﻿1
00:00:26,583 --> 00:00:28,208
‫امری داشتین؟

2
00:00:28,291 --> 00:00:30,166
‫دنبال دختری به همراه یه ویچر می‌گردیم.

3
00:00:30,250 --> 00:00:32,791
‫دختره موخاکستریه
‫و ظاهری اشرافی داره.

4
00:00:32,875 --> 00:00:34,875
‫ویچره رنگ‌پریده، بی‌ادب و خشنه.

5
00:00:35,541 --> 00:00:37,500
‫اگه بهمون بگین کجان،

6
00:00:37,583 --> 00:00:39,666
‫ارباب رینس پول خوبی بهتون می‌ده.

7
00:00:40,250 --> 00:00:41,083
‫هوم؟

8
00:00:43,083 --> 00:00:44,625
‫اگه دیده باشینشون،
‫بهتون پول می‌دیم.

9
00:01:09,833 --> 00:01:11,083
‫شما برین عقب استاد.

10
00:01:42,916 --> 00:01:43,916
‫اِم...

11
00:01:44,000 --> 00:01:47,375
‫مزاحمتون شدم ای بزرگوار مهربان...

12
00:01:48,250 --> 00:01:49,250
‫هوم.

13
00:02:01,429 --> 00:02:08,547
‫«ویچر»
‫«فصل سوم، قسمت یکم»

14
00:02:10,100 --> 00:02:17,100
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

15
00:02:17,375 --> 00:02:21,416
‫سلام دوست عزیزم، طی مدتی
‫که در کائر مورن بودیم، ثابت شد...

16
00:02:21,500 --> 00:02:24,125
‫دنیای اطرافمون داره تغییر می‌کنه.

17
00:02:24,875 --> 00:02:29,125
‫زمان می‌گذره، اما خطرات متعدد
‫سریع و خشمگین از راه می‌رسن.

18
00:02:30,791 --> 00:02:33,708
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم
‫یعنی اصلا قراره دست از فرار برداریم یا نه؟

19
00:02:37,416 --> 00:02:39,458
‫- بابت رازداریته.
‫- ممنون.

20
00:02:55,041 --> 00:02:57,458
‫شبح دیگه‌ای داره آزارمون می‌ده.

21
00:02:58,333 --> 00:02:59,500
‫کاری که باهات کردم رو می‌گم.

22
00:03:01,083 --> 00:03:03,208
‫خودم می‌دونم تغییر گذشته‌ام از توانم خارجه،

23
00:03:03,291 --> 00:03:07,291
‫ولی تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که سیری مهارت جادوییش رو بهبود ببخشه.

24
00:03:07,875 --> 00:03:09,416
‫به تأمین امنیتش هم کمک می‌کنم.

25
00:03:14,916 --> 00:03:19,250
‫شاید اگه این مسئله رو بهت ثابت کنم،
‫دوباره اعتمادی بینمون شکل بگیره.

26
00:03:20,375 --> 00:03:22,958
‫فعلا واسه سیری آرزوی موفقیت کن.

27
00:03:23,916 --> 00:03:26,333
‫همه‌مون مسیر دور و درازی در پیش داریم.

28
00:03:27,416 --> 00:03:29,416
‫از طرف دوستت، ینیفر.

29
00:03:33,416 --> 00:03:35,500
‫اولین درس تیسیا به من همین بود.

30
00:03:43,666 --> 00:03:44,666
‫امتحان کن.

31
00:03:46,208 --> 00:03:49,208
‫سلام دوست عزیزم،
‫با این که سکوت پیشه کردی،

32
00:03:49,291 --> 00:03:52,583
‫خودم می‌دونم دلت می‌خواد از روند پیشرفت
‫تمرینات سیری خبر داشته باشی.

33
00:03:53,083 --> 00:03:55,750
‫پتانسیلش خیلی زیاده،
‫ولی استعداد زیادی نداره.

34
00:03:55,774 --> 00:04:00,774
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

35
00:04:01,583 --> 00:04:03,625
‫اوضاعش به مرور زمان تغییر می‌کنه.

36
00:04:04,375 --> 00:04:06,958
‫روزی می‌تونه چیزی خوشمزه‌تر
‫از ماهی مرکبی...

37
00:04:07,041 --> 00:04:09,166
‫که احتمالا همین الان دست خودته،
‫احضار کنه.

38
00:04:09,250 --> 00:04:12,166
‫- هوم.
‫- از طرف دوستت، ینیفر.

39
00:04:13,166 --> 00:04:14,958
‫باید رو تنفست تمرکز کنی.

40
00:04:16,625 --> 00:04:18,083
‫از اینجا نفس بکش. خب؟

41
00:04:26,708 --> 00:04:27,708
‫دوباره شروع نکنین دیگه.

42
00:04:32,666 --> 00:04:34,375
‫سیری، ینیفر، باید بریم!

43
00:04:37,166 --> 00:04:38,041
‫بجنبین!

44
00:04:38,125 --> 00:04:39,000
‫وایستین!

45
00:04:40,250 --> 00:04:42,666
‫- بجنب، برو تو کارش.
‫- برین اون طرف!

46
00:04:45,125 --> 00:04:47,958
‫باز هم دیر رسیدیم!
‫کدوم گوری هستن؟

47
00:04:48,958 --> 00:04:50,041
‫همه‌چی رو به آتش بکشین!

48
00:05:23,125 --> 00:05:24,625
‫بابت رازداریته.

49
00:05:51,375 --> 00:05:53,375
‫حرف نداشت!

50
00:05:55,250 --> 00:05:57,166
‫سلام دوست عزیزم، ظاهرا...

51
00:05:57,250 --> 00:06:00,833
‫خودت و سیری دارین کلی از چهارمین خونه‌مون
‫طی چهار ماه اخیر لذت می‌برین...

52
00:06:00,916 --> 00:06:03,208
‫و فرصت کردین به شکل
‫خوش‌آیندی صمیمی بشین.

53
00:06:05,083 --> 00:06:07,504
‫اما بهت یادآوری می‌کنم
‫که خودت ازم خواستی...

54
00:06:07,528 --> 00:06:09,666
‫نه، التماسم کردی
‫بهش جادوگری یاد بدم.

55
00:06:10,583 --> 00:06:13,875
‫لطفا خسته‌اش نکن که بتونم
‫درست و حسابی بهش یاد بدم.

56
00:06:14,500 --> 00:06:17,625
‫ضمنا، کمتر گوشت بخور،
‫بیشتر شراب بخور.

57
00:06:18,208 --> 00:06:19,291
‫- از طرف ینیفر.
‫- هوم.

58
00:06:21,041 --> 00:06:23,125
‫آدم فقط با تکرار موفق می‌شه.

59
00:06:50,250 --> 00:06:52,416
‫از پسش برمیای. تسلیم نشو.

60
00:07:16,791 --> 00:07:18,333
‫از هم دور نشین! بجنبین!

61
00:07:18,416 --> 00:07:20,125
‫ساکنان روستان دیگه گرالت.

62
00:07:20,208 --> 00:07:21,125
‫بریم.

63
00:08:08,708 --> 00:08:09,666
‫سلام یارپن!

64
00:08:09,750 --> 00:08:12,125
‫اگه می‌خوای مخفی بشی،
‫باید موهات رو رنگ کنی.

65
00:08:12,208 --> 00:08:13,958
‫کسی که دنبال گرگ سیاه نیست.

66
00:08:14,041 --> 00:08:16,583
‫- سلام دوست قدیمی.
‫- وسایلم رو خراب نکنین!

67
00:08:16,666 --> 00:08:20,166
‫ضمنا، انتظار دارم بابت رازداریم پول بگیرم!

68
00:08:44,958 --> 00:08:46,125
‫سلام دوست عزیزم،

69
00:08:46,208 --> 00:08:48,050
‫الان دیگه اون‌قدر
‫به نقطه دورافتاده‌ای اومدیم...

70
00:08:48,074 --> 00:08:49,166
‫که شاید اصلا از اینجا نریم.

71
00:08:49,250 --> 00:08:50,875
‫وای!

72
00:08:50,958 --> 00:08:52,541
‫حالا که فکرش به ذهنم خطور کرد،

73
00:08:53,208 --> 00:08:54,916
‫اگه همین‌جا بمونیم خیلی بد می‌شه؟

74
00:08:55,750 --> 00:08:58,833
‫قول می‌دم پیش از آب شدن یخ‌ها
‫دروس جادوییمون رو ادامه بدیم؛

75
00:08:58,916 --> 00:09:01,458
‫ولی دختره حق داره فعلا استراحت کنه.

76
00:09:01,541 --> 00:09:03,916
‫شاید من و تو هم حق داشته باشیم.

77
00:09:07,625 --> 00:09:09,958
‫- از طرف دوستت، ینیفر.
‫- بیا دوباره امتحان کنیم.

78
00:09:10,041 --> 00:09:11,750
‫- از اول. آماده‌ای؟
‫- خیلی‌خب.

79
00:09:11,833 --> 00:09:13,166
‫یه پات رو...

80
00:09:24,583 --> 00:09:27,333
‫می‌تونم افکارت رو با جادو بخونم گرالت.

81
00:09:27,416 --> 00:09:30,625
‫از وقتی رسیدیم، می‌خواستی من رو
‫به صرف شام دعوت کنی.

82
00:09:31,375 --> 00:09:32,208
‫واقعا؟

83
00:09:32,291 --> 00:09:36,541
‫نه؛ ولی از پنجره‌ات دید زدم
‫و دیدم بیشتر از من شراب داری.

84
00:09:36,625 --> 00:09:38,500
‫من هم التماست می‌کنم برام پرش کنی.

85
00:09:53,875 --> 00:09:54,958
‫هوم.

86
00:10:02,583 --> 00:10:03,458
‫ممنون.

87
00:10:08,375 --> 00:10:09,791
‫کمی از این می‌ریزیم.

88
00:10:10,833 --> 00:10:12,666
‫- حرف نداره.
‫- هوم!

89
00:10:15,541 --> 00:10:17,875
‫- این یکی شاهکار بود.
‫- دقیقا.

90
00:10:22,375 --> 00:10:24,625
‫- غذای سرآشپز سیریه.
‫- دهنت رو باز کن!

91
00:10:29,375 --> 00:10:31,416
‫گرالت ترب رو از هر غذایی بیشتر دوست داره.

92
00:10:33,666 --> 00:10:34,541
‫وای!

93
00:10:34,625 --> 00:10:37,333
‫همیشه همون رو درست می‌کردیم،
‫حالا حداقل یه بار هم که شده...

94
00:10:39,500 --> 00:10:40,333
‫وایستا...

95
00:10:40,916 --> 00:10:41,916
‫ممنون.

96
00:10:45,000 --> 00:10:47,208
‫- من دیگه می‌رم بخوابم.
‫- خیلی‌خب.

97
00:10:47,750 --> 00:10:49,166
‫- شب به خیر.
‫- شب به خیر.

98
00:11:00,916 --> 00:11:02,166
‫اِم... خب...

99
00:11:09,833 --> 00:11:10,708
‫شب به خیر.

100
00:11:18,625 --> 00:11:19,625
‫شب به خیر.

101
00:11:48,083 --> 00:11:49,375
‫جادوی آب قلق داره.

102
00:11:49,458 --> 00:11:52,125
‫جادوی خاک و جادوی هوا رو
‫هم همین‌طور توصیف کرده بودی.

103
00:11:52,208 --> 00:11:54,375
‫خب، به عمرم شاهد کسی
‫قدرتمندتر از تو نبودم.

104
00:11:55,250 --> 00:11:56,750
‫این‌جوری کار جفتمون دشوار می‌شه.

105
00:11:58,458 --> 00:12:00,041
‫امروز دیگه بسه.

106
00:12:03,625 --> 00:12:06,541
‫از اون‌جایی که با هر جادویی
‫گند می‌زنم،

107
00:12:07,041 --> 00:12:09,166
‫ممکنه جادوی آتش بدتر باشه؟

108
00:12:11,750 --> 00:12:13,083
‫رینس رو به خاطر داشته باش.

109
00:12:14,625 --> 00:12:17,500
‫نگاهش رو به خاطر داشته باش.
‫همیشه منشأیی در میونه.

110
00:12:18,291 --> 00:12:20,125
‫منشأ جادوی آتش خود آدمه.

111
00:12:20,791 --> 00:12:22,791
‫چیزی رو از آدم می‌گیره
‫و دیگه پسش نمی‌ده.

112
00:12:23,791 --> 00:12:24,833
‫جادوی آدم رو می‌گیره؟

113
00:12:26,083 --> 00:12:26,958
‫آره.

114
00:12:28,083 --> 00:12:29,541
‫ولی همه‌چی که جادو نیست.

115
00:12:32,416 --> 00:12:34,041
‫خودت می‌گی همه‌چی که جادو نیست،

116
00:12:34,833 --> 00:12:37,041
‫ولی حاضری جونم رو به پای جادو بدی.

117
00:12:37,708 --> 00:12:40,791
‫چیزی نمونده بود ولت میر من رو ازت بگیره.
‫چیزی نمونده بود گرالت رو از دست بدی.

118
00:12:40,875 --> 00:12:41,916
‫- خیلی...
‫- خودم می‌دونم.

119
00:12:43,125 --> 00:12:45,083
‫خب، اگه می‌دونستی،
‫واسه چی چنین کاری کردی؟

120
00:12:46,750 --> 00:12:48,166
‫چون... تسلیم شده بودم؛

121
00:12:51,750 --> 00:12:53,750
‫ولی دیگه مرتکب چنین اشتباهی نمی‌شم.

122
00:13:03,000 --> 00:13:04,287
‫کاش می‌تونستم
‫بیشتر براتون بیارم،

123
00:13:04,311 --> 00:13:06,208
‫ولی «سنجاب‌ها» به کاروان هنسلت
‫حمله کرده بودن.

124
00:13:07,791 --> 00:13:10,500
‫این‌ها رو باشین.
‫سیب‌زمینی‌هاش اندازه تخم کوتوله‌ان.

125
00:13:11,083 --> 00:13:12,750
‫به کاروان خودت هم حمله کردن؟

126
00:13:12,833 --> 00:13:15,791
‫خوشحال می‌شم حمله کنن
‫که ببینن چه بلایی سرشون میاد!

127
00:13:15,875 --> 00:13:18,500
‫الف‌ها با پادشاهان خصومت دارن،
‫با ما کاری ندارن.

128
00:13:18,583 --> 00:13:21,583
‫صرفا می‌خوان شمال رو نرم کنن
‫که کیر کلفت نیلفگارد توش جا بشه.

129
00:13:22,166 --> 00:13:25,541
‫نیلفگارد به الف‌ها پناه داده بود،
‫الان هم دارن تو جبهه‌شون مبارزه می‌کنن.

130
00:13:26,625 --> 00:13:29,541
‫اگه به ملت دوباره فرصت بدیم،
‫کارهای شگفت‌انگیزی از دستشون برمیاد.

131
00:13:34,625 --> 00:13:35,583
‫وایستین ببینم.

132
00:13:36,458 --> 00:13:37,375
‫وایستین ببینم!

133
00:13:37,958 --> 00:13:39,250
‫دوباره با هم سکس می‌کنین؟

134
00:13:40,166 --> 00:13:41,666
‫چه زیرکی یارپن.

135
00:13:41,750 --> 00:13:44,125
‫حق دارین.

136
00:13:44,208 --> 00:13:45,750
‫داره بهار می‌شه.

137
00:13:45,833 --> 00:13:47,916
‫وای، کل دنیا داره برمی‌خیزه.

138
00:13:48,583 --> 00:13:51,541
‫پشت همین دره جشن بلتین رو برگزار می‌کنیم.
‫بهتره شما هم بیاین.

139
00:13:51,625 --> 00:13:52,583
‫من خیلی خوشحال می‌شم بیام.

140
00:13:52,666 --> 00:13:54,125
‫- خطرناکه.
‫- فکر بدیه.

141
00:13:54,625 --> 00:13:57,083
‫چندین ماهه کسی سراغم رو نگرفته.

142
00:13:57,166 --> 00:13:59,083
‫همه هم لباس مبدل می‌پوشن.

143
00:14:00,500 --> 00:14:03,541
‫تازه... تولد من روز جشن بلتینه.

144
00:14:03,625 --> 00:14:06,416
‫ای بابا! شاید می‌تونستی
‫ملکه جشن ماه مه بشی.

145
00:14:06,500 --> 00:14:09,500
‫ولی ریش خواهرزاده من
‫امسال خیلی پرپشت شده.

146
00:14:12,500 --> 00:14:13,833
‫قبول کنین دیگه!

147
00:14:14,541 --> 00:14:17,166
‫دیگه وقتشه یختون کمی باز بشه.

148
00:14:19,041 --> 00:14:20,541
‫قول می‌دم بلایی سرم نیاد.

149
00:14:54,375 --> 00:14:56,875
‫خب، ببینیم از حیوان دست‌آموز جدیدم
‫خوشت میاد یا نه.

150
00:15:06,750 --> 00:15:08,750
‫- هوم!
‫- این دیگه چه جانوریه.

151
00:15:10,791 --> 00:15:13,708
‫بهتر بود از قبل بهت هشدار می‌دادم الف احمق.

152
00:15:14,333 --> 00:15:18,500
‫به این جاکاپیس یاد دادن
‫رد همنوعانت رو از یک و نیم کلیومتری بگیره.

153
00:15:19,625 --> 00:15:21,750
‫پس درست اومدم.

154
00:15:21,833 --> 00:15:24,041
‫خودت رو نشون بده.

155
00:15:24,625 --> 00:15:28,041
‫وگرنه بازش می‌کنم
‫که خوراک شامش بشی.

156
00:15:31,625 --> 00:15:34,000
‫باید دختری از نژاد الف‌ها رو پیدا کنم.

157
00:15:36,083 --> 00:15:38,416
‫کافیه جاکی عزیزم
‫بوش رو بگیره.

158
00:15:38,500 --> 00:15:40,625
‫دسته‌ای مو یا یکی از لباس‌هاش کافیه...

159
00:15:40,708 --> 00:15:42,166
‫چیز بهتری بهت می‌دم.

160
00:15:47,458 --> 00:15:49,416
‫درش رو ببند ببینم.

161
00:15:56,083 --> 00:15:57,041
‫چقدر می‌گیری؟

162
00:16:11,000 --> 00:16:14,166
‫گیج، به همراه بهترین جنگجویانت
‫روانه غرب شو و به ماریبور برو.

163
00:16:14,250 --> 00:16:17,083
‫فیلاواندرل، تو با جنگجویانت
‫راهی جنوب شو و به کید دو برو.

164
00:16:18,125 --> 00:16:19,125
‫همون‌جاهاست.

165
00:16:19,833 --> 00:16:22,958
‫کسی رؤیتش کرده یا باز هم داریم
‫طبق شایعات پیش می‌ریم؟

166
00:16:23,041 --> 00:16:24,208
‫ما که نمی‌دونیم...

167
00:16:25,458 --> 00:16:26,958
‫خون کهن تو رگ سیریلا جاریه یا نه.

168
00:16:27,041 --> 00:16:28,791
‫کلا داریم طبق حرف جادوگری پیش می‌ریم...

169
00:16:29,541 --> 00:16:32,958
‫که تو یه چشم به هم زدن اومد و رفت.

170
00:16:34,208 --> 00:16:35,708
‫بهتون دستور دادم.

171
00:16:41,416 --> 00:16:44,750
‫می‌خوام همه‌شون رو بابت بلایی
‫که سر بچه‌تون و امیدمون آوردن،

172
00:16:45,708 --> 00:16:46,666
‫بکشم.

173
00:16:47,500 --> 00:16:50,250
‫ولی کشتنشون هم کافی نیست خواهر.

174
00:16:51,500 --> 00:16:53,458
‫هدف من عین سابقه.

175
00:16:54,083 --> 00:16:55,708
‫دول بلاتانا رو پیدا می‌کنم.

176
00:16:55,791 --> 00:16:59,916
‫ولی چطوری؟ از کجا؟
‫اینجا که دیگه پناهگاهی واسه الف‌ها نمونده.

177
00:17:00,000 --> 00:17:03,958
‫سیریلا رو که پیدا کنیم، همه‌چی معلوم می‌شه.
‫الان دیگه امیدمون به اونه.

178
00:17:04,875 --> 00:17:05,958
‫به من شک داری؟

179
00:17:06,458 --> 00:17:09,041
‫- بیدار یشین! بجنبین!
‫- ارابه‌ها رو راه بندازین!

180
00:17:09,125 --> 00:17:10,750
‫بقیه دارن کم‌کم بهتون شک می‌کنن.

181
00:17:10,833 --> 00:17:13,875
‫گالاتین و اسکویاتل برگشتن!

182
00:17:14,541 --> 00:17:16,416
‫- اوضاع قشنگ نیست.
‫- باید کمکمون کنین!

183
00:17:17,791 --> 00:17:18,666
‫طبیبمون رو بیارین.

184
00:17:18,750 --> 00:17:20,541
‫- باید کمکم کنین!
‫- کمک کنین!

185
00:17:27,375 --> 00:17:29,708
‫نمی‌خواد پرستاربازی دربیاری.

186
00:17:29,791 --> 00:17:31,500
‫می‌خواد سرباز باشی.

187
00:17:35,875 --> 00:17:36,750
‫خاک عالم.

188
00:17:36,833 --> 00:17:38,583
‫ولش کنین! از دست رفت.

189
00:17:38,666 --> 00:17:39,625
‫می‌خواست.

190
00:17:44,458 --> 00:17:47,375
‫اگه قصد دارین الان دیگه
‫سلاح به دست نگیریم...

191
00:17:47,458 --> 00:17:50,041
‫و «سنجاب‌ها» بی‌سلاح در راه
‫آزادیمون بجنگن، به اطلاعم برسونین.

192
00:17:50,125 --> 00:17:52,916
‫من که بهت گفته بودم.
‫کل جنگجویان اضافیم رو بهت سپرده بودم.

193
00:17:53,000 --> 00:17:54,791
‫جفتمون می‌دونیم چرت می‌گین.

194
00:17:54,875 --> 00:17:56,916
‫بهترین جنگجویانتون رو
‫فرستادین مأموریت سری...

195
00:17:57,000 --> 00:18:00,166
‫و معلوم نیست کدوم گوری‌ان،
‫ما هم می‌ریم طبق دستورات...

196
00:18:00,250 --> 00:18:02,416
‫عمل می‌کنیم،
‫به کاروان‌هاشون حمله می‌کنیم...

197
00:18:02,500 --> 00:18:04,666
‫و جون می‌کنیم که سرزمینمون رو پس بگیریم.

198
00:18:04,750 --> 00:18:07,875
‫باز هم دارین خواسته
‫انسان مغرور دیگه‌ای رو اجابت می‌کنین.

199
00:18:07,958 --> 00:18:10,750
‫خیال کردین اون مزخرفات شعله سفید
‫ذره‌ای برام اهمیت داره؟

200
00:18:10,833 --> 00:18:15,000
‫سیر شدن شکمم و خونه داشتن برام اهمیت داره.

201
00:18:15,083 --> 00:18:19,000
‫خودم برنامه‌هایی ریختم و مردن تو جنگل
‫پای خودخواهی شما رو شامل نمی‌شن.

202
00:18:19,083 --> 00:18:22,375
‫- با نیلفگارد برنامه ریختی؟
‫- کجاش رو نمی‌فهمین؟

203
00:18:22,458 --> 00:18:26,333
‫اگه نیلفگارد شمال رو فتح کنه،
‫الف‌ها همه‌جا آزاد می‌شن.

204
00:18:26,875 --> 00:18:29,083
‫کل این اقلیم دول بلاتانامون می‌شه.

205
00:18:29,166 --> 00:18:32,000
‫ما چندین قرن سعی کردیم
‫این اقلیم رو با بقیه سهیم بشیم.

206
00:18:33,041 --> 00:18:37,125
‫اگه قرار باشه باز هم قتل‌عام رخ بده،
‫این‌دفعه نوبت انسان‌هاست.

207
00:18:41,125 --> 00:18:45,125
‫مدام از دوران باستان و پیشگویی‌ها می‌گین.

208
00:18:45,916 --> 00:18:48,500
‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردین؛

209
00:18:48,583 --> 00:18:50,625
‫ولی می‌خواین جون الف‌ها رو حفظ کنین؟

210
00:18:52,000 --> 00:18:53,000
‫ما همین‌جاییم.

211
00:19:03,125 --> 00:19:06,458
‫بهم قول شاهدختی رو داده بودی.

212
00:19:06,541 --> 00:19:10,166
‫حالا به لطف تیسیا دی وریز
‫کل پادشاهان از وجودش خبر دارن.

213
00:19:10,250 --> 00:19:13,625
‫خوب جلوه نمی‌کنم دیکسترا.
‫خودت قسم خورده بودی سیریلا مال خودم می‌شه.

214
00:19:13,708 --> 00:19:16,083
‫شاید بهتر باشه کمی آروم‌تر
‫صحبت کنین اعلی‌حضرت.

215
00:19:16,166 --> 00:19:18,625
‫ما که نمی‌خوایم به گوش عزیز دلتون برسه.

216
00:19:24,416 --> 00:19:26,916
‫پادشاه بودن قبلا ارج و قربی داشت.

217
00:19:27,000 --> 00:19:29,500
‫شش ماه گذشته.
‫به کجا رسیدی؟

218
00:19:29,583 --> 00:19:31,250
‫مدام بهانه می‌تراشی و خرج می‌کنی،

219
00:19:31,333 --> 00:19:34,166
‫ولی از شاهدختی که می‌خواستی
‫باهاش ازدواج کنم خبری نیست.

220
00:19:34,666 --> 00:19:37,750
‫قربان، به خاطر «سنجاب‌ها»
‫درگیر مسائل دیگه‌ای شدیم.

221
00:19:37,833 --> 00:19:39,166
‫آها، باز هم بهانه می‌تراشی.

222
00:19:39,250 --> 00:19:41,416
‫اصلا حرف اون حرومزاده‌ها رو پیش نکش.

223
00:19:41,500 --> 00:19:44,000
‫ما رو مقصر قتل اون الف نوزاد می‌دونن.

224
00:19:46,125 --> 00:19:47,666
‫قطعا کار ما نبوده دیگه؟

225
00:19:50,875 --> 00:19:53,875
‫بزرگ‌ترین ارتش و شبکه جاسوسان شمال
‫دست شماست.

226
00:19:54,458 --> 00:19:56,500
‫ما ترسناک‌ترین قلمرو شمالی هستیم.

227
00:19:56,583 --> 00:19:59,500
‫به چه دردم می‌خوره؟

228
00:19:59,583 --> 00:20:01,833
‫سرکرده جاسوسانم از پس
‫یافتن یه دختر برنمیاد.

229
00:20:01,916 --> 00:20:04,083
‫نه. وقتشه تغییری اعمال کنم.

230
00:20:04,166 --> 00:20:06,625
‫تصمیم گرفتم کار رو
‫به بهترین نیروم بسپارم...

231
00:20:06,708 --> 00:20:08,125
‫که بتونم بهش اعتماد کنم.

232
00:20:08,708 --> 00:20:09,750
‫رادوید!

233
00:20:11,333 --> 00:20:12,291
‫جانم؟

234
00:20:13,833 --> 00:20:14,708
‫یوهو!

235
00:20:17,833 --> 00:20:18,875
‫عجب.

236
00:20:22,291 --> 00:20:24,375
‫برادر کوچک پادشاه؟

237
00:20:26,041 --> 00:20:29,041
‫دیگه باید از اون حرومی درباری
‫هم محافظت کنیم؟

238
00:20:30,000 --> 00:20:31,750
‫نه، همه‌اش نمایشیه.

239
00:20:32,250 --> 00:20:35,291
‫ویزیمیر صرفا می‌خواد پادشاهیش رو
‫به همه یادآوری کنه.

240
00:20:35,958 --> 00:20:38,208
‫به لطف ما پادشاه شده.

241
00:20:39,666 --> 00:20:42,000
‫به خدایان قسم که خیلی وقته
‫مشغول این کاریم دیکسترا.

242
00:20:42,083 --> 00:20:44,333
‫اصلا این‌طور نیست.

243
00:20:44,833 --> 00:20:46,750
‫اتحادمون هرچقدر هم قدمت داشته باشه،

244
00:20:47,916 --> 00:20:48,916
‫موجب جوان موندن خودمون می‌شه.

245
00:20:50,500 --> 00:20:53,958
‫خب، حالا سر شاهزاده حرومی...

246
00:20:54,833 --> 00:20:56,250
‫«سنگ، پوست، خنجر» بازی می‌کنیم.

247
00:20:57,333 --> 00:20:58,458
‫به هیچ وجه.

248
00:20:58,541 --> 00:21:01,875
‫خودم ماه پیش اون بارونس لیریایی رو
‫اغفال کرده بودم،

249
00:21:01,958 --> 00:21:04,500
‫ولی رازی جز سیفلیس نداشت.

250
00:21:04,583 --> 00:21:08,416
‫یعنی از هفته‌ای که دم خندقی گه‌گرفته
‫تو تمریا مونده بودم تا سر قسمت الوار...

251
00:21:08,500 --> 00:21:10,375
‫بحث کنن، بدتر بود؟

252
00:21:13,458 --> 00:21:14,333
‫قبوله.

253
00:21:15,916 --> 00:21:17,154
‫شاید بتونم به کسی دستور بدم...

254
00:21:17,178 --> 00:21:19,208
‫تا شاهزاده دنبال دختره می‌گرده،
‫پرستاریش رو بکنه.

255
00:21:19,291 --> 00:21:21,708
‫هوم. ما که به کس دیگه‌ای اعتماد نداریم.

256
00:21:27,750 --> 00:21:28,833
‫هوم.

257
00:21:30,291 --> 00:21:32,291
‫اگه چنین کاری بکنم،

258
00:21:34,375 --> 00:21:37,375
‫بعد از بازگشتم
‫فقط خودم دستور می‌دم.

259
00:21:52,166 --> 00:21:55,750
‫تا حالا خارج از سینترا
‫تو جشن بلتین شرکت نکردم.

260
00:21:56,541 --> 00:22:00,916
‫راستش، سر لازلو یه بار سعی کرده بود
‫با زره کامل از روی آتش بپره.

261
00:22:04,458 --> 00:22:05,541
‫نظرت چیه؟

262
00:22:07,833 --> 00:22:11,083
‫به نظرم باید موهات رو پنهان کرده
‫و چشمت رو بپوشونی.

263
00:22:13,666 --> 00:22:15,916
‫اگه صرفا بگی «خیلی خوشگل شدی» می‌میری؟

264
00:22:17,166 --> 00:22:18,208
‫سیری.

265
00:22:21,291 --> 00:22:23,000
‫خودم می‌دونستم فکر بدی بود.

266
00:22:37,583 --> 00:22:38,708
‫خیلی خوشگل شدی.

267
00:23:03,791 --> 00:23:05,250
‫وای!

268
00:23:09,291 --> 00:23:11,833
‫- ازمون دور نشو.
‫- بهتر نیست چادر ایل رو پیدا کنیم؟

269
00:23:14,875 --> 00:23:16,041
‫دقیقا تو همین فکر بودم.

270
00:23:17,041 --> 00:23:18,958
‫یا خدایان، دلم واسه این جشن تنگ شده بود.

271
00:23:19,041 --> 00:23:21,041
‫- می‌رم برقصم.
‫- مواظب خودت باش.

272
00:23:26,791 --> 00:23:30,166
‫ببین وقتی می‌ذاریم یه شب
‫خوش باشه، چی می‌شه.

273
00:23:30,750 --> 00:23:34,375
‫بیا وانمود نکنیم انگیزه‌ات
‫کاملا خیرخواهانه است ینیفر.

274
00:23:35,708 --> 00:23:37,208
‫آهنگ «قدیم‌ها» رو بزن!

275
00:23:38,250 --> 00:23:40,166
‫تولد تو هم مبارک.

276
00:23:43,541 --> 00:23:44,833
‫یادت مونده بود.

277
00:23:44,916 --> 00:23:46,416
‫معمولا چیزی از یادم نمی‌ره.

278
00:23:48,750 --> 00:23:50,791
‫پس شب‌های خوش خودمون رو
‫هم به یاد داری.

279
00:23:51,916 --> 00:23:53,125
‫مثلا بعد از ماجرای جنه.

280
00:23:56,708 --> 00:23:58,291
‫یا کتابخونه کوویر.

281
00:24:00,708 --> 00:24:02,333
‫واقعا هم چقدر سروصدا نکردیم.

282
00:24:04,875 --> 00:24:05,875
‫اون مزرعه‌سرا رو هم یادمه.

283
00:24:06,750 --> 00:24:07,750
‫مزرعه‌سرای موریول رو می‌گم.

284
00:24:10,500 --> 00:24:13,666
‫ارابه‌سواری شبانه
‫از الاندور تا موئن رو هم یادمه.

285
00:24:14,708 --> 00:24:15,916
‫برگشتنیش رو هم یادمه.

286
00:24:18,041 --> 00:24:19,375
‫برگشتنیش رو از یاد نبر.

287
00:24:19,458 --> 00:24:23,125
‫مگه می‌شه از یاد ببرم؟
‫عین از یاد بردن شبمون تو کینگورن می‌مونه.

288
00:24:23,208 --> 00:24:24,208
‫وای!

289
00:24:24,958 --> 00:24:26,250
‫اون شکار اژدها رو یادته؟

290
00:24:28,916 --> 00:24:30,583
‫اون شب‌ها حرف نداشتن.

291
00:24:31,583 --> 00:24:33,541
‫- ولی صبح‌ها...
‫- احساس تنهایی می‌کردم.

292
00:24:35,875 --> 00:24:37,250
‫معمولا قبل از سپیده‌دم می‌رفتی.

293
00:24:37,833 --> 00:24:39,041
‫گاهی هم خودت می‌رفتی.

294
00:24:42,708 --> 00:24:44,708
‫از دلیل رفتن خودم خبر دارم،
‫ولی تو واسه چی می‌رفتی؟

295
00:24:47,375 --> 00:24:49,541
‫از نتیجه احتمالی رابطه جدیمون می‌ترسیدی؟

296
00:24:57,166 --> 00:24:59,583
‫مطمئن نبودم واقعا دنبال رابطه جدی‌ام...

297
00:25:01,000 --> 00:25:03,708
‫یا صرفا گول جادوی جنه رو خوردم.

298
00:25:06,708 --> 00:25:07,625
‫الان چی؟

299
00:25:09,916 --> 00:25:11,333
‫بیاین بریم تو هزارتو!

300
00:25:12,875 --> 00:25:13,791
‫بیاین دیگه!

301
00:25:21,625 --> 00:25:22,458
‫بیاین دیگه!

302
00:26:28,250 --> 00:26:29,750
‫- فرار کنین!
‫- فرار کنین!

303
00:26:29,833 --> 00:26:30,916
‫سیری.

304
00:26:33,666 --> 00:26:34,666
‫سیری!

305
00:26:35,833 --> 00:26:36,666
‫سیری!

306
00:26:37,583 --> 00:26:38,500
‫سیری!

307
00:26:41,625 --> 00:26:42,500
‫سیری!

308
00:26:43,875 --> 00:26:44,916
‫ینیفر!

309
00:26:46,500 --> 00:26:47,333
‫گرالت!

310
00:26:51,916 --> 00:26:52,833
‫گرالت!

311
00:26:53,333 --> 00:26:54,375
‫ینیفر!

312
00:27:46,750 --> 00:27:48,750
‫گرالت!

313
00:28:14,250 --> 00:28:16,583
‫- خونه دیگه‌ای پیدا می‌کنیم.
‫- من از همین خونه خوشم می‌اومد.

314
00:28:17,458 --> 00:28:18,291
‫همه‌مون خوشمون می‌اومد.

315
00:28:19,916 --> 00:28:23,083
‫- اون موجود از کجا پیدامون کرد؟
‫- جاکاپیس‌ها رد بوی شکارشون رو می‌گیرن.

316
00:28:23,666 --> 00:28:26,750
‫- بوی سیری رو بلد بود که پیداش کرد.
‫- بوش رو بلد بود؟ از کجا؟

317
00:28:26,833 --> 00:28:29,833
‫وزمیر بهم گفته بود رینس خون سیری رو
‫از کائر مورن دزدیده.

318
00:28:30,625 --> 00:28:32,833
‫حتما بوی خونش رو به خوردش داده.

319
00:28:32,916 --> 00:28:34,875
‫یعنی هرجایی که بریم
‫پیدامون می‌کنه؟

320
00:28:34,958 --> 00:28:37,458
‫آره. مگه این‌که خودمون زودتر پیداش کنیم.

321
00:28:37,541 --> 00:28:38,583
‫بیرون می‌کشیمش.

322
00:28:41,250 --> 00:28:43,125
‫بزرگ‌ترین خواسته‌اش رو اجابت می‌کنیم.

323
00:28:44,916 --> 00:28:45,833
‫خودم رو می‌گم.

324
00:28:47,750 --> 00:28:52,083
‫ببینین، شرمنده‌ام. اگه می‌دونستم خطرناکه،
‫اصلا دعوتتون نمی‌کردم.

325
00:28:52,166 --> 00:28:55,625
‫خودمون می‌دونیم؛
‫ولی حالا می‌تونی کارت رو جبران کنی.

326
00:28:55,708 --> 00:28:57,791
‫کاروانت فردا حرکت می‌کنه، مگه نه؟

327
00:28:57,875 --> 00:29:00,166
‫- آره. می‌ریم هیگ.
‫- می‌خوام باهات بیام.

328
00:29:00,250 --> 00:29:02,125
‫- تنها بیای؟
‫- تنهای تنها نیست.

329
00:29:02,208 --> 00:29:03,541
‫ما هم میایم.

330
00:29:04,291 --> 00:29:06,458
‫ولی کسی اصلا نباید خبردار بشه.

331
00:29:06,541 --> 00:29:09,458
‫وگرنه نقشه‌مون عملی نمی‌شه.

332
00:29:10,041 --> 00:29:12,750
‫من پایه‌ام. بهم بگین چیکار کنم.

333
00:29:12,833 --> 00:29:16,708
‫یه هیولابان بی‌ملاحظه بیشتر نداریم
‫که بخواد جاکاپیسی رو حبس کنه.

334
00:29:16,791 --> 00:29:19,125
‫اسمش ولدهوکه.

335
00:29:19,208 --> 00:29:21,875
‫- وای...
‫- آدم کثیفیه و عادات کثیفی داره.

336
00:29:22,583 --> 00:29:24,625
‫رینس ولدهوک رو اجیر کرده بود
‫که پیدام کنه.

337
00:29:24,708 --> 00:29:26,666
‫حالا از شنیدن خبر
‫حرکت کاروانت خوشحال می‌شن.

338
00:29:28,375 --> 00:29:30,833
‫باید از دخترک لوسی
‫که جشن بلتین همه رو...

339
00:29:30,916 --> 00:29:32,458
‫خراب کرد، شکایت کنی.

340
00:29:32,541 --> 00:29:36,041
‫تازه بدتر هم شد، الان دیگه باید
‫اون دخترک رنگ‌پریده چشم‌سبز رو...

341
00:29:36,125 --> 00:29:38,166
‫با کاروانم تا ایدرین برسونم.

342
00:29:38,666 --> 00:29:42,083
‫اگه قرار باشه دم گوشم حرافی کنه،
‫ازش دوبرابر پول می‌گیرم.

343
00:29:45,375 --> 00:29:46,875
‫بیا دیگه الف احمق.

344
00:29:49,291 --> 00:29:51,083
‫خودشون می‌فهمن من رو می‌گی...

345
00:29:53,458 --> 00:29:55,500
‫و چه اطلاعات مهمی دستگیرشون شده.

346
00:29:55,583 --> 00:29:58,041
‫- جایزه‌ات نوش جونت.
‫- وایستا ببینم آلاله قشنگم.

347
00:29:58,125 --> 00:30:01,875
‫خیال کردین این جادوگر باور می‌کنه
‫که سیری رو بدون محافظ فرستادین بره؟

348
00:30:01,958 --> 00:30:04,250
‫با یکی از معتمدینمون سفر می‌کنه.

349
00:30:04,333 --> 00:30:05,458
‫همسفرش...

350
00:30:06,166 --> 00:30:07,541
‫به ظاهر بی‌خطره.

351
00:30:08,375 --> 00:30:10,166
‫وای، اذیت نکن دیگه! نه...

352
00:30:10,250 --> 00:30:12,458
‫یه بار بود دیگه!

353
00:30:12,541 --> 00:30:15,083
‫اعتراف می‌کنم با افراد متعددی بودم.

354
00:30:15,166 --> 00:30:16,708
‫ولی هیچ حسی بهشون نداشتم!

355
00:30:16,791 --> 00:30:19,708
‫آخه این که اصلا مال من نیست!

356
00:30:19,791 --> 00:30:23,208
‫خیال کردی فقط خودت
‫داشتی یواشکی عشق و حال می‌کردی...

357
00:30:23,291 --> 00:30:26,000
‫دروغگوی پست شیطان‌صفت؟

358
00:30:26,750 --> 00:30:27,625
‫خب...

359
00:30:28,458 --> 00:30:30,375
‫می‌شه گفت آره!

360
00:30:31,125 --> 00:30:34,916
‫کار ما همینه عسلم.
‫ما افراد خلاقی هستیم.

361
00:30:35,625 --> 00:30:36,916
‫آزاداندیشیم.

362
00:30:37,000 --> 00:30:38,958
‫- هیچ کاری از انصاف به دور نیست!
‫- واقعا نیست؟

363
00:30:39,041 --> 00:30:40,166
‫آخ! وای!

364
00:30:40,250 --> 00:30:45,375
‫وای! زنان جادوگر و جذاب کی می‌خوان
‫دست از ترسوندن من بردارن؟

365
00:30:45,458 --> 00:30:47,333
‫معمولا خودت از بالا بهم می‌توپی.

366
00:30:47,416 --> 00:30:49,583
‫- اون که تیرکمون نداره، مگه نه؟
‫- نه!

367
00:30:51,083 --> 00:30:53,208
‫ممکنه داشته باشه. آره، نه،
‫به نظرم احتمالش هست.

368
00:30:53,291 --> 00:30:54,500
‫تیرکمون برنداری‌ها!

369
00:30:54,583 --> 00:30:56,500
‫اصلا خودش و کیر پاکس گرفته‌اش...

370
00:30:56,583 --> 00:30:58,208
‫مال خودت!

371
00:30:58,291 --> 00:31:00,250
‫حالا کی داره دروغ می‌گه وسپیولا؟

372
00:31:00,333 --> 00:31:02,958
‫کاسه صبرمون لبریز شده آبچلیک.

373
00:31:03,833 --> 00:31:07,333
‫- دارم تمام تلاشم رو می‌کنم. دارم...
‫- هیچ‌کاری نمی‌کنی.

374
00:31:07,416 --> 00:31:09,250
‫فقط مشغول گول زدن ملتی.

375
00:31:10,875 --> 00:31:13,000
‫ما کلی رو کارهات سرمایه‌گذاری کردیم،

376
00:31:13,083 --> 00:31:15,958
‫ولی چیزی نصیبمون نشد.

377
00:31:17,500 --> 00:31:20,125
‫خودم و دیکسترا آماده‌ایم کنار بذاریمت؛

378
00:31:21,458 --> 00:31:23,833
‫ولی پادشاه ویزیمیر از ما بخشنده‌تره.

379
00:31:23,916 --> 00:31:26,791
‫آماده خوش‌آمدگویی گرم به دختره است. بریم؟

380
00:31:27,291 --> 00:31:29,458
‫آره، یه شلوار گشاد هم با خودمون می‌بریم.

381
00:31:29,541 --> 00:31:30,791
‫آها... اِم، نه عزیز دلم...

382
00:31:30,875 --> 00:31:32,291
‫نه! ببین من رو.

383
00:31:32,375 --> 00:31:35,833
‫تو چشم من نگاه کن.
‫اذیت و آزار بیگناهان لزومی نداره!

384
00:31:35,916 --> 00:31:36,958
‫نه، نه، نه پرتش نکن!

385
00:31:37,041 --> 00:31:38,000
‫نه...

386
00:31:40,916 --> 00:31:44,500
‫مگه عقب‌تر مشغول ایل‌نوشی نبودی؟

387
00:31:45,125 --> 00:31:47,458
‫- بودم. حوصله‌ام سر رفت.
‫- هوم. عجب.

388
00:31:49,666 --> 00:31:53,625
‫چه خوب که حوصله‌ام سر رفت.
‫خیلی وقت بود که می‌خواستم از نزدیک ببینمت.

389
00:31:55,041 --> 00:31:56,708
‫من «نغمه هفت تن» رو
‫از همه بیشتر دوست دارم.

390
00:31:56,791 --> 00:31:59,833
‫آها. می‌شه گفت طنز تلخی
‫در علاقه‌ات نهفته است، ولی ممنون.

391
00:31:59,916 --> 00:32:01,666
‫دیدی؟ ملت باهام حال می‌کنن.

392
00:32:02,375 --> 00:32:04,791
‫طرفدار دارم.
‫شرمنده، گفتی اسمت چیه؟

393
00:32:04,875 --> 00:32:06,083
‫- اِم، رادوید هستم.
‫- که این‌طور.

394
00:32:06,166 --> 00:32:07,000
‫شاهزاده‌ام.

395
00:32:07,583 --> 00:32:10,208
‫وای. وای... وای. شما...

396
00:32:10,291 --> 00:32:13,541
‫وای! شاهزاده ردانیا هستین.

397
00:32:13,625 --> 00:32:16,208
‫پشم‌هام، واقعا بلد نیستم
‫چیکار کنم... تعظیم کنم؟

398
00:32:16,291 --> 00:32:19,375
‫یا خم بشم؟ یا... دستتون رو
‫خیلی وقته گرفتم. واقعا شرمنده‌ام.

399
00:32:19,458 --> 00:32:23,000
‫ببین، واقعا کاش می‌تونستم کمکت کنم.
‫ولی...

400
00:32:23,083 --> 00:32:25,916
‫- ولی نداره آبچلیک...
‫- اگه می‌شه من پیشنهادی بدم.

401
00:32:26,416 --> 00:32:29,750
‫اِم، دشمنان این سیریلای بیچاره
‫همه‌جا پخش شدن...

402
00:32:29,833 --> 00:32:33,083
‫و راستش رو بخوای،
‫ردانیا جای بدی نیست.

403
00:32:33,875 --> 00:32:36,208
‫زمستون‌ها کمی سرد
‫و تابستون‌ها کمی مرطوب می‌شه،

404
00:32:36,291 --> 00:32:38,500
‫ولی غذاهاش حرف ندارن.

405
00:32:38,583 --> 00:32:40,708
‫برادرم هم آدم بدی نیست.

406
00:32:41,416 --> 00:32:42,500
‫از باقی پادشاهان بهتره.

407
00:32:44,916 --> 00:32:48,291
‫شاید ردانیا بی‌نقص نباشه،
‫ولی بهترین گزینه بدشه.

408
00:32:50,250 --> 00:32:52,291
‫تو می‌تونی آوازه‌خوان دربارمون بشی.

409
00:32:52,375 --> 00:32:53,375
‫اِم... هه‌هه!

410
00:32:53,458 --> 00:32:57,333
‫نه. نه، من اهل زندگی ثابت تو دربار نیستم.

411
00:32:57,416 --> 00:33:00,541
‫اگه تا حالا زندگیت تو دربار ثابت بوده،
‫اشتباه زندگی کردی.

412
00:33:04,000 --> 00:33:06,791
‫یا دختره رو تحویل می‌دی،

413
00:33:06,875 --> 00:33:09,750
‫یا خودمون تنهایی
‫کل کارهایی خوبی رو...

414
00:33:09,833 --> 00:33:12,583
‫که در حق الف‌ها کردی
‫خنثی می‌کنیم.

415
00:33:14,625 --> 00:33:15,750
‫همه‌شون رو می‌کشیم.

416
00:33:15,833 --> 00:33:17,541
‫- آها، آها، متوجه شدم.
‫- هوم.

417
00:33:18,458 --> 00:33:21,500
‫من تو شهر کار دارم و بعدش
‫به دریچه‌ای به ترتگور برمی‌گردم.

418
00:33:21,583 --> 00:33:24,166
‫پنج روز فرصت داری.

419
00:33:31,958 --> 00:33:34,541
‫آهای گنده‌بک لوت‌نواز!

420
00:33:35,125 --> 00:33:38,000
‫باز هم بدبختی...

421
00:33:38,083 --> 00:33:40,166
‫سلام آقای زیگرین!

422
00:33:43,000 --> 00:33:45,375
‫- جولیان آلفرد پانکراتز هستم.
‫- آره، می‌شناسمت. می‌شناسمت.

423
00:33:45,458 --> 00:33:47,125
‫خودم می‌شناسمت بابا!

424
00:33:47,208 --> 00:33:49,625
‫خودم می‌دونم من رو می‌شناسی.
‫به هر حال باید حتما اسمم رو کامل بگم.

425
00:33:49,708 --> 00:33:51,208
‫چه کاری از دستم ساخته است یارپن؟

426
00:33:51,291 --> 00:33:54,125
‫من هم گوش دارم، هم خوش‌سلیقه‌ام، پس...
‫کاری از دستت ساخته نیست.

427
00:33:55,291 --> 00:33:57,958
‫ولی باید به دوستانت کمک کنی.

428
00:34:02,791 --> 00:34:04,500
‫معلومه که باید کمکشون کنم.

429
00:34:05,458 --> 00:34:07,208
‫طعمه شدم!

430
00:34:07,750 --> 00:34:09,708
‫چندین روز تا اینجا سواری کردم،

431
00:34:09,791 --> 00:34:11,791
‫با گرسنگی و مشکلات مسیر کنار اومدم،

432
00:34:11,875 --> 00:34:15,291
‫ولی همین که رسیدم،
‫فهمیدم قراره...

433
00:34:15,375 --> 00:34:16,375
‫- یسکیر، خودم رو می‌گم.
‫- طعمه بشم.

434
00:34:16,458 --> 00:34:18,750
‫خودم طعمه می‌شم.
‫رینس دنبال منه.

435
00:34:18,833 --> 00:34:22,791
‫آره، یعنی تو رو زنده می‌خواد،
‫ولی اصلا نمی‌خواد من زنده بمونم.

436
00:34:22,875 --> 00:34:24,000
‫فهمیدی واسه چی مضطرب شدم؟

437
00:34:24,583 --> 00:34:26,666
‫نمی‌ذاریم بلایی سرت بیاد یسکیر.

438
00:34:26,750 --> 00:34:29,416
‫من یه بار جونت رو نجات دادم.
‫باز هم از پسش برمیام پانکراتز.

439
00:34:30,041 --> 00:34:31,666
‫تو که نجاتم ندادی...

440
00:34:31,750 --> 00:34:34,375
‫نجاتم نداده بود. نـ...

441
00:34:34,458 --> 00:34:35,500
‫نداده بود دیگه!

442
00:34:36,583 --> 00:34:38,583
‫ولی بی‌شوخی، قراره نجاتم بدین دیگه، مگه نه؟

443
00:34:39,333 --> 00:34:41,250
‫تا غروب به هیگ نمی‌رسیم.

444
00:34:43,583 --> 00:34:45,083
‫بهتره همین‌جا اتراق کنیم.

445
00:35:09,125 --> 00:35:10,458
‫اینجا کجاست؟

446
00:35:11,083 --> 00:35:12,416
‫کاخ شراوده.

447
00:35:12,916 --> 00:35:16,000
‫با احتیاط قدم بزنین.
‫اینجا مملو از روایاته.

448
00:35:17,208 --> 00:35:20,083
‫به عمرم این همه رز وحشی رو
‫یه‌جا ندیده بودم.

449
00:35:21,208 --> 00:35:22,333
‫خیلی قشنگن.

450
00:35:23,500 --> 00:35:25,250
‫متأسفانه داستانشون قشنگ نیست.

451
00:35:27,666 --> 00:35:28,750
‫آلیرن...

452
00:35:29,875 --> 00:35:33,625
‫الف جنگجوی شجاع و الهام‌بخشی بود
‫که خیال می‌کرد از پس شکست انسان‌ها برمیاد.

453
00:35:35,583 --> 00:35:36,625
‫اشتباه می‌کرد.

454
00:35:37,458 --> 00:35:39,958
‫می‌شه گفت داستانش رو خلاصه کردی.

455
00:35:42,041 --> 00:35:43,541
‫خب، خودت چطوری تعریفش می‌کنی؟

456
00:35:44,708 --> 00:35:47,458
‫انسان‌ها پس از پیوستگی سر رسیدن.

457
00:35:48,750 --> 00:35:52,041
‫الف‌ها خیال می‌کردن
‫انسان‌ها هم عین آفت ملخ...

458
00:35:52,708 --> 00:35:54,750
‫یا خشکسالی وبال گردنن.

459
00:35:55,250 --> 00:35:57,875
‫خیال می‌کردن نسبت به عمر خودشون،
‫تو یه چشم به هم زدن می‌میرن.

460
00:35:58,791 --> 00:36:00,833
‫ولی جمعیت انسان‌ها مدام افزایش یافت.

461
00:36:02,000 --> 00:36:03,041
‫کشتارشون هم افزایش یافت.

462
00:36:05,708 --> 00:36:08,041
‫آلیرن می‌دونست خطرشون رفع نمی‌شه.

463
00:36:08,916 --> 00:36:12,916
‫واسه همین کل الف‌های جوان رو جمع کرد
‫که تو شراود بجنگن.

464
00:36:16,041 --> 00:36:18,416
‫ظاهرا در راه عقایدش جنگیده بود.

465
00:36:19,333 --> 00:36:20,500
‫در راه محافظت از همنوعانش جنگیده بود.

466
00:36:21,250 --> 00:36:23,625
‫واقعا در راه عقایدش جنگیده بود.

467
00:36:24,375 --> 00:36:26,916
‫اون الف‌های جوان و مشتاق رو
‫راهی جنگ کرد.

468
00:36:29,375 --> 00:36:30,916
‫اینجا به شدت براشون محترم بود.

469
00:36:32,458 --> 00:36:34,125
‫همین‌جا جنگیدن.

470
00:36:35,083 --> 00:36:36,333
‫در راه اون جنگیدن...

471
00:36:36,833 --> 00:36:40,791
‫و بدون خدشه‌دار شدن وقار و شرفشون،
‫با نام و یاد خودش جون باختن.

472
00:36:43,375 --> 00:36:46,500
‫اما همنوعانشون رو با همین کارشون
‫به نابودی محکوم کردن.

473
00:36:50,333 --> 00:36:52,375
‫همه‌شون رو راهی مرگ کرد.

474
00:36:54,375 --> 00:36:55,875
‫اگه آدم بی‌طرف باشه،

475
00:36:55,958 --> 00:36:57,583
‫بعدا مجسمه‌اش رو نمی‌سازن؛

476
00:36:58,666 --> 00:37:01,125
‫ولی قطعا به نفع جون خودشه.

477
00:37:11,041 --> 00:37:13,083
‫- بجنگین!
‫- ای انسان‌های ضعیف!

478
00:37:14,041 --> 00:37:16,500
‫- آها! حالا ادب می‌شن!
‫- ایول!

479
00:37:16,583 --> 00:37:19,708
‫انسان‌ها کی یاد می‌گیرن
‫با نگهبانان بیشتری سفر کنن؟

480
00:37:19,791 --> 00:37:21,833
‫- چند نفر رو کشتین؟
‫- بخورین.

481
00:37:21,916 --> 00:37:23,708
‫- ایناهاشن.
‫- بیا.

482
00:37:23,791 --> 00:37:26,125
‫باید چاقت کنم.
‫باید دوباره بجنگی.

483
00:37:26,208 --> 00:37:28,000
‫- احسنت داداش.
‫- بیا.

484
00:37:29,583 --> 00:37:30,500
‫بخور.

485
00:37:33,666 --> 00:37:37,000
‫- فقط به جنگجویان غذا می‌دیم.
‫- ما هم عین شما می‌جنگیم.

486
00:37:37,083 --> 00:37:38,500
‫پس غنائم خودتون رو بخورین.

487
00:37:38,583 --> 00:37:41,041
‫سهم کل الف‌ها یکسانه.

488
00:37:41,666 --> 00:37:43,791
‫در غیر این صورت، با انسان‌ها فرقی نداریم.

489
00:37:51,958 --> 00:37:54,500
‫سهم کل الف‌ها از خطر هم باید یکسان باشه.

490
00:37:57,000 --> 00:37:58,041
‫درست می‌گفتی.

491
00:37:58,125 --> 00:38:01,083
‫باید گروه‌های اسکویاتلمون رو متحد کنیم.

492
00:38:01,791 --> 00:38:02,875
‫باید هدف...

493
00:38:03,500 --> 00:38:04,500
‫و اعمالشون واحد باشه.

494
00:38:05,291 --> 00:38:07,166
‫حتما امروز صبح پرماجرا بوده.

495
00:38:07,666 --> 00:38:09,750
‫چه مشاهداتی داشتین
‫که نظرتون عوض شد؟

496
00:38:09,833 --> 00:38:13,750
‫چیزی نشده. صرفا فرصت داشتم
‫موضعت رو بررسی کنم.

497
00:38:15,041 --> 00:38:17,916
‫برداشت ما از دول بلاتانا متفاوته؛

498
00:38:18,625 --> 00:38:19,916
‫ولی جفتمون دنبال خونه‌ایم...

499
00:38:20,625 --> 00:38:22,500
‫و با همدیگه زودتر بهش می‌رسیم.

500
00:38:31,291 --> 00:38:33,583
‫بهتره بیشتر از چادرتون بیرون بزنین.

501
00:38:33,666 --> 00:38:34,708
‫هوم.

502
00:38:36,208 --> 00:38:38,500
‫فردا عملیات بعدیمون رو انجام می‌دیم.

503
00:38:39,916 --> 00:38:42,375
‫من هرچقدر طول بکشه
‫کنارت می‌مونم.

504
00:39:06,250 --> 00:39:08,000
‫- سیری!
‫- سیری.

505
00:39:08,083 --> 00:39:10,500
‫واقعا شما دوتا خیال کردین
‫من چنین نگهبان بدی‌ام؟

506
00:39:15,000 --> 00:39:16,291
‫باز هم خواب دیدم.

507
00:39:18,416 --> 00:39:19,541
‫کابوس دیدی؟

508
00:39:20,875 --> 00:39:22,541
‫نه، ترسناک نبود.

509
00:39:23,041 --> 00:39:25,583
‫صرفا به فکر آلیرن و مادربزرگم بودم...

510
00:39:26,083 --> 00:39:27,208
‫و خوابم نمی‌برد.

511
00:39:28,041 --> 00:39:29,583
‫دوران زندگیشون چندین قرن فرق می‌کرد،

512
00:39:29,666 --> 00:39:31,666
‫ولی جفتشون با تکلیف یکسانی نابود شدن.

513
00:39:34,541 --> 00:39:36,750
‫می‌خواستن اون یکی گونه
‫ساکن اقلیم رو نابود کنن.

514
00:39:46,166 --> 00:39:47,791
‫بالاخره که خوابم برد،

515
00:39:49,000 --> 00:39:50,000
‫خوابش رو دیدم.

516
00:39:53,625 --> 00:39:55,708
‫شاید بتونم راه‌حل متفاوتی ارائه بدم...

517
00:39:58,208 --> 00:40:01,375
‫راه‌حلی پیشرو ارائه بدم
‫که موجب جدایی نشه و اتحاد به ارمغان بیاره.

518
00:40:02,958 --> 00:40:04,875
‫من نیمه‌الف و نیمه‌انسانم.

519
00:40:04,958 --> 00:40:08,750
‫جفتشون رو درک می‌کنم، آخه از جفتشون هستم
‫و نقطه قوتم همینه.

520
00:40:09,250 --> 00:40:11,333
‫متوجه منظورت می‌شم.

521
00:40:13,333 --> 00:40:14,750
‫تاریخ...

522
00:40:15,916 --> 00:40:17,708
‫معمولا تکرار می‌شه.

523
00:40:18,458 --> 00:40:20,125
‫حتی واسه آرمان‌گرایان هم تکرار می‌شه.

524
00:40:20,208 --> 00:40:24,000
‫خودت می‌گی آرمان‌گرایی آلیرن
‫به قتل‌عام الف‌های جوان منجر شد،

525
00:40:24,083 --> 00:40:28,375
‫ولی شاید اگه بزرگ‌ترهاشون تنهاش نمی‌ذاشتن
‫و ازش حمایت می‌کردن،

526
00:40:28,458 --> 00:40:29,375
‫می‌تونستن پیروز بشن.

527
00:40:31,041 --> 00:40:34,250
‫ین، الف‌ها که اسیرت کرده بودن،
‫اتفاقی حرفشون رو شنیده بودی.

528
00:40:34,333 --> 00:40:36,125
‫بهم گفته بودی ضرب‌المثلی دارن.

529
00:40:42,208 --> 00:40:44,250
‫لزومی نداره اوضاع همیشه ثابت بمونه.

530
00:40:46,000 --> 00:40:47,625
‫فرانچسکا، ملکه الف‌ها،

531
00:40:48,333 --> 00:40:51,000
‫معتقد بود می‌تونه شرایط بهتری
‫واسه مردمش فراهم کنه.

532
00:40:51,583 --> 00:40:52,708
‫من هم معتقدم.

533
00:40:54,625 --> 00:40:58,458
‫گرالت، تو بهم مبارزه یاد دادی.
‫عین کالانته.

534
00:40:58,541 --> 00:41:02,250
‫ین، تو هم داری کنترل
‫قدرتم رو بهم یاد می‌دی. عین موساک.

535
00:41:03,083 --> 00:41:06,291
‫اگه سرنوشت واسه همین
‫ما رو به هم رسونده باشه چی؟

536
00:41:08,125 --> 00:41:11,625
‫ننکه گفته بود تغییر روند
‫زنجیره نفرت در توانم هست.

537
00:41:12,791 --> 00:41:14,000
‫من هم می‌خوام تغییرش بدم.

538
00:41:15,791 --> 00:41:18,273
‫می‌خوام بین پادشاهان و جادوگران
‫تعادل برقرار کنم...

539
00:41:18,297 --> 00:41:19,333
‫و جای این که مدام...

540
00:41:19,416 --> 00:41:22,333
‫با هم درگیر باشن،
‫کل اقلیم رو همسو کنم.

541
00:41:22,875 --> 00:41:27,041
‫آخه حالم از نابودی و فقدان به هم می‌خوره.

542
00:41:32,125 --> 00:41:33,833
‫من به تو شک ندارم سیری.

543
00:41:36,500 --> 00:41:38,458
‫اما به دنیا شک دارم.

544
00:41:39,875 --> 00:41:41,916
‫دنیا...

545
00:41:46,291 --> 00:41:48,041
‫بریم. زود باشین.

546
00:41:53,083 --> 00:41:54,666
‫ما همین‌جاییم.

547
00:42:08,000 --> 00:42:09,000
‫آماده‌ای؟

548
00:42:10,625 --> 00:42:13,833
‫- چقدر صبر کنیم؟
‫- تا خودشون رو نشون بدن صبر می‌کنیم.

549
00:42:16,333 --> 00:42:18,333
‫از پسش برمیاد.

550
00:42:27,833 --> 00:42:29,416
‫سلام سیریلای سینترایی.

551
00:42:31,125 --> 00:42:32,500
‫بالاخره تنها شدیم.

552
00:42:33,458 --> 00:42:36,916
‫خب، اون‌قدرها هم تنها نشدیم.
‫این‌دفعه دوستان بیشتری همراهم آوردم.

553
00:42:52,750 --> 00:42:56,708
‫دفعه قبل با ذکاوت شکستت دادم.
‫این بار با جادوم آشنا می‌شی.

554
00:43:12,541 --> 00:43:14,333
‫- همراهم حمله کنین!
‫- حمله کنین بچه‌ها!

555
00:43:14,416 --> 00:43:15,625
‫به نظرم پیروز بشم.

556
00:43:16,166 --> 00:43:17,666
‫به نظرم احتمال پیروزی ما بیشتره!

557
00:43:22,291 --> 00:43:23,625
‫عین آب خوردنه!

558
00:43:29,583 --> 00:43:30,958
‫گرالت!

559
00:43:31,041 --> 00:43:31,875
‫گندش بزنن!

560
00:43:33,208 --> 00:43:34,458
‫برو!

561
00:43:54,291 --> 00:43:55,416
‫می‌تونی باز نگه داریش؟

562
00:43:55,500 --> 00:43:57,166
‫نوع جدیدی از جنون آشوب رو به کار برده.

563
00:43:58,291 --> 00:44:01,166
‫ولی باز نگه می‌دارم.
‫کافیه منتظر گرالت بمونیم.

564
00:44:02,083 --> 00:44:04,291
‫کماندار اومده! پناه بگیرین!

565
00:44:14,041 --> 00:44:16,875
‫- کاروانشون کدوم گوریه؟
‫- دختره مهم‌تره.

566
00:44:23,750 --> 00:44:26,708
‫- دستورم رو دادم. برین.
‫- چی؟

567
00:44:27,291 --> 00:44:28,208
‫ای بابا!

568
00:44:37,708 --> 00:44:38,708
‫باز نگه دارش.

569
00:44:38,791 --> 00:44:40,166
‫- دنبالم بیاین!
‫- باشه!

570
00:44:51,750 --> 00:44:53,291
‫بهت نمیاد فرد خیلی خاصی باشی.

571
00:44:53,916 --> 00:44:55,250
‫ای مادرخراب!

572
00:44:58,125 --> 00:44:59,625
‫ای حرومزاده!

573
00:45:02,083 --> 00:45:03,916
‫- بجنب!
‫- بیا.

574
00:45:04,000 --> 00:45:05,833
‫بیا، هوات رو دارم. هوات رو دارم.

575
00:45:09,666 --> 00:45:11,791
‫خودت رو الف محسوب می‌کنی.

576
00:45:12,291 --> 00:45:14,125
‫دختره هن ایکره.

577
00:45:14,208 --> 00:45:15,833
‫- جاش هم پیش...
‫- منه!

578
00:45:19,375 --> 00:45:21,500
‫باید از اینجا ببریمش!

579
00:45:21,583 --> 00:45:22,791
‫بجنب گرالت.

580
00:45:28,708 --> 00:45:30,375
‫جادوگرت پاش رو از گلیمش درازتر کرده.

581
00:45:53,041 --> 00:45:55,583
‫الف‌ها اومدن سیری رو ببرن.

582
00:45:58,958 --> 00:46:00,000
‫از این طرف!

583
00:46:01,291 --> 00:46:02,500
‫تکون بخورین!

584
00:46:32,791 --> 00:46:34,583
‫بجنبین. ممکنه اینجا باشه!

585
00:46:34,666 --> 00:46:35,750
‫شما دو نفر همراهم بیاین!

586
00:46:41,375 --> 00:46:43,791
‫عین سگ می‌میرین «سنجاب‌ها»!

587
00:46:43,875 --> 00:46:45,666
‫برو. عقب‌نشینی کنیم.

588
00:46:45,750 --> 00:46:47,583
‫- عقب‌نشینی کنین!
‫- عقب‌نشینی کنین!

589
00:46:47,666 --> 00:46:49,333
‫- عقب‌نشینی کنین! بجنبین!
‫- دنبالم بیاین!

590
00:46:49,416 --> 00:46:51,375
‫بجنب، بجنب. بلند شو.
‫بجنب، بلند شو.

591
00:46:56,083 --> 00:46:57,208
‫آخ!

592
00:46:57,291 --> 00:46:58,250
‫آخ، ای وای!

593
00:47:00,875 --> 00:47:02,500
‫گرفتمش! گرفتمش!

594
00:47:05,500 --> 00:47:06,583
‫نه! نه!

595
00:47:06,666 --> 00:47:07,750
‫نه!

596
00:47:08,291 --> 00:47:09,166
‫باید بریم.

597
00:47:09,250 --> 00:47:10,791
‫- عقب‌نشینی کنین!
‫- مواظب باش.

598
00:47:12,416 --> 00:47:16,250
‫وای، بهم قول بده اگه مردم،
‫والدو مارکس تو ختمم اجرا نکنه.

599
00:47:17,083 --> 00:47:18,041
‫چیزیت نمی‌شه.

600
00:47:19,125 --> 00:47:20,875
‫ولی وضع لوتت...

601
00:47:21,541 --> 00:47:22,875
‫چندان خوش‌آیند نیست.

602
00:47:23,875 --> 00:47:24,958
‫تو به افرادم کمک کردی.

603
00:47:25,541 --> 00:47:27,583
‫ازت ممنونم...

604
00:47:28,500 --> 00:47:29,625
‫یسکیر.

605
00:47:30,500 --> 00:47:33,708
‫- شجاع‌ترین طعمه تاریخی.
‫- پوف!

606
00:47:34,375 --> 00:47:36,666
‫یکی طلبم!

607
00:47:37,250 --> 00:47:39,500
‫بهم قول بده دیگه چنین کاری نمی‌کنیم.

608
00:47:40,583 --> 00:47:43,083
‫ممنون یسکیر.

609
00:47:51,083 --> 00:47:54,416
‫گفته بودی تا حالا تجربه مقابله
‫با چنین دریچه‌ای رو نداشتی.

610
00:47:55,791 --> 00:47:58,500
‫- منظورت چی بود؟
‫- شوم بود.

611
00:47:59,583 --> 00:48:00,666
‫بهم غلبه کرده بود.

612
00:48:02,875 --> 00:48:04,708
‫هنوز پس‌مونده‌اش رو حس می‌کنم.

613
00:48:05,666 --> 00:48:08,250
‫جادوگران سرکش دیگه‌ای هم
‫جز رینس هستن.

614
00:48:09,250 --> 00:48:11,041
‫بازیچه دست فرد به شدت قدرتمندیه.

615
00:48:11,875 --> 00:48:14,208
‫باید تمرینات سیری رو
‫بیشتر پیش ببری.

616
00:48:14,291 --> 00:48:15,916
‫- هوم...
‫- بیشتر تلاش می‌کنم.

617
00:48:16,500 --> 00:48:18,166
‫توان تو مطرح نیست.

618
00:48:18,958 --> 00:48:21,208
‫توان خودم مطرحه. کمک لازم دارم.

619
00:48:21,708 --> 00:48:23,750
‫- اگه بتونم با تیسیا صحبت کنم...
‫- نه‌خیر.

620
00:48:25,708 --> 00:48:29,541
‫تو نمی‌دونی در بر داشتن قدرت
‫و دسترسی نداشتن بهش چقدر دشواره.

621
00:48:29,625 --> 00:48:31,750
‫امکان نداره تنها راه‌حلمون
‫سفر به اریتوزا باشه.

622
00:48:31,833 --> 00:48:33,625
‫این‌جوری به صلاحشه.

623
00:48:33,708 --> 00:48:34,708
‫واقعا؟

624
00:48:37,041 --> 00:48:38,583
‫پس باهامون بیا.

625
00:48:38,666 --> 00:48:40,458
‫بمون و از امنیتش اطمینان حاصل کن.

626
00:48:41,875 --> 00:48:43,291
‫من فقط می‌خوام...

627
00:48:44,666 --> 00:48:46,416
‫همه‌مون پیش هم بمونیم.

628
00:48:50,791 --> 00:48:52,583
‫اگه بتونی به طریقی
‫بهم اعتماد کنی،

629
00:48:54,041 --> 00:48:55,916
‫می‌تونم درستش کنم.

630
00:49:03,416 --> 00:49:05,791
‫من باید رینس رو پیدا کنم
‫که کارش رو تموم کنم.

631
00:49:08,208 --> 00:49:09,666
‫نمی‌تونم باهاتون بیام.

632
00:49:12,500 --> 00:49:14,166
‫ما هم نمی‌تونیم باهات بیایم.

633
00:49:16,833 --> 00:49:18,583
‫پس مجبوریم جدا بشیم.

634
00:49:25,083 --> 00:49:30,291
‫♪ بالدرین جوان در خاکت آرمیده است ♪

635
00:49:31,041 --> 00:49:35,375
‫♪ طمع انسان‌ها زیر خاکت لانه کرده ♪

636
00:49:36,458 --> 00:49:40,208
‫♪ هوگال دلیر زانو زده و سوگند یاد می‌کند ♪

637
00:49:41,541 --> 00:49:45,541
‫♪ بگذار نیزارهایمان
‫با خون انسان‌ها سیراب شوند ♪

638
00:49:46,291 --> 00:49:49,875
‫♪ هوگال هنوز زیر خاک مرطوب... ♪

639
00:49:51,958 --> 00:49:54,125
‫♪ آرزوی آن انتقام را در سر دارد... ♪

640
00:49:54,208 --> 00:49:56,916
‫برادرش رو از دست داده.

641
00:49:57,000 --> 00:49:59,041
‫من هم ده دوازده تن دیگه رو از دست دادم.

642
00:49:59,708 --> 00:50:02,375
‫قرار بود با همدیگه به کاروانشون حمله کنیم.

643
00:50:02,458 --> 00:50:04,958
‫بهمون دروغ گفته بود.

644
00:50:06,333 --> 00:50:07,625
‫به خاطر یه دختر...

645
00:50:08,333 --> 00:50:09,833
‫این همه تلفات دادیم.

646
00:50:25,916 --> 00:50:27,250
‫تو دختره رو می‌شناختی.

647
00:50:29,041 --> 00:50:31,666
‫شاهدخت سیریلای سینترایی بود.

648
00:50:32,958 --> 00:50:34,250
‫بهشون هشدار داده بودم.

649
00:50:34,750 --> 00:50:36,250
‫دختره ارمغانی جز مرگ نداره.

650
00:50:36,333 --> 00:50:37,875
‫مشکلمون با دختره نیست.

651
00:50:39,333 --> 00:50:40,666
‫با اون یکیه.

652
00:50:41,291 --> 00:50:43,666
‫دیگه بسمه. دیگه تلفات نمی‌دم.

653
00:50:47,625 --> 00:50:48,875
‫کجا می‌ری؟

654
00:50:49,833 --> 00:50:52,041
‫می‌رم از دوستی قدیمی کمک بگیرم.

655
00:50:53,708 --> 00:50:55,375
‫برو حیوان!

656
00:51:11,875 --> 00:51:12,708
‫گرالت.

657
00:51:17,333 --> 00:51:20,000
‫خواهش می‌کنم هرجا رفتی، برگرد.

658
00:51:22,333 --> 00:51:23,583
‫در اسرع وقت برگرد.

659
00:51:25,875 --> 00:51:27,875
‫یسکیر تو بن گلین منتظرمه.

660
00:51:29,166 --> 00:51:30,541
‫ولی به زودی دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

661
00:51:50,791 --> 00:51:51,791
‫من هواش رو دارم.

662
00:51:52,750 --> 00:51:54,250
‫نمی‌دونم راجع بهم چه فکری می‌کنی،

663
00:51:55,000 --> 00:51:56,666
‫ولی بهت قول می‌دم.

664
00:51:58,791 --> 00:52:00,000
‫خودم می‌دونم هواش رو داری.

665
00:52:04,500 --> 00:52:07,208
‫- ین، اِم...
‫- فقط بگو آخرین خداحافظیمون نیست.

666
00:52:11,833 --> 00:52:13,833
‫بگو قراره باز هم شب‌های خوشی داشته باشیم.

667
00:52:17,291 --> 00:52:18,458
‫بگو به هر...

668
00:52:20,541 --> 00:52:21,791
‫شکلی هم که شده،

669
00:52:23,458 --> 00:52:24,791
‫به یادمی.

670
00:52:32,333 --> 00:52:34,125
‫بهت قول می‌دم.

671
00:52:53,375 --> 00:52:57,416
‫چند روز اخیر خیلی پرماجرا بود،

672
00:52:58,375 --> 00:53:01,500
‫من هم داشتم به پیشنهاد
‫سخاوتمندانه‌ات فکر می‌کردم.

673
00:53:01,583 --> 00:53:03,875
‫- خب، این‌دفعه چه بهانه‌ای می‌تراشی؟
‫- قبوله.

674
00:53:05,083 --> 00:53:07,291
‫سیری در خطره. اِم...

675
00:53:07,375 --> 00:53:09,333
‫اطرافیانش هم در خطرن.

676
00:53:10,250 --> 00:53:11,333
‫عزیزانم در خطرن.

677
00:53:12,416 --> 00:53:15,750
‫به صلاحشه جای امنی مستقر بشه.

678
00:53:15,833 --> 00:53:18,458
‫شما هم خیلی خوب از ردانیا تعریف کردین.

679
00:53:18,958 --> 00:53:23,000
‫واسه... ایشه... «ساکن شدن» مناسبه.

680
00:53:23,083 --> 00:53:24,375
‫چه عالی.

681
00:53:25,041 --> 00:53:27,375
‫- می‌تونیم امشب با خودمون ببریمش.
‫- نه.

682
00:53:30,041 --> 00:53:31,125
‫هنوز زوده.

683
00:53:33,083 --> 00:53:36,791
‫پای جادوگری شیفته آتش در میونه.

684
00:53:38,500 --> 00:53:39,416
‫اسمش رینسه.

685
00:53:40,291 --> 00:53:41,666
‫آوازه‌اش یه گوشم خورده.

686
00:53:41,750 --> 00:53:42,916
‫از شرش خلاص بشین.

687
00:53:45,625 --> 00:53:47,333
‫از شرش خلاص بشین تا...

688
00:53:49,125 --> 00:53:51,458
‫اعتماد سیری رو جلب کنین.

689
00:53:52,250 --> 00:53:53,333
‫اعتماد گرالت و خودم رو...

690
00:53:55,791 --> 00:53:56,916
‫هم جلب می‌کنین.

691
00:54:12,291 --> 00:54:13,791
‫این بازی خوراک خودته.

692
00:54:18,500 --> 00:54:19,916
‫هرچی تو بگی پیپ.

693
00:54:22,791 --> 00:54:23,750
‫پیپ!

694
00:54:41,375 --> 00:54:42,791
‫سلام دوست عزیزم...

695
00:54:44,666 --> 00:54:46,250
‫دلم به همین زودی برات تنگ شده.

696
00:54:47,250 --> 00:54:49,250
‫یا شاید بهتر باشه بگم
‫دلمون برات تنگ شده؟

697
00:54:51,000 --> 00:54:53,500
‫از طرف دوستت، ینیفر.

698
00:54:56,250 --> 00:54:59,375
‫پی‌نوشت: اگه سیری از اریتوزا خوشش نیومد،

699
00:55:00,625 --> 00:55:02,875
‫خونه بعدیمون رو نشون کردم.

700
00:55:04,458 --> 00:55:06,375
‫خونه‌ای عروسکی کنار پرورشگاه ماهی مرکبه.

701
00:55:17,458 --> 00:55:18,666
‫سلام دوست عزیزم...

702
00:55:21,791 --> 00:55:23,375
‫تو جشن بلتین ازم پرسیده بودی...

703
00:55:24,708 --> 00:55:28,458
‫پس از اون شب‌های خوش
‫از روی ترس می‌رفتم یا نه؟

704
00:55:30,625 --> 00:55:32,041
‫شاید همین‌طور بوده باشه.

705
00:55:34,666 --> 00:55:38,125
‫شاید همون موضوع باعث شد
‫الان در چنین شرایطی باشم.

706
00:55:40,583 --> 00:55:43,375
‫حالا اولین باره...

707
00:55:45,041 --> 00:55:47,500
‫که ترس واقعی رو درک می‌کنم.

708
00:55:50,416 --> 00:55:52,458
‫دیگه ندیدن تو و سیری ترس واقعیه.

709
00:55:55,083 --> 00:55:57,416
‫خیلی چیزها تو این اقلیم نامشخصه.

710
00:56:00,666 --> 00:56:04,916
‫خطراتی که شاهدشون بودیم
‫حاکی از آینده خطرناک‌تری‌ان.

711
00:56:20,416 --> 00:56:22,666
‫ولی خواهش می‌کنم بدون...

712
00:56:23,625 --> 00:56:25,625
‫یاد می‌گیرم دوباره بهت اعتماد کنم ین.

713
00:56:28,333 --> 00:56:32,250
‫جای من، تو و سیری
‫پیش همدیگه است.

714
00:56:34,791 --> 00:56:35,916
‫از طرف دوستت،

715
00:56:37,375 --> 00:56:38,333
‫گرالت.

716
00:56:40,000 --> 00:56:59,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

