم

115
00:07:27,515 --> 00:07:30,274
،پس، مادرت این کفشا رو برات خرید

116
00:07:30,350 --> 00:07:32,759
.تو ازشون متنفری ولی هنوز می پوشیشون

117
00:07:32,820 --> 00:07:34,465
چرا؟

118
00:07:34,488 --> 00:07:36,651
من کاملا یه بازنده ام

119
00:07:36,690 --> 00:07:40,862
"اما، هی، چرا به مادر من زنگ نمی زنی و بگی، سلام، مادر "سوفی

120
00:07:40,928 --> 00:07:41,676
،سوفی اون کفشایه باربی که براش خریدی رو می پوشه"

121
00:07:43,463 --> 00:07:46,484
به یه بار رفته، نصف تیم المپیک ژیمناستیک امریکا رو پیچونده"

122
00:07:46,534 --> 00:07:51,712
و حالا هم قراره خودش رو بکشه؟

123
00:07:54,575 --> 00:07:58,252
چرا در هر صورت این کار رو می کنی؟  چرا بهش زنگ می زنی؟

124
00:07:58,311 --> 00:08:01,694
چون من برای تو نگران بودم

125
00:08:01,782 --> 00:08:04,282
ناگهان همه حالا دیگه نگران من شدن

126
00:08:04,317 --> 00:08:05,510
به "سای" هم زنگ زدی؟

127
00:08:06,019 --> 00:08:10,503
اونم تبدیل شده به مادر بزرگم
اجازه بهم نمی ده تا تمرین کنم

128
00:08:10,591 --> 00:08:16,605
اون مجبورم می کنه تا با بچه های 10 ساله کلاس رو بگذرونم. واقعا مسخرست

129
00:08:16,697 --> 00:08:18,846
اوه، حالا یادم افتاد که چی می خواستم بهت بگم

130
00:08:18,866 --> 00:08:21,500
عجیبترین چیزی که اون روز تو سالن اتفاق افتاد

131
00:08:21,569 --> 00:08:26,348
،در عین این که تمرین نمی کردم
فقط با تماشا کردن مجذوب چیزا شده بودم

132
00:08:26,406 --> 00:08:29,110
به خاطر این که من این مشکل قدیمی با پنجه پام دارم

133
00:08:29,138 --> 00:08:31,950
.پنجه پام می ره لبه میله وقتی که قصد دارم یه حرکت سخت رو بزنم

134
00:08:31,979 --> 00:08:36,692
.به خاطر اینه که من طبیعتا زانو های شلی دارم
.زانوی من، شکلشون تو رفته ان

135
00:08:36,750 --> 00:08:41,120
.برای اینکه مستقیم به نظر بیان باید پاهام رو به سمت بیرون کج کنم

136
00:08:41,188 --> 00:08:43,714
.که برای "باله" خوبه ولی برای ژیمناستیک بده

137
00:08:44,858 --> 00:08:48,405
.فقط یکی از انگشت پاها در جای اشتباه قرار بگیره می تونه باعث از دست رفتن حرکت بشه

138
00:08:48,461 --> 00:08:50,938
.دارم درباره مدالها اینجا صحبت می کنم

139
00:08:50,998 --> 00:08:53,400
خب، به هر حال، من روی میله هستم، درسته؟

140
00:08:54,501 --> 00:08:56,548
،و دارم شبونه تمرین می کنم

141
00:08:56,604 --> 00:09:00,908
.گرچه بدنه من هنوز توانش رو نداره

142
00:09:00,974 --> 00:09:02,782
...مثل اینه که

143
00:09:02,810 --> 00:09:04,663
وقتی من بچه بودم و عادت داشتم به خودم گرسنگی بدم

144
00:09:05,646 --> 00:09:08,040
،و اوجا این دوران وجود داشت
،معمولا در صبح گاه

145
00:09:09,016 --> 00:09:12,685
.جایی که من واقعا، واقعا گرسنه بودم

146
00:09:12,786 --> 00:09:20,135
.می دونی، انقدر گرسنه بودم که فکر می کردم معدم شروع کنه به خوردن بقیه خودم

147
00:09:20,227 --> 00:09:21,441
و بعدش از بین می رفت

148
00:09:22,195 --> 00:09:25,848
ناگهان، مثل خاموش کردن کلید چراغ

149
00:09:25,933 --> 00:09:29,130
و من احساس کردم که روی ابرها غوطه ورم

150
00:09:29,169 --> 00:09:31,506
این بار با درد یکی بود

151
00:09:31,538 --> 00:09:33,374
،من کنارش زدم تا این که محو شد
کاملا ناگهانی

152
00:09:35,909 --> 00:09:39,096
و بعدش احساس کردم که اصلا بدنی ندارم

153
00:09:39,146 --> 00:09:46,610
.انگار که من در مرکز چرخش بودم

154
00:09:46,787 --> 00:09:49,546
بنابراین دیروز من قدم زنان رفتم سالن

155
00:09:49,589 --> 00:09:51,328
.و رفتم روی میله

156
00:09:51,358 --> 00:09:53,748
.همه شکه شده بودن و من این سکوت رو در اطرافم احساس می کردم

157
00:09:55,162 --> 00:09:57,708
.سوفی، مراقب باش، لطفا
،بعدش یه چیزی درون من

158
00:09:57,765 --> 00:10:01,400
"یه صدای کوچیک گفت، "اثبات کن

159
00:10:01,468 --> 00:10:03,576
بنابراین من اولین حرکت رو شروع کردم

160
00:10:03,603 --> 00:10:04,865
.اینجا، بهت نشون می دم
نه "سوفی"، لطفا مراقب باش

161
00:10:08,433 --> 00:10:09,989
. این خطرناکه
ترسو نشو "پاول". من خوبم

162
00:10:10,010 --> 00:10:19,710
خب بنابراین، من اولین حرکت رو شروع کردم

163
00:10:19,853 --> 00:10:23,179
،و وقتی برگشتم و پام رو نگاه کردم
اونها درست روی میله بودن

164
00:10:23,223 --> 00:10:24,209
چیزه مهمی نبود ولی من این رو نوعی نشانه دونستم

165
00:10:26,794 --> 00:10:30,477
.بعدش، همه گفتن که "سای"کاملا شوکه شده بوده و نمی تونسته نفس بکشه

166
00:10:30,530 --> 00:10:38,976
.خب، شرط می بندم همین طور بوده
و من یه پرش به سمت عقب زدم

167
00:10:39,106 --> 00:10:42,708
عالی فرود اومدم
باورنکردنی بود

168
00:10:42,743 --> 00:10:44,950
من برگشتم به سمت نیمکتا انگار که چیزه خاصی نبوده

169
00:10:46,113 --> 00:10:48,019
...من چشم همه رو از پشت احساس می کردم و می خواستم بچرخم و

170
00:10:51,051 --> 00:10:54,270
و چی؟
هیچی

171
00:10:54,354 --> 00:11:00,725
نه، یالا، بهم بگو

172
00:11:00,861 --> 00:11:03,245
،می خواستم با دوتا دستام بهشون بیلاخ بدم

173
00:11:03,296 --> 00:11:06,071
"مثل این که"همتون رو گاییدم و گوره بابای همتون

174
00:11:06,099 --> 00:11:07,830
(خندیدن)

175
00:11:07,868 --> 00:11:08,501
فکر می کردم که این جمله این جوری استفاده می شه
"گوره بابای همه کسو همه چیزت با هم"
(در جمله ای که سوفی به کار می بره از لغت ماهی و شنا کردن استفاده می کنه در صورتی که درستش استفاده کردن از لغت اسب و روندنش هست که یه اصطلاحه و پاول متذکر می شه)

176
00:11:12,172 --> 00:11:13,484
نه تو کتاب من

177
00:11:13,941 --> 00:11:24,378
تو کتاب من یه ماهیه

178
00:11:26,854 --> 00:11:28,419
چی شده، "سوفی"؟

179
00:11:29,256 --> 00:11:32,843
مشکل چیه؟
حالم خوب نیست

180
00:11:32,926 --> 00:11:35,500
یه ذره آب می خوای؟

181
00:11:35,562 --> 00:11:35,961
درد احساس می کنی؟

182
00:11:38,331 --> 00:11:39,591
.یه ثانیه صبر کن

183
00:11:40,333 --> 00:11:44,618
.فقط صبر کن، از بین میره

184
00:11:55,482 --> 00:11:59,538
"تمومش کن، "سوفی

185
00:11:59,619 --> 00:12:01,456
.تمومش کن
نه، چیه؟

186
00:12:07,227 --> 00:12:08,072
.سوفی"، بهم نگاه کن"

187
00:12:09,729 --> 00:12:14,529
.لطفا

188
00:12:17,537 --> 00:12:18,645
چی شده؟

189
00:12:22,776 --> 00:12:26,566
چی اونجا داره می گذره؟

190
00:12:26,613 --> 00:12:34,220
.بهم بگو

191
00:12:34,354 --> 00:12:38,403
نزدیکای "دو صبح"، من رو برد به اتاق خودش
کی این کار رو کرد؟

192
00:12:38,458 --> 00:12:40,258
"همون جدیده با "تاکیلا

193
00:12:40,961 --> 00:12:44,420
...اون اهل "مینیسوتا" یا "میشیگان" یا یه جایی، و

194
00:12:44,497 --> 00:12:47,905
اون یه ژیمناست بی نظیره

195
00:12:48,001 --> 00:12:49,074
اون می خواست سکس کنه

196
00:12:49,769 --> 00:12:52,613
اون نمی تونست "شق" کنه

197
00:12:52,672 --> 00:12:54,469
خیلی هم خسته بود

198
00:12:56,043 --> 00:12:58,182
و بعدش اون آماده شد و بعدش سکس داشتیم

199
00:12:58,245 --> 00:13:00,327
و من هیچی احساس نکردم

200
00:13:02,850 --> 00:13:03,902
مثل همیشه

201
00:13:04,852 --> 00:13:07,400
کاملا هیچی

202
00:13:11,258 --> 00:13:20,072
بعدش او گفت که من انگار کسی رو کردم که ازش سوء استفاده جنسی شده

203
00:13:20,300 --> 00:13:24,859
مردم آزار

204
00:13:24,905 --> 00:13:25,944
متاسفم، ادامه بده

205
00:13:26,206 --> 00:13:31,070
،رفتیم به خونه دخترا
اتاقی که بعضی اوقات توش می مونم

206
00:13:31,845 --> 00:13:36,635
سعی کردم بخوابم ولی نتونستم به حرفی که بهم زده فکر نکنم

207
00:13:36,716 --> 00:13:41,237
...ترسیدم که اگر خوابم ببره نتونم سره موقع پاشم بیام اینجا، بنابراین

208
00:13:41,288 --> 00:13:43,710
و وقتی چشمام رو بستم این عکس های وحشتناک رو دیدم

209
00:13:44,791 --> 00:13:48,862
چی؟
انگار. ... هر چی اطرافم بود داشت از هم می پاشید

210
00:13:48,929 --> 00:13:53,790
.می دونی،تجزیه شدن، تبدیل شدن به خاکستر درست جلوی چشمات

211
00:13:54,801 --> 00:13:57,150
.و من خودم رو مجبور کردم تا به یه چیزه زیبا و خوب فکر کنم

212
00:13:58,005 --> 00:14:01,560
.مثل یه مرتع در نور خورشید و برای اینکه اونجا حفظش کنم، اون عکس

213
00:14:03,977 --> 00:14:10,596
. اما به محض این که به خواب می رفتم اون مرتع از بین می رفت. وحشتناک بود

214
00:14:10,683 --> 00:14:17,201
. و بنا به دلایلی من رو یاد تصادفم می انداخت. نمی دونم چرا

215
00:14:17,257 --> 00:14:20,422
...ازش می ترسیدم، اگر خوابم می برد، رویایی درباره تصادف می دیدم، بنابراین

216
00:14:22,007 --> 00:14:26,706
،بلند شدم و خیلی اروم تا ایستگاه اتوبوس اومدم

217
00:14:27,914 --> 00:14:29,959
بعد از اون، در واقع، خودم رو آروم کنم

218
00:14:31,638 --> 00:14:35,292
.اتوبوس هنوز راه نیفتاده بود،خب من روی نیمکت نشستم

219
00:14:37,444 --> 00:14:38,673
آره؟  و چی؟

220
00:14:41,581 --> 00:14:46,016
تو چه فکری بودی وقتی روی نیمکت نشسته بودی؟

221
00:14:46,086 --> 00:14:54,840
.من تو فکر "دینا" بودم

222
00:14:54,928 --> 00:14:57,197
.نمی تونستم نفس بکشم

223
00:14:57,230 --> 00:15:00,106
،شب تصادف، وقتی خونه "دارلین" رو ترک کردم و سوار موتور شدم

224
00:15:01,468 --> 00:15:04,659
.خیلی ناگهانی نمی تونستم نفس بکشم

225
00:15:04,704 --> 00:15:08,396
گلوم بسته شده بود

226
00:15:08,441 --> 00:15:12,154
...اونجا یه نقطه کوره برا دور زدن در انتهای تپه هست. وقتی من

227
00:15:12,212 --> 00:15:15,925
.... رفتم دورش، یه ماشین سفید، تقریبا بهم زد و

228
00:15:15,983 --> 00:15:18,448
.یادم نمیاد، ادامه بده سوفی

229
00:15:18,485 --> 00:15:19,217
.چه اتفاقی با ماشین سفید افتاد؟ یادم نمیاد

230
00:15:21,221 --> 00:15:22,405
. لطفا. این مهمه. چیزه دیگه ای یادم نمیاد

231
00:15:25,025 --> 00:15:31,995
مجبور نیستی این کار رو تنهایی انجام بدی
منم نمی خوام

232
00:15:38,871 --> 00:15:44,934
ادامه بده

233
00:15:45,012 --> 00:15:46,086
صندلیم داشت آزارم می داد

234
00:15:49,149 --> 00:15:52,983
موتور "سای" بود،یه موتور مردونه،خب یه صندلیه باریک داشت

235
00:15:53,020 --> 00:15:57,791
به این خاطر اذیتم می کرد

236
00:16:00,060 --> 00:16:04,538
وقتی به نقطه کور پیچ رسیدم،یه ماشین سفید اومد نزدیک و تقریبا بهم زد

237
00:16:05,965 --> 00:16:07,425
روش براق بود بنابراین دید من رو کور کرد

238
00:16:07,456 --> 00:16:10,924
از سمت من منحرف شد و صدای بوق ماشین و ... خیلی عجیب بود

239
00:16:13,640 --> 00:16:14,831
جاده یه جورایی شروع کرد به سمت من اومدن

240
00:16:16,343 --> 00:16:18,951
...یه جورایی بهم خیلی سریع حمله کنه،مثل اینکه از جایی خیلی بلند بیافتم و

241
00:16:26,986 --> 00:16:28,110
می خواستمش

242
00:16:31,724 --> 00:16:34,521
می خواستم یه صدای خیلی بلند بووم بشنوم و بعدش می خواستم هیچی نشنوم

243
00:16:46,339 --> 00:16:47,767
دارم تلاش می کنم خودم رو بکشم

244
00:16:55,748 --> 00:16:58,828
من یه لعنتی عجیبم

245
00:17:06,826 --> 00:17:15,704
تو عجیبو غریب نیستی

246
00:17:20,107 --> 00:17:27,182
بعدش چی شد؟

247
00:17:27,247 --> 00:17:29,794
این جوری بود که انگار قبلا رخ داده باشه

248
00:17:31,851 --> 00:17:36,695
به محض این که ماشین سفید رد شد،می دونستم یه تصادف داشتم

249
00:17:36,756 --> 00:17:39,161
و فقط حس آرامش می کردم

250
00:17:40,127 --> 00:17:42,207
فرمان رو چرخوندم و یه کوچولو سمت چپ آسیب دیده بود

251
00:17:44,097 --> 00:17:49,714
یادم میاد فکر می کردم
" همین ضرب کم هم کافیه"

252
00:17:51,371 --> 00:17:54,210
بعدش تو خیابون روندم

253
00:17:55,308 --> 00:17:59,148
.محال بود ماشین دیگه ای به من نزنه
و احساس آزادی می کردم

254
00:18:00,180 --> 00:18:02,993
.آزاد و قوی

255
00:18:03,716 --> 00:18:04,835
و حجوم آدرنالین رو داشتم،انگار هیچ چیزی نمی تونه لمسم کنه

256
00:18:08,721 --> 00:18:13,935
اون دیگه چیه؟
شاید تو احساس می کردی تو در کنترل هستی

257
00:18:13,993 --> 00:18:22,704
بله
آره؟

258
00:18:26,339 --> 00:18:30,843
و بعدش من میونه جاده بودم و اون صدای گوشخراش اومد

259
00:18:30,943 --> 00:18:32,931
"و بعدش یه بووم و من یادم میاد به خودم گفتم "اوه

260
00:18:32,970 --> 00:18:36,721
"فقط "اوه

261
00:18:38,718 --> 00:18:40,875
و تو آسمون پرواز می کردم

262
00:18:40,920 --> 00:18:47,812
...دوباره ناگهانی نمی تونستم نفس بکشم،من همه هوا رو تو ریه هام داشتم و

263
00:18:47,927 --> 00:18:48,420
.. . . و بعدش تو روی زمین بودی و

264
00:18:49,862 --> 00:18:52,212
. . . اونجا خوابیده بودی، یادت میاد چی

265
00:18:53,366 --> 00:19:01,851
چی تو ذهنت می گذشت؟

266
00:19:02,074 --> 00:19:05,848
که آخرش اون رو کشتم

267
00:19:05,912 --> 00:19:07,642
کی رو کشتی،"سوفی"؟

268
00:19:07,680 --> 00:19:08,881
اون چیزی رو که زمانی که فرود اومدم

269
00:19:13,186 --> 00:19:15,384
...کی

270
00:19:24,757 --> 00:19:26,739
کی رو کشتی "سوفی"؟
نمی دونم

271
00:20:14,524 --> 00:20:16,507
(در باز و بسته شد)

272
00:20:44,376 --> 00:20:46,360
(سرفه کردن)

273
00:20:51,088 --> 00:20:53,071
(سیفون توالت)

274
00:20:53,119 --> 00:20:53,463
سوفی"؟"

275
00:20:59,826 --> 00:21:01,326
سوفی" حالت خوبه؟"

276
00:21:01,361 --> 00:21:28,592
خوب می شم

277
00:21:42,034 --> 00:21:43,485
حالت بهتره؟

278
00:21:44,070 --> 00:21:47,198
فکر کنم برم خونه

279
00:21:47,273 --> 00:21:50,052
هنوز یه خورده زمان داریم

280
00:21:50,109 --> 00:21:51,832
آره، ولی واقعا خسته ام

281
00:21:52,545 --> 00:21:54,298
یه خورده بیشتر می تونی بمونی اگر دوست داشته باشی

282
00:21:54,914 --> 00:21:56,983
فکر می کنم برم خونه

283
00:21:57,917 --> 00:22:01,432
...ولی صبر کن،من یه کفش جادووی دارم

284
00:22:01,488 --> 00:22:06,640
که می تونم سه مرتبه کلیک کنم و ناگهانی همه کسایی که عاشقشونم کنارم هستن

285
00:22:08,828 --> 00:22:11,197
و توهم مثل "ویزارد" در "آز" هستی

286
00:22:11,230 --> 00:22:14,938
تو فکر می کنی همه چیز رو می دونی ولی تو هیچ چیزی نمی دونی

287
00:22:16,603 --> 00:22:18,937
.به اضافه این که تو همیشه پشت اون دیواری
کدوم دیوار؟

288
00:22:20,573 --> 00:22:23,646
بذار ببینیم تو هم می تونی جادو کنی

289
00:22:24,176 --> 00:22:25,577
من الان دارم به چی فکر می کنم؟

290
00:22:27,480 --> 00:22:29,870
نمی دونم "سوفی"، نمی تونم ذهن تو رو بخونم

291
00:22:32,284 --> 00:22:36,115
سعی کن

292
00:22:37,223 --> 00:22:40,236
لطفا سعی کن، آقای جادوگر

293
00:22:41,461 --> 00:22:46,225
از دستم به خاطر این که یاد تصادف انداختم عصبانی؟ همینه؟

294
00:22:46,298 --> 00:22:48,974
اون چیزی نبود که فکر می کردم. باختی

295
00:22:49,021 --> 00:22:52,128
حالت خوبه؟
یکی دیگه باید بیاد اینجا؟

296
00:22:52,170 --> 00:22:55,896
نه، نمیاد
حس دیدن کسِ دیگه ای رو ندارم

297
00:22:55,942 --> 00:22:58,703
.....من یه خورده برات نگرانم، لطفا
سوفی"، لطفا"

298
00:22:58,745 --> 00:23:02,902
من فکر می کردم زمان شلیک درسته
چه شلیکی؟ درباره چی صحبت می کنی؟

299
00:23:02,982 --> 00:23:06,559
...فکر می کردم مثل همیشه میان
کی؟

300
00:23:06,583 --> 00:23:08,030
مدل ها

301
00:23:09,054 --> 00:23:13,469
سوفی"، اوه خدا"

302
00:24:22,053 --> 00:24:23,735
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

303
00:24:23,759 --> 00:24:25,759


