﻿1
00:00:00,415 --> 00:00:10,415
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
<b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

8
00:00:34,959 --> 00:00:40,959


9
00:01:00,960 --> 00:01:09,960


1
00:00:11,416 --> 00:00:13,416
‫خیلی‌خب.
‫از سوراخِ توی دیوار فیلم میگیریم

2
00:00:13,500 --> 00:00:15,166
‫توشیرو، دوربین رو ببر روی ایوون

3
00:00:17,250 --> 00:00:19,291
‫خیلی‏خب.
‫در ورودی خونه رو ببندین

4
00:00:20,833 --> 00:00:22,208
‫ردیفه.
‫بیاین آماده ضبط باشیم

5
00:00:24,333 --> 00:00:26,083
‫آره. عالیه

6
00:00:30,208 --> 00:00:32,958
‫خیلی‎خب. میریم واسه شروع.
‫و حرکت

7
00:01:22,957 --> 00:01:25,410
‫[اسکار آیزاک - جسیکا چستین]

8
00:01:25,411 --> 00:01:28,310
‫[صحنه‌هایی از یک ازدواج]

9
00:01:28,311 --> 00:01:31,311
‫«صحنه‌ی سوم»
‫« دره‌ی اشک »

10
00:01:35,958 --> 00:01:38,000
‫عجب

11
00:01:38,083 --> 00:01:39,708
‫ازش خوشت نمیاد؟
‫خوشت میاد؟

12
00:01:39,791 --> 00:01:42,041
‫نه. این فقط...
‫بیا تو. بیا تو

13
00:01:45,416 --> 00:01:46,625
‫- سلام
‫- سلام

14
00:01:50,250 --> 00:01:52,625
‫هی

15
00:01:56,583 --> 00:01:58,583
‫خیلی‎خب.
‫بیا داخل

16
00:01:59,875 --> 00:02:01,958
‫- خوابیده؟
‫- آره. آره

17
00:02:02,041 --> 00:02:03,416
‫زود خوابید

18
00:02:03,500 --> 00:02:05,250
‫زمان خواب چطور بود؟

19
00:02:05,333 --> 00:02:06,958
‫- آم...
‫- یه اتاق نشیمنِ جدید داری

20
00:02:07,041 --> 00:02:11,541
‫بله. خب، صندلی‌های دسته‌دار...
‫اونا... میدونی...

21
00:02:11,625 --> 00:02:12,625
‫هنینگزنس‌ها؟

22
00:02:12,708 --> 00:02:15,166
‫آره. آره.
‫خوشگل بودن،

23
00:02:15,250 --> 00:02:17,541
‫ولی واسه تلوزیون تماشا کردن
‫خیلی راحت نبودن

24
00:02:17,625 --> 00:02:19,375
‫قبلا ازشون ایراد نمی‌گرفتی

25
00:02:19,458 --> 00:02:21,208
‫خب، قبلا اصلا تلوزیون تماشا نمیکردم

26
00:02:21,291 --> 00:02:22,666
‫اوه

27
00:02:22,750 --> 00:02:26,583
‫و فرش...
‫یعنی گوش کن، این...

28
00:02:26,666 --> 00:02:30,333
‫واقعا خیلی زشته

29
00:02:30,416 --> 00:02:31,333
‫واقعا همچین نظری داری؟

30
00:02:31,416 --> 00:02:33,416
‫اوه، خدای من. آره.
‫این کاناپه رو ببین

31
00:02:33,500 --> 00:02:34,458
‫چشه؟

32
00:02:34,541 --> 00:02:35,833
‫یه توهین به مبل سبزه‌ست

33
00:02:35,916 --> 00:02:37,333
‫ببین، انگار باهم سر جنگ دارن

34
00:02:37,416 --> 00:02:39,208
‫آره خب، ولی خیلی راحته

35
00:02:39,291 --> 00:02:41,083
‫خیلی زشته.
‫از کجا گرفتیش؟ ایکیا؟

36
00:02:41,166 --> 00:02:42,625
‫راستش رو بخوای، آره

37
00:02:42,708 --> 00:02:45,000
‫- آره. ولی گرم و نرمه
‫- حالا، چرا بهم زنگ نزدی؟

38
00:02:45,083 --> 00:02:46,625
‫می‌بردمت خرید

39
00:02:46,708 --> 00:02:48,708
‫نمیدونم، یعنی...
‫حتی خودم انجامش میدادم

40
00:02:48,791 --> 00:02:50,666
‫نمیدونم.
‫فقط خودم انجامش دادم

41
00:02:52,041 --> 00:02:54,041
‫خب، کِی این کارها رو با موهات کردی؟

42
00:02:54,125 --> 00:02:55,583
‫حدود یه هفته پیش

43
00:02:55,666 --> 00:02:58,208
‫- اوه، باشه
‫- فکر کردم ایوا بهت میگه، پس...

44
00:02:58,291 --> 00:03:02,000
‫نه، اون...
‫ایوا محتاط‌ترین...

45
00:03:02,083 --> 00:03:04,125
‫بچه‌ی پنج ساله روی کره‌ی زمینه

46
00:03:04,208 --> 00:03:05,916
‫بعضی وقت‌ها اینکه چقدر احساسات...

47
00:03:06,000 --> 00:03:08,083
‫- رو تو خودش میریزه، قلبم رو به درد میاره
‫- میدونم. آره

48
00:03:09,083 --> 00:03:10,916
‫اون امروز بعد از مدرسه چطور بود؟

49
00:03:12,041 --> 00:03:14,708
‫خوب بود. آره.
‫چیز غیر عادی‌ای نبود. چطور؟

50
00:03:14,791 --> 00:03:18,041
‫اوه. فقط موقع رسوندنش به مدرسه
‫یکم وضعش خوب نبود، میدونی؟

51
00:03:18,125 --> 00:03:20,333
‫شکمش درد میکرد،
‫و یکم گریه کرد

52
00:03:20,916 --> 00:03:21,916
‫هوم

53
00:03:22,000 --> 00:03:23,958
‫تو رسوندیش یا پالی؟

54
00:03:24,041 --> 00:03:27,666
‫من. پالی نیستش.
‫چند روز پیش رفت

55
00:03:27,750 --> 00:03:30,541
‫- باشه
‫- راستش وقتی اون میرسونتش راحت‎تره

56
00:03:32,416 --> 00:03:33,625
‫جور در میاد

57
00:03:33,708 --> 00:03:35,333
‫آره. میدونم

58
00:03:38,708 --> 00:03:41,250
‫خب، میخواستی حرف بزنی؟

59
00:03:42,958 --> 00:03:43,875
‫آره

60
00:03:43,958 --> 00:03:46,166
‫- باشه. میخوای اونجا بشینی؟
‫- حتما. آره

61
00:03:53,541 --> 00:03:56,750
‫اوه، عجب.
‫نمیدونستم دوباره اینو شروع کردی

62
00:03:56,833 --> 00:03:59,166
‫اوه چی، شام شبات؟
‫آره

63
00:03:59,250 --> 00:04:01,458
‫آره، نمیدونم.
‫یه‌جورایی...

64
00:04:01,541 --> 00:04:04,166
‫چند هفته پیش مامان و بابام
‫واسه شبات اومدن اینجا

65
00:04:04,250 --> 00:04:06,333
‫و ایوا واقعا ازش خوشش اومد

66
00:04:06,416 --> 00:04:07,625
‫- واقعا؟
‫- آره

67
00:04:07,708 --> 00:04:09,250
‫- ها
‫- این اذیتت میکنه؟

68
00:04:09,333 --> 00:04:10,375
‫نه

69
00:04:11,208 --> 00:04:13,375
‫فکر نکنم

70
00:04:13,458 --> 00:04:15,500
‫یعنی، به نظرم ده سال میشه...

71
00:04:15,583 --> 00:04:17,166
‫- که این کارو نکرده بودی
‫- آره، خب...

72
00:04:17,250 --> 00:04:19,291
‫تو هیچوقت خوشت نمیومد

73
00:04:19,375 --> 00:04:21,125
‫تو خوشت اومد که من خوشم نمیومد

74
00:04:23,500 --> 00:04:26,125
‫درواقع به نظرم واقعا واسه ایوا خوبه، میدونی؟

75
00:04:26,208 --> 00:04:28,208
‫بهش یه حس...

76
00:04:28,291 --> 00:04:30,166
‫ساختاری و یه احساس تعلق بهش میده

77
00:04:32,375 --> 00:04:34,375
‫میخوری؟

78
00:04:34,458 --> 00:04:36,250
‫از بیگل‌های روزنفلده،
‫خیلی خوشمزه‌ان

79
00:04:36,333 --> 00:04:37,375
‫نه، مرسی

80
00:04:38,125 --> 00:04:39,666
‫یکم شراب میخورم

81
00:04:39,750 --> 00:04:41,000
‫باشه. حتما

82
00:04:52,791 --> 00:04:53,875
‫منم بهت ملحق میشم

83
00:04:53,958 --> 00:04:55,041
‫باشه

84
00:04:56,333 --> 00:04:57,541
<i>‫ لخایم </i>
‫[معنی: به سلامتی زندگی]

85
00:04:59,625 --> 00:05:00,625
‫به سلامتی

86
00:05:00,708 --> 00:05:02,250
‫چشم‌ها

87
00:05:33,666 --> 00:05:34,791
‫خب...

88
00:05:41,708 --> 00:05:45,875
‫خب، ترفیعی بهم پیشنهاد شده

89
00:05:48,750 --> 00:05:51,083
‫- تبریک میگم
‫- ممنون

90
00:05:51,166 --> 00:05:54,708
‫واسه نظارت بر بخش اروپایی هستش

91
00:05:54,791 --> 00:05:56,250
‫اوه. عجب

92
00:05:56,333 --> 00:05:58,541
‫ولی باید به لندن نقل‌مکان کنم

93
00:06:01,083 --> 00:06:02,875
‫پس میدونی، وقتی از تل‌آویو برگشتم

94
00:06:02,958 --> 00:06:08,500
‫آکرمن، از کاری که انجام دادم
‫واقعا راضی بود

95
00:06:08,583 --> 00:06:10,375
‫یعنی میدونی، کارم خوب بود

96
00:06:10,458 --> 00:06:12,541
‫فقط بی‌طرفانه بگیم

97
00:06:12,625 --> 00:06:15,375
‫پس به هرحال،
‫ما دفتر تل‌آویو رو...

98
00:06:15,458 --> 00:06:17,750
‫به بخش اروپایی ادغام کردیم
‫و اون گفت،

99
00:06:17,833 --> 00:06:19,916
‫آکرمن رو میگم، گفتش
‫"فقط کل اروپا رو به دست بگیر"

100
00:06:21,208 --> 00:06:23,208
‫- مدیر لندن داره شرکت رو ترک میکنه
‫- باشه

101
00:06:25,166 --> 00:06:27,583
‫- ترفیع بزرگیه
‫- مشخصه

102
00:06:27,666 --> 00:06:29,583
‫کلی پوله

103
00:06:32,708 --> 00:06:36,250
‫پس امیدوار بودم که بتونیم،
‫میدونی...

104
00:06:36,333 --> 00:06:39,333
‫یه سری ایده‌هایی رو باهم مرور کنیم
‫و ببینیم که میشه استراتژی‌ای پیاده کرد

105
00:06:39,416 --> 00:06:40,583
‫- استراتژی‌ای پیاده کرد؟
‫- آره

106
00:06:40,666 --> 00:06:42,333
‫منظورت چیه؟
‫در چه مورد استراتژی پیاده کنیم؟

107
00:06:42,416 --> 00:06:45,083
‫خب، نمیدونم.
‫میخواستم راجع‌به همین باهات حرف بزنم

108
00:06:46,791 --> 00:06:48,916
‫ولی چی...

109
00:06:49,000 --> 00:06:51,916
‫به آکرمن چی گفتی؟
‫یعنی، در جواب بهش چی گفتی؟

110
00:06:52,000 --> 00:06:55,083
‫گفتم که میدونی،
‫اول باید با تو حرف بزنم

111
00:06:55,166 --> 00:06:58,166
‫پیشنهاد فوق‌العاده‌ای بود،
‫ولی میدونی،

112
00:06:58,250 --> 00:06:59,541
‫باید با تو حرف میزدم

113
00:07:02,875 --> 00:07:05,166
‫باشه. خب...

114
00:07:05,250 --> 00:07:07,875
‫تو فکری که دوباره...

115
00:07:07,958 --> 00:07:10,666
‫- هر یه آخر هفته در میون بیای ایوا رو ببینی؟
‫- نه. نه، البته که نه

116
00:07:10,750 --> 00:07:12,583
‫واقعا فکر میکنی که دوباره ولش میکنم؟

117
00:07:12,666 --> 00:07:14,250
‫اوه، خیلی‎خب. خیلی‎خب.
‫پس بعد چی؟

118
00:07:15,375 --> 00:07:16,458
‫اونو با خودت می‌بری؟

119
00:07:17,500 --> 00:07:19,416
‫نه. نه. دقیقا نه

120
00:07:20,875 --> 00:07:22,875
‫آره خب، به گمونم اینم ممکنه
‫گزینه‌ای باشه اگه...

121
00:07:22,958 --> 00:07:24,708
‫نه. یه گزینه نیست

122
00:07:24,791 --> 00:07:27,083
‫امکانش وجود نداره،
‫پس بیخیالش شو

123
00:07:27,791 --> 00:07:29,333
‫باورم نمیشه

124
00:07:29,416 --> 00:07:31,833
‫خیلی‎خب. من که نگفتم
‫میخوام همچین کاری کنم

125
00:07:31,916 --> 00:07:34,291
‫گفتم میخوام باهم راجع‌بهش صحبت کنیم

126
00:07:34,375 --> 00:07:37,625
‫پس چرا...
‫عزیزم، چرا داری اینقدر ناراحت میشی؟

127
00:07:37,708 --> 00:07:40,541
‫این موقعیت خیلی بزرگیه،
‫و کلی هم پول توشه

128
00:07:40,625 --> 00:07:41,875
‫پولی که واسه همه‌مون اهمیت داره

129
00:07:41,958 --> 00:07:43,416
‫خیلی‏خب.
‫میشه اینقدر از پول حرف نزنی؟

130
00:07:43,500 --> 00:07:44,708
‫خب، من راه‌حال قطعی‌ای ندارم

131
00:07:44,791 --> 00:07:46,041
‫واسه همینم امیدوار بودم که
‫بتونیم باهم درموردش حرف بزنیم

132
00:07:46,125 --> 00:07:47,208
‫آره، معلومه که راه‌حل قطعی‌ای نداری

133
00:07:47,291 --> 00:07:48,541
‫چون راه‌حل قطعی‌ای وجود نداره

134
00:07:48,625 --> 00:07:50,833
‫پس چرا باید حرفش رو پیش میکِشیدی؟
‫فقط واسه اینکه ببینی من چه واکنشی نشون میدم؟

135
00:07:56,958 --> 00:07:58,000
‫خیلی‏خب

136
00:08:00,458 --> 00:08:01,500
‫می‌فهمم

137
00:08:06,458 --> 00:08:08,250
‫شاید اومدنم به اینجا اشتباه بود

138
00:08:11,041 --> 00:08:13,000
‫مطمئن نیستم بدون اینکه
‫همدیگه رو آزرده نکنیم...

139
00:08:13,083 --> 00:08:14,833
‫بتونیم با همدیگه یه‌جا باشیم

140
00:08:23,333 --> 00:08:24,416
‫چی؟

141
00:08:25,750 --> 00:08:27,291
‫چی؟
‫چی رو بهم نمیگی؟

142
00:08:29,208 --> 00:08:32,708
‫میرا؟
‫من می‌شناسمت

143
00:08:32,791 --> 00:08:35,458
‫اگه برنامه‌ای نداشتی
‫این بحث‌ها رو پیش نمی‌کِشیدی

144
00:08:37,708 --> 00:08:38,833
‫چی میخوای؟

145
00:08:41,041 --> 00:08:44,125
‫من... خیلی‏خب.
‫داشتم فکر میکردم...

146
00:08:46,416 --> 00:08:49,708
‫شاید شما دو نفر
‫بتونین بیاین لندن

147
00:08:50,458 --> 00:08:52,750
‫یعنی ایوا و تو

148
00:08:57,125 --> 00:08:59,000
‫با خودم فکر کردم که
‫این امکانش وجود داره

149
00:09:01,375 --> 00:09:06,500
‫یعنی، امسال استراحت کاری داری، درسته؟

150
00:09:06,583 --> 00:09:09,375
‫پس از هرجایی میتونی بنویسی.
‫حتما که نباید اینجا باشه

151
00:09:13,166 --> 00:09:16,625
‫یعنی، اگه میتونستی نزدیک
‫بهم یه آپارتمان بگیری؟

152
00:09:16,708 --> 00:09:19,166
‫و می‌تونستیم مثل اینجا
‫حضانت رو باهم شریک بشیم

153
00:09:21,458 --> 00:09:24,541
‫لندن واسه نویسندگیت بهترین جاست

154
00:09:24,625 --> 00:09:26,500
‫کلی کتاب‌خونه و آرشیو هست

155
00:09:26,583 --> 00:09:29,041
‫و آکسفورد هم که اونجاست، پس...

156
00:09:29,125 --> 00:09:30,916
‫میدونی، اگه از هورایزن درخواست کنم...

157
00:09:31,000 --> 00:09:33,583
‫که یه آپارتمان دیگه بگیرن و مخارج زندگی رو بدن،
‫خوشحالم میشن

158
00:09:33,666 --> 00:09:34,750
‫اوه، عجب.
‫چقدر مهربونن

159
00:09:34,833 --> 00:09:36,416
‫خب، حقیقت داره

160
00:09:36,500 --> 00:09:37,583
‫یعنی...

161
00:09:40,166 --> 00:09:42,791
‫بیخیال.
‫واقعا بدجور دلت نمیخواد از اینجا بری؟

162
00:09:45,416 --> 00:09:48,125
‫همیشه میگی که این کشور
‫داره مسمومت میکنه

163
00:09:51,625 --> 00:09:54,208
‫و تجربه‌ متحول‌سازی واسه ایوا میشه

164
00:09:55,375 --> 00:09:59,166
‫فرصت بزرگی براش میشه

165
00:09:59,250 --> 00:10:00,666
‫نمیتونی اینو انکار کنی

166
00:10:00,750 --> 00:10:02,500
‫نمیتونم...
‫باورم نمیشه...

167
00:10:02,583 --> 00:10:05,625
‫که الان داری جدی میگی.
‫واقعا باورم نمیشه

168
00:10:07,541 --> 00:10:09,416
‫الان جوابم رو نده.
‫فقط بهش فکر کن

169
00:10:11,250 --> 00:10:13,166
‫فقط فکر کن...

170
00:10:13,250 --> 00:10:15,625
‫میدونی، مجبور نیستیم که
‫همین الان تصمیم بگیریم

171
00:10:15,708 --> 00:10:16,750
‫- فقط...
‫- درسته. آره. آره

172
00:10:16,833 --> 00:10:18,166
‫فقط میدونی، خَطش نزن

173
00:10:18,250 --> 00:10:19,625
‫- فقط همینو ازت میخوام
‫- خیلی‏‎خب، باشه. خطش نزن

174
00:10:19,708 --> 00:10:22,125
‫معلومه که خطش میزنم بره.
‫تو چی... چی...

175
00:10:22,208 --> 00:10:25,458
‫فکر میکنی ما فقط یه چمدونیم...

176
00:10:25,541 --> 00:10:27,583
‫که میتونی پرش کنی
‫و با خودت ببری؟

177
00:10:27,666 --> 00:10:29,041
‫- عجب
‫- اینکه هرجا عشقت کشید...

178
00:10:29,125 --> 00:10:31,208
‫دنبالت میایم،
‫مهمم نیست چقدر واسه ایوا...

179
00:10:31,291 --> 00:10:33,375
‫- و من دگرگون‌ساز باشه؟
‫- باشه. از طرف خودت حرف بزن

180
00:10:33,458 --> 00:10:34,875
‫مطمئنم که ایوا خیلی
‫از این خوشحال میشه

181
00:10:34,958 --> 00:10:35,916
‫نه، من از طرف ایوا حرف میزنم

182
00:10:36,000 --> 00:10:38,500
‫چون مشخصه که یکی باید این کارو بکنه

183
00:10:38,583 --> 00:10:41,416
‫- اوه، باشه
‫- تازه دوباره به اینجا بودنت عادت کرده

184
00:10:41,500 --> 00:10:43,916
‫و زندگی تو دوتا خونه
‫و این چیزها

185
00:10:44,000 --> 00:10:45,541
‫ولی اونجا هم همینطوریه.
‫اونجا هم دوتا خونه‌ست

186
00:10:45,625 --> 00:10:46,875
‫- مثل اینجا نمیشه
‫- اونجا هم همون برنامه زمانیه

187
00:10:46,958 --> 00:10:48,833
‫میرا، یه‏جور نیستن.
‫اون اینجا یه دنیای کاملی داره

188
00:10:48,916 --> 00:10:50,291
‫- دوست‌هاش اینجان
‫- من... خیلی‏خب

189
00:10:50,375 --> 00:10:52,333
‫- میدونم
‫- و پدربزرگ و مادربزرگش که خیلی دوستشون داره

190
00:10:52,416 --> 00:10:54,375
‫خیلی‏خب، تابستون میتونه اونا رو ببینه

191
00:10:54,458 --> 00:10:57,500
‫اون اینجا یه زندگی کامل داره

192
00:10:57,583 --> 00:10:59,375
‫- اینو می‌فهمی؟
‫- اوهوم. آره

193
00:10:59,458 --> 00:11:01,166
‫یه خانواده.
‫یه اجتماع کامل

194
00:11:01,250 --> 00:11:03,041
‫- اجتماع
‫- بله. یه...

195
00:11:03,125 --> 00:11:04,333
‫ببخشید که این کلمه ناراحتت میکنه

196
00:11:04,416 --> 00:11:06,583
‫میدونم که شماها تو یه زیستگاه جهانی زندگی میکنین...

197
00:11:06,666 --> 00:11:08,416
‫که اونجا مهم نیست چی می‌بینین،

198
00:11:08,500 --> 00:11:10,875
‫فرقی نداره که کجا میرین
‫یا این چیزها

199
00:11:10,958 --> 00:11:12,625
‫ببخشید.
‫منظورت از "شماها" کیه؟

200
00:11:12,708 --> 00:11:13,958
‫- واقعا؟
‫- آره

201
00:11:15,958 --> 00:11:17,041
‫شماها

202
00:11:39,541 --> 00:11:41,750
‫بیا.
‫روی کابینت بود

203
00:11:44,875 --> 00:11:46,708
‫میدونی، حالا که داریم
‫در این مورد حرف میزنیم

204
00:11:46,791 --> 00:11:48,541
‫احتمالا بهتره یکم...

205
00:11:48,625 --> 00:11:50,208
‫درمورد طلاق حرف بزنیم

206
00:11:53,083 --> 00:11:54,166
‫طلاق؟

207
00:11:54,250 --> 00:11:57,333
‫آره. فقط به نظر میاد که کم کم باید
‫فیصله‌ دادن قضایا رو شروع کنیم

208
00:11:57,416 --> 00:11:58,500
‫به نظرت اینطور نیست؟

209
00:12:01,041 --> 00:12:03,458
‫حتما.
‫اگه برات مهمه

210
00:12:04,875 --> 00:12:06,708
‫میتونیم یه روزه انجامش بدیم.
‫این...

211
00:12:08,041 --> 00:12:09,458
‫آره، فکر کنم یکم پیچیده‏تر از ایناست

212
00:12:09,541 --> 00:12:10,916
‫مطمئن نیستم یه روزه تموم بشه

213
00:12:11,000 --> 00:12:12,250
‫پس یه هفته

214
00:12:12,333 --> 00:12:13,791
‫مخصوصاً اگه میخوای به زودی سفر کنی

215
00:12:13,875 --> 00:12:14,958
‫اوهوم.
‫آره. حتما

216
00:12:15,041 --> 00:12:16,250
‫هرچی که واسه تو جواب میده، جاناتان

217
00:12:16,333 --> 00:12:17,500
‫- مشکلی نیست
‫- باشه

218
00:12:20,708 --> 00:12:22,916
‫چرا؟
‫داری به...

219
00:12:23,000 --> 00:12:24,916
‫ازدواج دوباره یا همچین چیزی فکر میکنی؟

220
00:12:25,000 --> 00:12:26,500
‫چی؟
‫نه. نه، نه، نه

221
00:12:26,583 --> 00:12:29,166
‫فقط به نظرم با این...

222
00:12:29,250 --> 00:12:31,250
‫میدونی، وضعیت برزخی
‫خیلی برات مفید نیست

223
00:12:31,333 --> 00:12:33,000
‫برزخی؟ بیخیال.
‫ناچیز نشمُرش

224
00:12:33,083 --> 00:12:36,333
‫نه، نه. فقط منظورم این وضعیت موقته،

225
00:12:37,083 --> 00:12:39,500
‫میدونی، این در مابِینی

226
00:12:39,583 --> 00:12:40,833
‫با کسی دوست شدی؟

227
00:12:42,500 --> 00:12:44,333
‫این اصلا چه ربطی به چیزی داره؟

228
00:12:44,416 --> 00:12:46,250
‫پس همینطوره؟

229
00:12:47,041 --> 00:12:48,625
‫اوه، دست از سرم بردار

230
00:12:48,708 --> 00:12:51,291
‫چیه؟
‫چرا نمیتونی راجع‌بهش بهم بگی؟

231
00:12:51,375 --> 00:12:53,208
‫چون نمیخوام

232
00:12:54,250 --> 00:12:55,333
‫باشه

233
00:12:56,875 --> 00:12:58,000
‫بگذریم...

234
00:13:00,375 --> 00:13:01,625
‫به نظرم...

235
00:13:06,166 --> 00:13:07,583
‫یکم تعیین و آگاهی داشتن...

236
00:13:09,625 --> 00:13:12,416
‫به نفع‌ همه‌مون هست

237
00:13:12,500 --> 00:13:15,125
‫تو اینطور فکر نمیکنی؟

238
00:13:15,208 --> 00:13:16,875
‫پس تصمیم گرفتی خودت رو بکشی؟

239
00:13:16,958 --> 00:13:17,875
‫اوه، بیخیال

240
00:13:17,958 --> 00:13:20,125
‫دوباره از کِی شروع به سیگار کشیدن کردی؟

241
00:13:20,208 --> 00:13:21,708
‫- نمیدونم
‫- نمیدونی؟

242
00:13:21,791 --> 00:13:24,000
‫چند ماه پیش.
‫خیلی نمی‌کِشم

243
00:13:24,083 --> 00:13:25,333
‫جلوی ایوا نمی‌کِشم

244
00:13:25,416 --> 00:13:26,833
‫باشه. هرکاری میخوای بکن.
‫دفعه بعدی‌ای که حمله آسمی بهت دست میده...

245
00:13:26,916 --> 00:13:28,875
‫من اینجا نیستم که برسونمت در اورژانس

246
00:13:28,958 --> 00:13:30,125
‫حمله‌ای بهم دست نمیده

247
00:13:30,208 --> 00:13:31,875
‫آخرین باری که بهم حمله دست داد
‫رو یادم نمیاد

248
00:13:31,958 --> 00:13:33,041
‫باشه

249
00:15:05,833 --> 00:15:09,291
‫همه‏چی روبراهه؟
‫خواب بود؟

250
00:15:18,291 --> 00:15:20,000
‫هیچی راجع‌بهش نمیدونم

251
00:15:21,208 --> 00:15:22,541
‫چی، دفتر کار؟

252
00:15:23,791 --> 00:15:26,291
‫دارم بهت میگم،
‫اون بچه واقعا راز نگه‌داره

253
00:15:29,708 --> 00:15:31,333
‫قضیه‌ی اینجا چیه؟

254
00:15:31,416 --> 00:15:33,375
‫منظورت چیه؟

255
00:15:33,458 --> 00:15:35,458
‫تخت خواب‌های بالا چشونه؟

256
00:15:35,541 --> 00:15:39,291
‫میدونی، فقط...

257
00:15:39,375 --> 00:15:42,291
‫بالا برامون حس خیلی بزرگی پیدا کرد
‫بعد از اینکه...

258
00:15:42,375 --> 00:15:45,750
‫نمیدونم، کل خونه حس خیلی بزرگی پیدا کرد
‫و...

259
00:15:45,833 --> 00:15:48,791
‫و اون تنهایی خوابش نمی‌برد

260
00:15:48,875 --> 00:15:51,333
‫پس آخر سر پیش من
‫تو تختم می‌خوابید و...

261
00:15:52,208 --> 00:15:53,541
‫وقتی میرفتم پایین کار کنم،

262
00:15:53,625 --> 00:15:55,250
‫بیدار میشد و دنبالم میکرد
‫میومد پایین

263
00:15:55,333 --> 00:15:57,666
‫پس وضعیت یه‌جورایی به طور طبیعی
‫تحول پیدا کرد

264
00:16:01,583 --> 00:16:03,791
‫والا من نیازی به اتاق کار ندارم، میدونی؟

265
00:16:03,875 --> 00:16:06,125
‫من بیشتر تو سالن کار میکنم، پس...

266
00:16:08,000 --> 00:16:09,750
‫حریم خصوصیت چی؟

267
00:16:09,833 --> 00:16:11,875
‫خب، اون قفسه کتاب بین‌مونه

268
00:16:11,958 --> 00:16:14,583
‫- تقریباً عین یه دیوار می‌مونه
‫- اگه یکی رو بیاری خونه، چیکار...

269
00:16:15,583 --> 00:16:18,583
‫چیکار میکنی؟
‫یعنی، ایوا بیدار نمیشه؟

270
00:16:18,666 --> 00:16:22,791
‫وقتی ایوا اینجاست، کسی رو نمیارم خونه.
‫هیچوقت

271
00:16:29,916 --> 00:16:31,916
‫- میشه نگاه کنم؟
‫- حتما

272
00:17:24,000 --> 00:17:25,458
‫چیزی اینجا نیاز داری؟

273
00:17:30,375 --> 00:17:34,375
‫اونجا یه جعبه با یه مقدار
‫وسایل آشپزخونه هست...

274
00:17:34,458 --> 00:17:36,833
‫و ظروف چینی‌ای که
‫پدربزرگ و مادربزرگ بهمون دادن

275
00:17:36,916 --> 00:17:38,291
‫آره. من...

276
00:17:40,125 --> 00:17:43,208
‫این هفته یکی رو میفرستم دنبال‌شون

277
00:17:43,541 --> 00:17:44,666
‫عجله‌ای نیست

278
00:18:06,750 --> 00:18:08,208
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

279
00:18:10,875 --> 00:18:13,833
‫میدونی، فکر کنم من دیگه میرم

280
00:18:13,916 --> 00:18:15,583
‫نوشیدنی دیگه‌ای میخوای؟

281
00:18:19,250 --> 00:18:20,458
‫شاید بازم یکم شراب؟

282
00:18:22,500 --> 00:18:23,583
‫فقط یه ذره؟

283
00:18:26,416 --> 00:18:27,791
‫- باشه. یکمی
‫- باشه

284
00:18:27,875 --> 00:18:29,458
‫- باشه. آره
‫- خیلی‏خب

285
00:18:48,458 --> 00:18:50,208
‫- مرسی
‫- اوهوم

286
00:18:51,500 --> 00:18:53,625
‫به زودی اثری از من اینجا نمی‌مونه

287
00:18:57,208 --> 00:18:58,375
‫طوری نیست

288
00:19:00,083 --> 00:19:02,291
‫اصلا عیبی نداره.
‫فقط یه...

289
00:19:05,041 --> 00:19:06,791
‫دلبستگیِ مسخره‌ای نسبت به اثاثیه‌ست

290
00:19:09,625 --> 00:19:11,083
‫افسانه‌ی یه خونه

291
00:19:14,166 --> 00:19:17,041
‫و و تمام وابستگی‌مون به این چیزها

292
00:19:18,250 --> 00:19:20,333
‫همینه که همش داره
‫همه‌چی رو خراب میکنه

293
00:19:20,416 --> 00:19:22,875
‫یعنی، واسه ما که همین خرابش کرد

294
00:19:22,958 --> 00:19:27,500
‫میدونی، وابستگی به این اشیاء

295
00:19:29,041 --> 00:19:32,375
‫آره میدونی، اشیاء هیچوقت...

296
00:19:32,458 --> 00:19:34,416
‫واقعا اهمیتی برام نداشتن

297
00:19:34,500 --> 00:19:37,500
‫بیخیال.
‫کل رابطه ما به یه شیء تبدیل شد

298
00:19:37,583 --> 00:19:40,791
‫خونه، خانواده...

299
00:19:40,875 --> 00:19:42,500
‫میدونی که منظورم چیه

300
00:19:45,625 --> 00:19:46,708
‫اوهوم

301
00:19:48,833 --> 00:19:51,875
‫پس، چیه...

302
00:19:51,958 --> 00:19:54,250
‫الان برات فرق نمیکنه؟

303
00:19:54,333 --> 00:20:00,708
‫تو خونه جدیدت نسبت به لوازم
‫احساس وابستگی‌ای نمیکنی؟

304
00:20:00,791 --> 00:20:03,666
‫منظورت آپارتمان لوکسِ توی برج هزاره‌ست؟

305
00:20:03,750 --> 00:20:06,208
‫حالا هرچی

306
00:20:09,833 --> 00:20:12,375
‫ولی آره، منظورم همینه.
‫منظورم اینه که...

307
00:20:15,416 --> 00:20:19,458
‫اونجا هیچ وابستگی شخصی‌ای
‫به چیزی ندارم

308
00:20:20,958 --> 00:20:25,041
‫تازه دادم یه طراح داخلی
‫خونه رو بچینه و بعد...

309
00:20:28,291 --> 00:20:33,250
‫ولی پالی...
‫این رویاشه

310
00:20:33,333 --> 00:20:36,083
‫رویای آمریکاییشه، میدونی؟

311
00:20:37,291 --> 00:20:39,958
‫طبقه بیستم، با چشم‌انداز پارک

312
00:20:41,375 --> 00:20:42,458
‫دربان و این چیزها

313
00:20:42,541 --> 00:20:46,750
‫شگفت‌انگیزه که این چطور
‫بهش اعتماد به نفس میده

314
00:20:48,916 --> 00:20:50,083
‫هوم

315
00:20:53,750 --> 00:20:55,958
‫فکر کنم من به نقطه‌ای از زندگیم رسیدم...

316
00:20:56,041 --> 00:21:00,833
‫که دیگه مهم نیست
‫کجا زندگی کنم

317
00:21:00,916 --> 00:21:02,333
‫یعنی، هیچ جایی تو دنیا نیست

318
00:21:02,416 --> 00:21:05,166
‫که بهم احساس امنیت بده

319
00:21:07,916 --> 00:21:09,166
‫متاسفم که اینو می‌شنوم

320
00:21:10,333 --> 00:21:11,500
‫نباش

321
00:21:13,583 --> 00:21:14,666
‫من متاسف نیستم

322
00:21:17,375 --> 00:21:20,625
‫برعکس،
‫خیالم راحت شده، میدونی...

323
00:21:22,375 --> 00:21:25,500
‫یعنی، همچین چیزی نیست

324
00:21:25,583 --> 00:21:27,666
‫یعنی امنیت و ایمنی

325
00:21:30,708 --> 00:21:32,250
‫فکر میکردیم که بود

326
00:21:34,916 --> 00:21:36,375
‫میخواستیم باشه

327
00:21:38,791 --> 00:21:41,083
‫ولی بعد ما به یه آیین تبدیلش کردیم، میدونی؟

328
00:21:41,166 --> 00:21:43,625
‫- انگار...
‫- میدونم که...

329
00:21:46,291 --> 00:21:47,375
‫میدونم که این نیاز رو داری

330
00:21:47,458 --> 00:21:48,916
‫تا هرچی که داشتیم
‫رو حقیر بشمُری...

331
00:21:49,000 --> 00:21:50,208
‫نه، من...

332
00:21:50,291 --> 00:21:51,875
‫- و توجیهش کنی. تو...
‫- عزیزم، من حقیرش نمی‌شمُرم

333
00:21:51,958 --> 00:21:54,000
‫نه. برعـ...

334
00:21:54,083 --> 00:21:56,416
‫- به نظر که اینطور میاد
‫- نه، نیست. من...

335
00:21:56,500 --> 00:22:00,375
‫فقط دارم سعی میکنم بهت بگم
‫که واسه من...

336
00:22:01,250 --> 00:22:03,333
‫انکار زیادی وجود داشت، میدونی؟

337
00:22:04,750 --> 00:22:07,375
‫یعنی امروز، میدونم.
‫من تنهام. تنهای تنهام

338
00:22:07,458 --> 00:22:08,916
‫هیچی هم اینو عوض نمیکنه

339
00:22:10,166 --> 00:22:13,750
‫مهم نیست کجام یا با کی‌ام

340
00:22:17,500 --> 00:22:21,250
‫و...

341
00:22:21,333 --> 00:22:23,833
‫خوبه که اینو فهمید
‫و باهاش کنار اومد، میدونی؟

342
00:22:23,916 --> 00:22:26,958
‫به نظرم حتی نشونه‌ای از قوّته

343
00:22:36,166 --> 00:22:37,500
‫چیه؟

344
00:22:37,583 --> 00:22:39,083
‫هیچی.
‫دارم گوش میدم

345
00:22:43,166 --> 00:22:45,250
‫اینقدر نگران نباش.
‫من خوبم

346
00:22:46,083 --> 00:22:47,250
‫- خوب هستی؟
‫- آره

347
00:22:47,333 --> 00:22:49,458
‫- واقعا؟
‫- آره!

348
00:22:52,125 --> 00:22:53,708
‫- چیه؟
‫- نمیدونم. فقط...

349
00:22:53,791 --> 00:22:56,375
‫میدونی، دارم یاد...

350
00:22:58,083 --> 00:22:59,791
‫تک‌گویی‌هایی دانشگاهت میوفتم

351
00:23:01,916 --> 00:23:04,958
‫هر دفعه که تو و لوکاس بهم میزدین،
‫میدونی...

352
00:23:05,041 --> 00:23:10,666
‫همیشه اینطوری بود،
‫"اوه، چه فوق‌العاده‎ست که قبول کنی...

353
00:23:10,750 --> 00:23:12,625
‫که واقعا تو دنیا تنهایی"

354
00:23:12,708 --> 00:23:14,500
‫من هیچوقت نگفتم که فوق‌العاده بود

355
00:23:14,583 --> 00:23:16,750
‫آره، ولی منظورم اینه که مشخصا...

356
00:23:16,833 --> 00:23:19,625
‫یه‌جور جنون بود

357
00:23:19,708 --> 00:23:22,166
‫که داشتی تمام اون درد
‫رو سرکوب میکردی،

358
00:23:22,250 --> 00:23:23,541
‫ولی بعد تبدیل به افسردگی میشد...

359
00:23:23,625 --> 00:23:24,708
‫و میدوئیدی میرفتی پیشش...

360
00:23:24,791 --> 00:23:26,375
‫چون واقعا نمیتونستی تنها باشی

361
00:23:27,666 --> 00:23:29,083
‫یعنی، خیلی واضح بود

362
00:23:29,166 --> 00:23:32,916
‫خیلی واضحه که این یه مکانیزم دفاعیه

363
00:23:34,791 --> 00:23:36,500
‫عالیه

364
00:23:38,583 --> 00:23:41,333
‫میدونی، خیلی توهین‌‍‌آمیزه
‫وقتی یکی از روان‌شانسی استفاده میکنه...

365
00:23:41,416 --> 00:23:44,875
‫تا سعی کنه نگرش واقعی‌ای که...

366
00:23:44,958 --> 00:23:46,416
‫واقعا داشتی رو تحلیل کنه

367
00:23:47,583 --> 00:23:49,750
‫نمیتونی فقط باور کنی که
‫من همچین احساسی دارم؟

368
00:23:49,833 --> 00:23:51,833
‫باور میکنم

369
00:23:51,916 --> 00:23:53,958
‫- منم میدونی...
‫- حق با توئه. عذر میخوام

370
00:23:54,041 --> 00:23:56,250
‫دیگه از اون موقعیت نمیام

371
00:23:56,333 --> 00:23:58,208
‫20 سالم نیست، میدونی؟

372
00:23:58,291 --> 00:23:59,458
‫باشه

373
00:24:01,375 --> 00:24:04,416
‫اصلا جریان این چرت و پرت‌های روانشناسی چیه؟

374
00:24:04,500 --> 00:24:07,333
‫چیه، با یه روان‌پزشک دوست شدی؟

375
00:24:11,041 --> 00:24:12,500
‫دارم پیش یه روان‌پزشک میرم

376
00:24:13,833 --> 00:24:17,041
‫آره. روان‌پزشک که نه.
‫یه روان‌کاو

377
00:24:18,958 --> 00:24:20,000
‫آره

378
00:24:21,125 --> 00:24:23,375
‫داری... داری شوخی میکنی

379
00:24:23,458 --> 00:24:25,958
‫نه، نه، نه.
‫دارم میرم واقعاً

380
00:24:26,041 --> 00:24:29,375
‫خب نیازش داشتم.
‫و...

381
00:24:29,458 --> 00:24:32,125
‫حقیقتش کمکم کرده.
‫دارم کمکم میکنه

382
00:24:33,958 --> 00:24:35,625
‫تو چی کمکت میکنه؟

383
00:24:37,791 --> 00:24:41,000
‫عه... اول از همه،
‫برای فهمیدن، میدونی؟

384
00:24:41,083 --> 00:24:43,291
‫برای سر در آوردن از همه‌چی

385
00:24:45,500 --> 00:24:46,625
‫از اتفاقی که افتاد

386
00:24:48,250 --> 00:24:50,125
‫- که بتونم با کلمات توصیفش کنم
‫- آره

387
00:24:50,208 --> 00:24:54,708
‫چون... حتی یه ذره هم
‫اتفاقی که افتاد رو...

388
00:24:54,791 --> 00:24:56,333
‫درک نمیکردم

389
00:24:57,833 --> 00:24:58,958
‫میدونی؟

390
00:25:00,958 --> 00:25:03,416
‫یه تمرینی بهم داد که اسمش...

391
00:25:03,500 --> 00:25:06,375
‫صفحه‌های صبحگاهیه؛
‫اینجوریه که لحظه‌ای که بیدار میشی

392
00:25:06,458 --> 00:25:08,416
‫باید سه صفحه بنویسی

393
00:25:08,500 --> 00:25:11,458
‫قبل از قهوه خوردن،
‫قبل از اینکه هر کاری بکنی

394
00:25:11,541 --> 00:25:14,750
‫میدونی، اولین چیزی که به ذهنت میاد

395
00:25:14,833 --> 00:25:15,958
‫به گوشت رسیده؟

396
00:25:16,500 --> 00:25:19,583
‫هوم، آره. شاید

397
00:25:20,916 --> 00:25:22,416
‫ببخشید

398
00:25:23,166 --> 00:25:24,166
‫اشکالی نداره

399
00:25:25,416 --> 00:25:27,250
‫خیلی خسته‌ام

400
00:25:27,333 --> 00:25:29,583
‫بخاطر شراب و...

401
00:25:31,250 --> 00:25:32,458
‫آخه از بعدِ، میدونی...

402
00:25:32,541 --> 00:25:34,000
‫از بعد پیشنهاد لندن نخوابیدم

403
00:25:34,083 --> 00:25:36,625
‫آکرمن خیلی داره بهم فشار میاره

404
00:25:38,166 --> 00:25:41,833
‫حتماً. آره.
‫اشکالی نداره. می‌فهمم

405
00:25:41,916 --> 00:25:44,458
‫عه، میتونی تا خونه برونی؟

406
00:25:44,541 --> 00:25:46,125
‫مطمئنی قهوه نمیخوای؟

407
00:25:46,208 --> 00:25:47,375
‫وایسا. داشتی یه چیزی
‫تعریف میکردی

408
00:25:47,458 --> 00:25:49,666
‫نه، اشکال نداره. اوکیه

409
00:25:51,291 --> 00:25:52,791
‫- چی...
‫- اسپرسو دیگه، نه؟

410
00:25:52,875 --> 00:25:54,041
‫هی!

411
00:25:55,333 --> 00:25:57,125
‫خواهش میکنم شلوغش نکن

412
00:25:57,208 --> 00:25:58,500
‫هیچ ربطی به چیزی نداره

413
00:25:58,583 --> 00:26:00,625
‫آخه... میخوام برام تعریف کنی

414
00:26:00,708 --> 00:26:02,666
‫بخاطر چیزه...
‫خیلی خسته‌ام

415
00:26:02,750 --> 00:26:03,791
‫بخاطر خستگیه

416
00:26:03,875 --> 00:26:05,291
‫نه. ببین، هیچی نشده.
‫همه‌چی روبراهه

417
00:26:05,375 --> 00:26:07,166
‫آخه میخواستم...
‫میخوام تا آخر

418
00:26:07,250 --> 00:26:08,458
‫تعریفش کنی. خواهش میکنم

419
00:26:08,541 --> 00:26:10,375
‫شاید اصلاً بتونی برام بخونیش

420
00:26:10,458 --> 00:26:11,583
‫چی رو؟

421
00:26:11,666 --> 00:26:13,791
‫همون کاغذهای صبحگاهی، فکر کنم...

422
00:26:13,875 --> 00:26:15,708
‫- صفحه‌های صبحگاهی
‫- نه. نه، نه...

423
00:26:15,791 --> 00:26:18,208
‫اصلاً هدفش اینه که
‫به کسی نشونش ندی

424
00:26:18,291 --> 00:26:21,458
‫خب، میتونی فقط...
‫میتونی برام بخونیش، باشه؟

425
00:26:21,541 --> 00:26:23,250
‫منم به کسی نمیگم، خب؟

426
00:26:23,333 --> 00:26:24,291
‫بیا

427
00:26:24,375 --> 00:26:25,791
‫قهوه نمیخوام

428
00:26:29,416 --> 00:26:31,875
‫برام بخونش، لطفاً

429
00:26:31,958 --> 00:26:33,708
‫چرا انقدر برات مهمه؟

430
00:26:36,125 --> 00:26:37,375
‫تو برام مهمی

431
00:26:40,750 --> 00:26:42,500
‫میتونم خودم بیارمش

432
00:26:42,583 --> 00:26:44,291
‫نه. باشه، باشه. قبول

433
00:26:47,375 --> 00:26:48,750
‫- میارمش
‫- مرسی

434
00:27:10,583 --> 00:27:12,208
‫فکر نکنم بتونم...

435
00:27:12,291 --> 00:27:15,208
‫دستخط خودم رو بخونم

436
00:27:15,291 --> 00:27:17,541
‫بنظرم اینی رو بخونم
‫که امروز صبح نوشتم

437
00:27:17,625 --> 00:27:19,166
‫هنوز یه جورایی یادمه

438
00:27:27,916 --> 00:27:28,916
‫خیلی‌خب

439
00:27:33,208 --> 00:27:35,666
‫سوم شخص نوشتمش

440
00:27:35,750 --> 00:27:38,333
‫نمیدونم چرا اینجوری اومد تو ذهنم.
‫یهویی شد

441
00:27:38,416 --> 00:27:40,291
‫اساس قضیه اینه که باید...

442
00:27:40,916 --> 00:27:42,625
‫خودتو تو جریان رها کنی

443
00:27:44,708 --> 00:27:46,291
‫خیلی‌خب. عه...

444
00:27:46,375 --> 00:27:50,875
‫"ظاهرا، طرز فکر عقلانی وسواس‌گونه‌اش

445
00:27:50,958 --> 00:27:55,916
‫در اون سن فقط برای تلافیِ...

446
00:27:56,000 --> 00:27:58,666
‫تمام اضطراب‌هاش بوده

447
00:27:58,750 --> 00:28:02,541
‫چون پدرش بود،
‫یه پدر مقتدر

448
00:28:02,625 --> 00:28:05,041
‫که روش سایه انداخته بود

449
00:28:05,125 --> 00:28:09,208
‫یه پدر اهل قضاوت،
‫با مقررات اخلاقی سختگیرانه

450
00:28:09,291 --> 00:28:11,791
‫و اون..." یعنی من

451
00:28:11,875 --> 00:28:12,833
‫هوم

452
00:28:12,916 --> 00:28:16,166
‫"خیلی تلاش میکرد
‫که این پدر رو خشنود کنه

453
00:28:16,250 --> 00:28:18,458
‫که به استانداردهاش برسه

454
00:28:18,541 --> 00:28:20,666
‫اما همیشه حس میکرد شکست خورده

455
00:28:20,750 --> 00:28:25,708
‫بنابراین به تدریج، یه حس دائمی
‫درونش ایجاد شد

456
00:28:25,791 --> 00:28:31,083
‫که «به قدر کافی خوب نیستم؛
‫به قدر کافی اخلاق‌مدار نیستم

457
00:28:31,166 --> 00:28:33,375
‫زیادی خودبینم»

458
00:28:33,458 --> 00:28:35,541
‫که این خودبینی تو دنیایی
‫که توش بزرگ شده بود

459
00:28:35,625 --> 00:28:37,375
‫بدترین گناه ممکنه

460
00:28:40,250 --> 00:28:42,875
‫و از سمت دیگه،
‫مادری بود

461
00:28:42,958 --> 00:28:46,916
‫که همیشه ضعیف‌تر از اون بود
‫که جلوی این پدر سرسخت بایسته

462
00:28:47,000 --> 00:28:49,375
‫اما خودش هم به قدری
‫آدم مضطربی بود

463
00:28:49,458 --> 00:28:53,750
‫که پسر حتی با مادرش هم
‫نمیتونست خودش باشه

464
00:28:53,833 --> 00:28:56,041
‫نمی‌تونست سختی‌ها و ترس‌هاش
‫رو باهاش در میون بذاره

465
00:28:56,125 --> 00:28:59,333
‫چون مادره در لحظه به قدری
‫مضطرب میشد

466
00:28:59,416 --> 00:29:02,416
‫که اضطرابش فقط به اضطراب
‫پسر اضافه میکرد

467
00:29:02,500 --> 00:29:05,458
‫و زمانی که فهمید
‫هیچکس نمیتونه واقعاً اونو ببینه

468
00:29:05,541 --> 00:29:07,541
‫یعنی خود واقعیش رو

469
00:29:07,625 --> 00:29:11,250
‫هیچکس نمی‌تونست کمکش کنه
‫با مشکلاتش کنار بیاد

470
00:29:11,333 --> 00:29:14,000
‫بیشتر و بیشتر به درون خودش
‫سقوط کرد

471
00:29:14,083 --> 00:29:17,000
‫و تمام درد و اضطرابش
‫رو درونش نگه داشت

472
00:29:17,083 --> 00:29:19,208
‫و هیچ چیز به هیچکس نگفت

473
00:29:19,291 --> 00:29:21,291
‫و این شکافِ درونش

474
00:29:21,375 --> 00:29:24,166
‫نمی‌ذاشت تو یه رابطه واقعی باشه

475
00:29:24,250 --> 00:29:26,583
‫چون همیشه بخشی از وجودش بود
‫که مخفی نگهش میداشت

476
00:29:27,375 --> 00:29:29,000
‫همیشه بخشی از ذهنش جای دیگه بود

477
00:29:30,125 --> 00:29:31,333
‫تا اینکه میرا پیداش شد

478
00:29:33,458 --> 00:29:37,458
‫و تا حدی تونست نجاتش بده
‫با دیدنش

479
00:29:37,541 --> 00:29:41,291
‫برای اولین بار در زندگیش،
‫حس کرد ممکنه

480
00:29:41,375 --> 00:29:43,708
‫از این تنهایی ذاتی بیرون کشیده بشه

481
00:29:46,500 --> 00:29:50,875
‫اما بعد از رفتنش بود
‫که فهمید چقدر...

482
00:29:50,958 --> 00:29:55,500
‫حتی با میرا،
‫حضور نصفه و نیمه داشت

483
00:29:55,583 --> 00:29:58,125
‫و باید چقدر سخت بوده باشه
‫که با این زندگی کنه

484
00:29:58,208 --> 00:30:01,333
‫با کسی که همیشه بخشی از وجودش
‫جای دیگه‌ست

485
00:30:01,416 --> 00:30:03,458
‫تو ذهن خودش

486
00:30:03,541 --> 00:30:07,333
‫این چقدر حس تنهایی
‫و دیده نشدن به میرا میداده

487
00:30:07,416 --> 00:30:11,958
‫و رسیدن به این درک کمکش کرد
‫اینکه میرا ترکش کرده رو هضم کنه

488
00:30:12,583 --> 00:30:14,583
‫دلیلش رو پیدا کنه

489
00:30:14,666 --> 00:30:16,666
‫و این باعث شد این فکر
‫از سرش بیاد بیرون

490
00:30:16,750 --> 00:30:21,291
‫که "قربانی یه تحول ناگهانی شده"

491
00:31:55,625 --> 00:31:56,958
‫لعنتی

492
00:32:00,250 --> 00:32:01,666
‫بسه

493
00:32:01,750 --> 00:32:03,791
‫- این خوب نیست
‫- چی؟

494
00:32:04,500 --> 00:32:05,666
‫خوب نیست

495
00:32:07,583 --> 00:32:10,416
‫من نمیخوام.
‫نمیخوام باهات بخوابم

496
00:32:11,708 --> 00:32:13,083
‫برام خوب نیست

497
00:32:15,458 --> 00:32:18,208
‫خیلی طول کشید که به اینجایی
‫که هستم برسم

498
00:32:18,291 --> 00:32:19,375
‫نمیخوام...

499
00:32:20,416 --> 00:32:23,041
‫نمیخوام به اون عذاب تخمی برگردم

500
00:32:25,333 --> 00:32:26,458
‫نه

501
00:32:27,416 --> 00:32:28,875
‫فقط نمیخوام...

502
00:32:35,958 --> 00:32:37,625
‫فکر نکنم واقعاً متوجه باشی

503
00:32:37,708 --> 00:32:39,750
‫که یه سال پیش من اینجا
‫چه حالی داشتم

504
00:32:41,708 --> 00:32:45,916
‫میخوام بدونم. بگو بهم. بگو

505
00:32:47,041 --> 00:32:48,750
‫- واقعاً میخوای؟
‫- آره

506
00:32:56,583 --> 00:32:58,125
‫اولش...

507
00:33:01,791 --> 00:33:03,125
‫رو حالت خودکار بودم

508
00:33:05,541 --> 00:33:09,416
‫آوا رو بیدار کردم،
‫لباسش رو پوشوندم

509
00:33:09,500 --> 00:33:10,958
‫رسوندمش مهد کودک

510
00:33:11,041 --> 00:33:14,083
‫همه کلاسام رو کنسل کردم
‫و برگشتم خونه

511
00:33:16,625 --> 00:33:21,041
‫و حس کردم جدی جدی
‫دارم دیوونه میشم

512
00:33:25,166 --> 00:33:27,416
‫و یه لحظه رسید که حس کردم

513
00:33:27,500 --> 00:33:31,583
‫حتی نمیخوام زنده بمونم

514
00:33:34,250 --> 00:33:35,916
‫لحظات زیادی هم بود که مطمئن بودم

515
00:33:36,000 --> 00:33:37,791
‫نمیخوام تو زنده باشی

516
00:33:39,666 --> 00:33:41,666
‫یعنی واقعاً می‌خواستم بمیری

517
00:33:45,958 --> 00:33:50,916
‫و بعد...

518
00:33:52,958 --> 00:33:56,458
‫یه لحظه خواستم آوا بمیره

519
00:34:01,250 --> 00:34:02,916
‫که اینجوری انتقام بگیرم

520
00:34:04,375 --> 00:34:07,708
‫همون شب، بدجور سرفه‌ش گرفت

521
00:34:09,708 --> 00:34:12,000
‫تا اینکه از شدت سرفه
‫بالا آورد

522
00:34:12,083 --> 00:34:15,041
‫و یهو تبش رسید به 40 درجه

523
00:34:15,125 --> 00:34:18,625
‫و نمیدونستم باید ببرمش اورژانس یا نه

524
00:34:18,708 --> 00:34:21,375
‫برای همین خوابوندمش تو وان

525
00:34:21,458 --> 00:34:25,541
‫و کل شب وضع همین بود؛
‫منم تا حد مرگ ترسیده بودم

526
00:34:27,000 --> 00:34:28,416
‫فکر کردم کشتمش

527
00:34:34,833 --> 00:34:39,000
‫سه روز طول کشید تا آنتی‌بیوتیک‌ها اثر کنن

528
00:34:39,083 --> 00:34:40,958
‫مثل کابوس بود،
‫ولی همینطور بهترین اتفاقی بود

529
00:34:41,041 --> 00:34:43,958
‫که می‌تونست برام بیفته،
‫چون...

530
00:34:44,041 --> 00:34:47,625
‫یه ثانیه هم آزاد نبودم.
‫حتی خیلی کم خوابیدم

531
00:34:47,708 --> 00:34:50,791
‫آخر هفته هم که تو برگشتی

532
00:34:50,875 --> 00:34:52,791
‫و بردیش و...

533
00:34:52,875 --> 00:34:55,916
‫تبش تا اون موقع خوب شده بود

534
00:34:56,000 --> 00:34:59,375
‫منم... منم یهو تنها شدم

535
00:35:01,625 --> 00:35:04,583
‫ولی بازم وضعیت آدمیزادی‌تری داشتم

536
00:35:07,000 --> 00:35:08,333
‫دیگه می‌تونستم نفس بکشم

537
00:35:09,875 --> 00:35:13,333
‫و داشتم میرفتم سمت بهتر شدن

538
00:35:15,333 --> 00:35:18,750
‫بعد پیش میومد که چند دقیقه
‫بهش فکر نکنم

539
00:35:21,583 --> 00:35:23,041
‫به تو

540
00:35:25,166 --> 00:35:26,666
‫بعد چند ساعت

541
00:35:30,291 --> 00:35:33,875
‫حالا، نصف روزم بدون
‫فکر کردن بهش میگذره

542
00:35:35,833 --> 00:35:40,000
‫بعضی وقتا یه روز کامل،
‫بخصوص وقتی آوا هست

543
00:35:43,375 --> 00:35:46,666
‫پس، آره، عمراً نمیخوام
‫برگردم به اون وضع

544
00:35:48,083 --> 00:35:50,666
‫میدونی، سکس میکنیم
‫و خیلی هم معرکه میشه

545
00:35:50,750 --> 00:35:53,375
‫بعد دوباره برمیگردم سر خونه اول

546
00:35:56,000 --> 00:35:57,125
‫عمراً

547
00:36:02,458 --> 00:36:05,208
‫چرا فکر میکنی وضع من بهتر بوده؟

548
00:36:07,208 --> 00:36:09,333
‫وای، میرا

549
00:36:11,833 --> 00:36:13,791
‫برای منم کابوس بود

550
00:36:18,291 --> 00:36:20,250
‫نمی‌تونستم از فکرت دربیام

551
00:36:21,083 --> 00:36:22,625
‫حتی یه ثانیه

552
00:36:23,708 --> 00:36:25,041
‫فقط...

553
00:36:29,416 --> 00:36:31,750
‫خواهش میکنم...
‫خواهش میکنم این کارو نکن

554
00:36:33,000 --> 00:36:34,375
‫چی کار؟

555
00:36:36,458 --> 00:36:37,833
‫نکن

556
00:36:39,458 --> 00:36:42,125
‫حرفایی نزن که از ته دل نیستن

557
00:36:42,208 --> 00:36:45,083
‫که فقط ثابت کنی وضعمون مثل همدیگه‌ست،
‫چون نیست

558
00:36:45,916 --> 00:36:47,250
‫خب تو از کجا میدونی؟

559
00:36:51,000 --> 00:36:52,833
‫همیشه دلم برات تنگ میشه

560
00:36:56,708 --> 00:36:59,583
‫هیچوقت دست از دوست داشتنت
‫برنداشتم، حتی یه لحظه

561
00:37:05,208 --> 00:37:06,875
‫هیچوقت دست از خواستنت برنداشتم

562
00:37:12,541 --> 00:37:14,291
‫الان خیلی میخوامت

563
00:37:17,375 --> 00:37:20,291
‫کل هفته فقط تو فکر تو بودم

564
00:37:25,958 --> 00:37:26,958
‫صبر کن

565
00:37:34,833 --> 00:37:38,458
‫عزیزم، نکن. خواهش میکنم.
‫لطفاً، نه

566
00:37:38,541 --> 00:37:39,666
‫ببخشید

567
00:37:46,000 --> 00:37:47,000
‫ببخشید

568
00:37:48,166 --> 00:37:49,166
‫اشکال نداره

569
00:38:09,375 --> 00:38:11,375
‫میخوای دیگه برم؟

570
00:38:27,750 --> 00:38:28,750
‫مرسی

571
00:38:31,583 --> 00:38:34,375
‫مطمئنی نمیخوای قهوه‌ و اینا برات بیارم؟

572
00:38:34,458 --> 00:38:35,541
‫نه؟ باشه

573
00:38:53,708 --> 00:38:56,041
‫کِی میای دنبال آوا؟

574
00:38:56,125 --> 00:38:57,750
‫صبح طرفای ده

575
00:38:57,833 --> 00:38:58,916
‫باشه

576
00:38:59,000 --> 00:39:01,291
‫کیفش رو برای مدرسه‌ی
‫دوشنبه آماده میکنی؟

577
00:39:01,375 --> 00:39:02,500
‫حتماً

578
00:39:05,000 --> 00:39:06,125
‫خیلی‌خب

579
00:39:15,000 --> 00:39:18,625
‫اگه قرار بود پالی نیاد،
‫نظرت عوض میشد؟

580
00:39:20,208 --> 00:39:21,208
‫چی؟

581
00:39:23,625 --> 00:39:25,416
‫اگه قرار بود من تنها برم لندن...

582
00:39:28,333 --> 00:39:30,208
‫ممکن بود تو هم با آوا بیای؟

583
00:39:36,666 --> 00:39:38,750
‫به پالی چه ربطی داره؟

584
00:39:42,666 --> 00:39:43,750
‫خیلی‌‌خب

585
00:40:07,166 --> 00:40:08,583
‫الان نمیتونم رانندگی کنم

586
00:40:09,958 --> 00:40:13,708
‫امشب اینجا بمون، باشه؟ خب؟

587
00:41:02,500 --> 00:41:04,458
‫چند تا تی‌شرت دارم.
‫میخوای؟

588
00:41:05,208 --> 00:41:06,208
‫مرسی

589
00:41:11,458 --> 00:41:13,708
‫- کمکم میکنی؟
‫- آره

590
00:42:49,666 --> 00:42:52,333
‫گندش بزنن، ببخشید

591
00:43:02,333 --> 00:43:05,125
‫دوست‌دخترته؟

592
00:43:07,125 --> 00:43:08,666
‫تا اون حد حاضر نیستم جلو برم

593
00:43:10,416 --> 00:43:12,750
‫هم‌خوابته؟

594
00:43:16,583 --> 00:43:19,000
‫بهش گفتی امشب من میام؟

595
00:43:22,291 --> 00:43:23,250
‫آره

596
00:43:28,416 --> 00:43:30,000
‫سعی کن محل ندی

597
00:43:36,208 --> 00:43:37,875
‫بیخیال نمیشه.
‫به این میگن تعهد

598
00:43:50,208 --> 00:43:52,166
‫ببخشید. الان خاموشش میکنم

599
00:43:56,541 --> 00:43:58,375
‫یه لحظه صبر کن، باشه؟

600
00:44:06,333 --> 00:44:07,458
‫سلام

601
00:44:09,958 --> 00:44:11,666
‫خوبه. آره، گوش کن

602
00:44:11,750 --> 00:44:14,166
‫جالب نیست که منو به توپ ببندی با...

603
00:44:14,250 --> 00:44:16,833
<i>‫ چون قرار بود بهم زنگ بزنی </i>

604
00:44:16,916 --> 00:44:18,833
<i>‫ گفتم وقتی رفت بهت زنگ میزنم </i>

605
00:44:18,916 --> 00:44:20,750
<i>‫ اوه، پس هنوز نرفته؟ </i>

606
00:44:20,833 --> 00:44:23,791
‫نه، نرفته.
‫هنوز اینجاست، خب؟

607
00:44:25,875 --> 00:44:27,333
‫الان رو تخته

608
00:44:30,333 --> 00:44:31,500
‫تخت من

609
00:44:32,333 --> 00:44:34,625
‫ببین. لارا؟ لارا؟

610
00:44:34,708 --> 00:44:36,250
‫باید حرف بزنیم،
‫چون این وضع...

611
00:44:36,333 --> 00:44:37,916
‫واقعاً این وضعیت...

612
00:44:40,791 --> 00:44:43,041
‫باشه، خب دارم میگم باید
‫فعلاً از هم فاصله بگیریم

613
00:44:43,125 --> 00:44:44,041
‫چون این رابطه...

614
00:44:44,125 --> 00:44:46,041
‫الان برای من جواب نمیده

615
00:44:49,000 --> 00:44:51,166
‫نه اینکه... من...

616
00:44:54,291 --> 00:44:56,833
‫خیلی‌خب، بذار همینجا...
‫بذار همینجا حرفت رو قطع کنم

617
00:44:56,916 --> 00:44:59,166
‫تا چیزی نگفتی که بعداً
‫ازش پشیمون شی

618
00:45:04,041 --> 00:45:07,375
‫ببین، واقعاً متأسفم که باید
‫اینجوری تموم شه

619
00:45:07,458 --> 00:45:11,666
‫ولی راستش یه مدته حس میکنم که...

620
00:45:11,750 --> 00:45:14,000
‫میدونی...

621
00:45:14,083 --> 00:45:16,416
‫نمیخوام...

622
00:45:19,708 --> 00:45:22,375
‫باشه، خدافظ

623
00:45:29,708 --> 00:45:31,958
‫- شرمنده‌ها
‫- اشکال نداره

624
00:45:32,041 --> 00:45:34,750
‫فقط ناخواسته حرفات رو شنیدم

625
00:45:34,833 --> 00:45:38,375
‫آره، منم زیاد سعی نکردم که...

626
00:45:38,458 --> 00:45:40,000
‫نشنوی

627
00:45:44,166 --> 00:45:45,625
‫چرا از تخت بلند شدی؟

628
00:46:00,750 --> 00:46:02,166
‫ناراحتت کرد؟

629
00:46:02,875 --> 00:46:04,500
‫نه، معلومه که نه

630
00:46:07,500 --> 00:46:09,375
‫چرا بهش گفتی من رو تختتم؟

631
00:46:11,791 --> 00:46:13,458
‫- چرا؟
‫- آره

632
00:46:13,541 --> 00:46:16,625
‫نمیدونم. حس کردم لازم نیست

633
00:46:16,708 --> 00:46:18,708
‫قایمش کنم

634
00:46:18,791 --> 00:46:20,291
‫ولی امشب با اون برنامه داشتی

635
00:46:20,375 --> 00:46:22,083
‫و میدونستی ناراحت میشه

636
00:46:25,666 --> 00:46:26,791
‫خیلی‌خب

637
00:46:30,208 --> 00:46:33,875
‫میرا، متأسفم که اینجوری شد

638
00:46:33,958 --> 00:46:35,250
‫میشه فراموشش کنیم؟

639
00:46:37,500 --> 00:46:38,625
‫باشه؟

640
00:46:46,125 --> 00:46:48,791
‫- چیه؟
‫- هیچی

641
00:46:48,875 --> 00:46:50,833
‫فقط... آخه حیف شد

642
00:46:50,916 --> 00:46:52,958
‫حرفاتون جدی بنظر میرسید، نه؟

643
00:46:54,791 --> 00:46:56,208
‫نمیدونم، بهرحال...

644
00:46:56,291 --> 00:46:57,958
‫دیگه مهم نیست، درسته؟

645
00:46:59,583 --> 00:47:03,083
‫نمیدونم. غیرقابل‌بخشش نیست

646
00:47:03,166 --> 00:47:05,250
‫پس... مطمئنم درک میکنه

647
00:47:14,583 --> 00:47:15,583
‫لعنتی

648
00:47:24,750 --> 00:47:26,875
‫استعدادت تو گفتنِ
‫حرف اشتباه تو زمان اشتباه

649
00:47:26,958 --> 00:47:29,541
‫رو از دست ندادی.
‫این توش شکی نیست

650
00:47:32,041 --> 00:47:36,375
‫فقط آخه...
‫یکم غمگین شدم، میدونی؟

651
00:47:36,458 --> 00:47:37,916
‫- برات ناراحت شدم
‫- آره. لطف کردی

652
00:47:38,000 --> 00:47:39,208
‫نظرت چیه بکشی بیرون، ها؟

653
00:47:39,291 --> 00:47:40,625
‫چون مشاور زوجین من نیستی

654
00:47:40,708 --> 00:47:42,458
‫خب، فقط بنظرم حیفه
‫اینجوری یه رابطه خوب

655
00:47:42,541 --> 00:47:44,208
‫- رو با دو تا پیام تموم کنی...
‫- بسه!

656
00:47:45,333 --> 00:47:46,333
‫بسه!

657
00:48:00,833 --> 00:48:03,083
‫میشه یه چیزی بهت بگم میرا؟

658
00:48:03,541 --> 00:48:04,666
‫حقیقتاً...

659
00:48:06,000 --> 00:48:10,791
‫این حرفای "چکامه‌ای برای تنهایی"طورت
‫تو کتم نمیره

660
00:48:10,875 --> 00:48:12,708
‫خب؟ کسشره

661
00:48:13,875 --> 00:48:16,000
‫و فکر نکنم
‫که خودتم باورش کرده باشی

662
00:48:17,208 --> 00:48:21,041
‫یه ضعفه. ترسه. نقطه قوت نیست

663
00:48:21,125 --> 00:48:24,416
‫و نمیدونم چه بلایی سرت میاد اگه نتونی...

664
00:48:24,500 --> 00:48:26,666
‫نمیخوام... نمیخوام کوچیکت کنم

665
00:48:26,750 --> 00:48:31,041
‫ولی می‌بینم که آشفتگی
‫و انزوات...

666
00:48:31,125 --> 00:48:33,958
‫انزوای کاملت و...

667
00:48:42,083 --> 00:48:45,291
‫یادمه اون موقع‌ها چجوری بودیم

668
00:48:45,375 --> 00:48:47,208
‫قبل از اینکه با هم زندگی کنیم

669
00:48:48,083 --> 00:48:50,083
‫و یادمه خودمون رو از چی نجات دادیم

670
00:48:52,750 --> 00:48:55,500
‫یادمه همدیگه رو دقیقاً از...

671
00:48:55,583 --> 00:48:59,041
‫دقیقاً از همین تنهایی که
‫حرفش رو میزنی کشیدیم بیرون

672
00:49:00,708 --> 00:49:05,250
‫توهم نبود، خودتم میدونی

673
00:49:09,291 --> 00:49:10,625
‫معجزه بود

674
00:49:10,708 --> 00:49:13,625
‫بزرگترین معجزه‌ی زندگیمون بود

675
00:49:18,375 --> 00:49:20,458
‫و داریم راحت همش رو دور میریزیم

676
00:49:22,416 --> 00:49:24,750
‫و این...

677
00:49:26,416 --> 00:49:28,583
‫این کار... اشتباه وحشتناکیه

678
00:49:28,666 --> 00:49:31,083
‫وحشتناکه. و...

679
00:49:31,166 --> 00:49:33,666
‫باید... نمیدونم

680
00:49:33,750 --> 00:49:35,833
‫باید هر کاری از دستمون برمیومد میکردیم که...

681
00:49:37,666 --> 00:49:38,750
‫که...

682
00:49:40,625 --> 00:49:42,541
‫نجاتش بدیم، نه اینکه بیخیالش شیم

683
00:49:49,500 --> 00:49:51,041
‫نمیتونم...

684
00:49:54,750 --> 00:49:56,458
‫نمیدونم چجوری...

685
00:50:04,000 --> 00:50:05,458
‫خیلی حالت تهوع دارم

686
00:50:12,958 --> 00:50:14,958
‫من یه مرگیمه

687
00:50:19,291 --> 00:50:21,625
‫یه چیزی تو وجودم بگا رفته

688
00:50:43,458 --> 00:50:44,875
‫میشه یه چیزی برات پخش کنم؟

689
00:50:47,416 --> 00:50:48,583
‫چیزی پخش کنی؟

690
00:50:49,541 --> 00:50:51,250
‫آره. یه...

691
00:50:51,333 --> 00:50:53,375
‫یه وُیس ـه که صبح بهم رسید

692
00:50:55,916 --> 00:50:57,375
‫یه لحظه وایسا

693
00:51:01,041 --> 00:51:02,958
<i>‫ سلام جاناتان. پالی هستم </i>

694
00:51:03,041 --> 00:51:05,458
<i>‫ عه، الان تو فرودگاهم </i>

695
00:51:05,541 --> 00:51:07,500
<i>‫ یه هفته میرم جایی، برای همین... </i>

696
00:51:08,166 --> 00:51:09,875
<i>‫ گوش کن... </i>

697
00:51:09,958 --> 00:51:13,416
<i>‫ میدونم امشب میرا میاد پیشت، خب؟ </i>

698
00:51:13,500 --> 00:51:15,708
<i>‫ نمیدونم میخواین با همدیگه چیکار کنین </i>

699
00:51:15,791 --> 00:51:18,750
<i>‫ اینجا یه کشور آزاده، </i>
<i>‫ شما هم هنوز زن و شوهرید </i>

700
00:51:18,833 --> 00:51:20,666
<i>‫ قانوناً، پس... </i>

701
00:51:21,750 --> 00:51:23,500
<i>‫ فقط میگم... </i>

702
00:51:23,583 --> 00:51:26,125
<i>‫ این وضعیت تخمی الان... </i>

703
00:51:26,208 --> 00:51:30,291
<i>‫ شک کردنا و دعواها و اینا... </i>

704
00:51:30,375 --> 00:51:32,750
<i>‫ به من نمیخوره </i>

705
00:51:32,833 --> 00:51:35,416
<i>‫ شما با هم بشینین، حرف بزنین </i>

706
00:51:35,500 --> 00:51:37,750
<i>‫ تصمیم بگیرین میخواین </i>
<i>‫ با همدیگه چیکار کنین </i>

707
00:51:37,833 --> 00:51:39,500
<i>‫ من دیگه بسمه </i>

708
00:51:39,583 --> 00:51:42,458
<i>‫ اگه خواست برگرده پیشت، </i>
<i>‫ باور کن </i>

709
00:51:42,541 --> 00:51:45,708
<i>‫ من یکی که جلوش رو نمی‌گیرم، خب؟ </i>

710
00:51:45,791 --> 00:51:47,958
<i>‫ میتونی اینو به میرا هم بگی اگه خواستی </i>

711
00:51:48,041 --> 00:51:50,750
<i>‫ همینجوریش هم احتمالاً </i>
<i>‫ همه‌چی رو بهت گفته، پس... </i>

712
00:51:50,833 --> 00:51:53,250
<i>‫ فقط منو در جریان بذار </i>-
‫- آوا. سلام!

713
00:51:53,333 --> 00:51:55,583
‫- سلام عزیزم!
‫- پالی کجاست؟

714
00:51:56,500 --> 00:51:58,791
‫پالی؟ عه... پالی اینجا نیست

715
00:51:58,875 --> 00:52:00,583
‫الان تو خونه باباییم عزیزم

716
00:52:00,666 --> 00:52:03,291
‫آخه گشنمه، میخوام پالی
‫برام پنکیک درست کنه

717
00:52:03,375 --> 00:52:04,958
‫عزیزم، ما نصف شب غذا نمیخوریم

718
00:52:05,041 --> 00:52:07,250
‫- باشه؟ بیا ببینم
‫- آخه پالی اجازه میده

719
00:52:07,333 --> 00:52:09,000
‫عه؟ جدی؟

720
00:52:09,083 --> 00:52:10,666
‫میدونی چیکار کنیم؟
‫بیا بریم دراز بکشیم

721
00:52:10,750 --> 00:52:12,000
‫و سعی میکنیم بخوابیم

722
00:52:12,083 --> 00:52:14,000
‫و اگه بازم گشنت بود،
‫یه چیزی درست میکنیم، باشه عزیزم؟

723
00:52:15,083 --> 00:52:16,000
‫قبول؟

724
00:52:16,083 --> 00:52:18,333
‫ولی میشه رو تخت تو بخوابم مامان؟

725
00:52:19,583 --> 00:52:22,166
‫عزیزم... فردا میتونی

726
00:52:23,458 --> 00:52:25,541
‫- قول میدم، فردا
‫- بیا. بریم دراز بکشیم

727
00:52:25,625 --> 00:52:27,166
‫منم کنارت دراز میکشم، باشه؟

728
00:52:27,250 --> 00:52:28,916
‫بیا یه بوس آبدار به مامان بده

729
00:52:29,958 --> 00:52:31,000
‫دوستت دارم

730
00:52:31,083 --> 00:52:32,541
‫خیلی‌خب. بریم

731
00:52:33,583 --> 00:52:34,833
‫یه لحظه صبر کن

732
00:52:34,916 --> 00:52:36,083
‫باشه

733
00:52:36,166 --> 00:52:40,000
‫آره، بیا... آفرین

734
00:52:40,083 --> 00:52:41,458
‫خیلی‌خب

735
00:52:42,875 --> 00:52:45,166
‫چطوره یه شعر خواب برات بخونم؟

736
00:52:48,250 --> 00:52:50,041
‫نمیخوام الان بخوابم

737
00:52:50,125 --> 00:52:51,708
‫معلومه که الان نمیخوای بخوابی

738
00:52:51,791 --> 00:52:53,250
‫قرار نیست بخوابیم، باشه؟

739
00:52:53,333 --> 00:52:54,750
‫فقط میخوام یه شعر بخونم

740
00:52:55,375 --> 00:52:57,083
‫- باشه
‫- بیدار بمون

741
00:52:59,291 --> 00:53:02,416
‫♪ سندمن منتظره ♪
‫(شخصیت افسانه‌ای که بچه‌‌ها را به خواب میبرد)

742
00:53:02,500 --> 00:53:06,083
‫♪ که رویاهام رو بهم برسونه ♪

743
00:53:06,166 --> 00:53:07,500
‫ادامه بده

744
00:53:09,416 --> 00:53:14,208
‫♪ برو و برو قطار کوچولو ♪

745
00:53:14,291 --> 00:53:15,375
‫چشماتو ببند

746
00:53:17,083 --> 00:53:19,625
‫♪ ترمزچی، سوتت رو بزن ♪

747
00:53:19,708 --> 00:53:23,083
‫♪ وزنت رو بنداز رو زنجیر ♪

748
00:53:23,166 --> 00:53:27,625
‫♪ راه رو باز کنید، ♪
‫♪ هر چه خواهد بود ♪

749
00:53:29,583 --> 00:53:34,375
‫♪ بین سندمن و ترمزچی و من خواهد بود ♪

750
00:53:39,576 --> 00:53:55,376
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
