﻿1
00:00:01,023 --> 00:00:16,101
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:16,125 --> 00:00:18,666
‫وسپیولا؟ وسپیولا!

3
00:00:19,791 --> 00:00:21,166
‫گوشت با من هست اصلا؟

4
00:00:21,916 --> 00:00:24,666
‫اصلا منظور رادوید چیه
‫که من خود واقعی مردم رو می‌بینم؟

5
00:00:24,750 --> 00:00:28,083
‫اصلا از کجا خبر داره که من چی می‌بینم؟
‫آخه من که فقط دوبار دیدمـش.

6
00:00:30,583 --> 00:00:35,166
‫نوچ... همیشه هم گفتم،
‫نمی‌شه یه هنرپیشه رو بازی داد.

7
00:00:36,833 --> 00:00:39,666
‫داره پنهون‌کاری می‌کنه،
‫و اگه قرار باشه به گرالت کمکی بکنم،

8
00:00:41,250 --> 00:00:43,375
‫باید بفهمم که داستان از چه قراره.

9
00:00:44,833 --> 00:00:47,708
‫چون گرالت...

10
00:00:49,125 --> 00:00:50,250
‫یه چکشـه.

11
00:00:51,083 --> 00:00:52,750
‫می‌دونی چی می‌گم؟

12
00:00:55,625 --> 00:00:56,625
‫خب متوجه نشدی پس.

13
00:00:57,250 --> 00:00:58,958
‫بسیارخب... وایسا... خب. آم...

14
00:00:59,500 --> 00:01:02,625
‫وقتی که یه چکش باشی،
‫همۀ مشکلات به چشمت مثل یه میخ هستن.

15
00:01:02,708 --> 00:01:05,666
‫وقتی یه میخی ببینی با خودت می‌گی
‫که «ای بابا، گور بابای این میخ».

16
00:01:05,750 --> 00:01:08,500
‫یا «رسما ریدم تو این یکی میخ».
‫و مثل یه چکش روی اون میخ می‌کوبی.

17
00:01:08,583 --> 00:01:10,333
‫اما گاهی‌اوقات مشکل چیز دیگه‌ست.

18
00:01:10,416 --> 00:01:14,000
‫گاها مشکل می‌تونه، آم...
‫مثل یه دسته‌گل اطلسی باشه،

19
00:01:14,083 --> 00:01:18,375
‫یا مثل یه کاسه... حلیم،
‫و نمی‌شه با کوبیدنـش حلّش کرد.

20
00:01:19,208 --> 00:01:22,333
‫یعنی می‌تونی تلاشت رو بکنی،
‫اما چکّشت کلا کثیف می‌شه،

21
00:01:22,416 --> 00:01:25,958
‫حلیمـم می‌پاشه همه‌جا،
‫و به همین ترتیب... دیگه حلیمی در کار نیست.

22
00:01:26,041 --> 00:01:28,750
‫راه چاره مستلزم

23
00:01:29,791 --> 00:01:31,458
‫استفاده از ابزار دیگه‌ای هست.

24
00:01:34,458 --> 00:01:37,416
‫و رادوید... همون ابزاره.

25
00:01:38,125 --> 00:01:41,958
‫رادوید... مثل یه قاشقـه.

26
00:01:43,458 --> 00:01:46,000
‫- مشخصه.
‫- آره، مشخصه.

27
00:01:46,958 --> 00:01:49,666
‫آم... آره، می‌دونم که حرف‌هام
‫زیاد با عقل جور درنمیادها.

28
00:01:49,750 --> 00:01:52,333
‫تموم حرفـم اینه که،
‫این مشکل با بقیۀ مشکلات فرق می‌کنه.

29
00:01:53,250 --> 00:01:55,333
‫راه چاره‌اش هم باید
‫متفاوت باشه.

30
00:01:57,583 --> 00:02:00,833
‫و رادوید... خودش متفاوتـه.

31
00:02:03,208 --> 00:02:07,708
‫باهوشـه.
‫سعی می‌کنه پنهانـش کنه اما زیرکـه.

32
00:02:08,708 --> 00:02:11,666
‫مثل یه چاقو... تیز و بُرنده‌ست.

33
00:02:13,625 --> 00:02:16,250
‫اگه یه چاقو باشه،
‫باید از گرالت دورش کنم.

34
00:02:16,833 --> 00:02:18,458
‫ازش خوشت میاد!

35
00:02:19,041 --> 00:02:21,125
‫کی، گرالت؟ آره گمونم.

36
00:02:21,208 --> 00:02:25,958
‫دوست‌داشتنم نسبت بهش مثل علاقۀ یه خونواده به بُزشونـه،
‫همونطور خالصانه و شدید.

37
00:02:26,041 --> 00:02:29,125
‫- وایسا ببینم، کِی آماده شدی تو؟
‫- منظورم همون یارو قاشقی‌ـه.

38
00:02:29,208 --> 00:02:31,166
‫چی، رادوید؟ نه بابا!

39
00:02:31,250 --> 00:02:32,250
‫- بله.
‫- نخیر!

40
00:02:32,791 --> 00:02:35,791
‫من، بخاطر دنبال کردن
‫هر نوع موجودی طلسمـت کردم.

41
00:02:35,875 --> 00:02:37,958
‫مرد، زن، دورف‌ها،

42
00:02:38,041 --> 00:02:39,750
‫الف‌ها، چندشکلی‌ها...

43
00:02:39,833 --> 00:02:43,041
‫فقط یک بار اینجوری شد و من...
‫اصلا هم پشیمون نیستم.

44
00:02:43,125 --> 00:02:44,333
‫فوق‌العاده بود.

45
00:02:44,416 --> 00:02:48,041
‫ولی تا حالا هیچوقت ندیدم
‫که به کسی نظر داشته باشی.

46
00:02:49,791 --> 00:02:51,166
‫نظر؟

47
00:02:52,125 --> 00:02:53,583
‫عه فکر می‌کنی به بقیه نظر دارم.

48
00:02:53,666 --> 00:02:54,750
‫اوهوم.

49
00:02:55,250 --> 00:02:58,208
‫نظر داشتن واسه بچه مچه‌هاست عسلم.

50
00:02:59,541 --> 00:03:02,458
‫من رابطه‌هایی...

51
00:03:03,083 --> 00:03:04,958
‫...بغرنج،

52
00:03:05,041 --> 00:03:07,166
‫فاجعه‌آور و غم‌انگیز دارم.

53
00:03:10,458 --> 00:03:12,166
‫هرچی تو بگی.

54
00:03:14,041 --> 00:03:16,208
‫- اغواکنندۀ لیریا.
‫- اوه!

55
00:03:16,750 --> 00:03:19,166
‫ادیب ردینیا!

56
00:03:19,250 --> 00:03:21,166
‫ شهوت‌ران سیداریس!

57
00:03:21,250 --> 00:03:22,875
‫یسکیر.

58
00:03:23,541 --> 00:03:25,625
‫محض رضای...

59
00:03:26,375 --> 00:03:28,958
‫شرمنده، بُز خونوادگیـمونه.

60
00:03:30,583 --> 00:03:33,250
‫منم از دیدنت خوشحالم.
‫چطور پیش رفت؟

61
00:03:33,333 --> 00:03:34,916
‫کاملا طبق انتظاراتـم نبود.

62
00:03:36,125 --> 00:03:37,875
‫قلعه رو پیدا کردی؟

63
00:03:37,958 --> 00:03:40,000
‫لطفا بگو که پنجه‌آتشین رو کشتی.

64
00:03:40,083 --> 00:03:42,500
‫رینس اونجا نبود.

65
00:03:43,416 --> 00:03:45,416
‫البته یه چیز دیگه پیدا کردم.

66
00:03:45,500 --> 00:03:47,166
‫عه، چی پیدا کردی؟

67
00:03:48,166 --> 00:03:49,500
‫ایشون.

68
00:03:49,583 --> 00:03:51,000
‫و ایشون کی باشن؟

69
00:03:51,583 --> 00:03:52,583
‫نمی‌دونم.

70
00:03:53,125 --> 00:03:54,666
‫اوه، اوه... اوه!

71
00:03:54,750 --> 00:03:56,250
‫ولی از نظر خودش سیری‌ـه.

72
00:03:56,333 --> 00:03:58,541
‫همیشه یه منشایی هست. جایی برای...

73
00:03:59,750 --> 00:04:01,166
‫ازت متنفرم. اوه!

74
00:04:01,250 --> 00:04:03,250
‫نترس... سیری.

75
00:04:03,833 --> 00:04:05,541
‫از دوست‌هامونه.

76
00:04:06,125 --> 00:04:07,416
‫من یسکیرم.

77
00:04:07,500 --> 00:04:10,208
‫همیشه یه منشایی هست.
‫جایی برای موجودات موذی نیست.

78
00:04:10,750 --> 00:04:13,333
‫- همیشه.
‫- لعنتی، حالـش خوبه اصلا؟

79
00:04:13,416 --> 00:04:15,291
‫جزوی از یک آزمایش بوده.

80
00:04:15,375 --> 00:04:17,083
‫- نـ...
‫- تنها بازماندۀ اون آزمایشـه.

81
00:04:18,458 --> 00:04:21,916
‫حالت هشیاری هم داره
‫ولی دوباره به همین حالت برمی‌گرده.

82
00:04:23,166 --> 00:04:24,958
‫هرچیزی که داره می‌گه،

83
00:04:25,833 --> 00:04:28,041
‫توی یه لوپ مسخره
‫توی ذهنـش گیر افتاده.

84
00:04:28,666 --> 00:04:30,250
‫باید دلیلـش رو پیدا کنم.

85
00:04:30,333 --> 00:04:32,500
‫لطفا بهم بگو که یه نقشه داری.

86
00:04:33,833 --> 00:04:35,583
‫می‌بریمش پیش آنیکا.

87
00:04:36,166 --> 00:04:38,875
‫این دختر طلسم شده‌ست،
‫اون می‌دونه چطوری درمانـش کنه.

88
00:04:38,958 --> 00:04:40,125
‫و آنیکا کیه؟

89
00:04:42,125 --> 00:04:45,208
‫یه کاهنـه و یکی از دوست‌های مادرمه.

90
00:04:53,458 --> 00:05:00,935
‫«ویچــــــر»
‫[فصل سوّم، قسمت سوّم]

91
00:05:00,959 --> 00:05:06,101
‫ترجمه از
‫«iredprincess و محیــا مبین‌مقدم»

92
00:05:09,125 --> 00:05:11,500
‫بعله، خودتی پس.

93
00:05:11,583 --> 00:05:13,791
‫از اون طرف تپه‌ها
‫بوی تو رو احساس کردم.

94
00:05:14,458 --> 00:05:16,416
‫اینجا چیکار می‌کنی آتو؟

95
00:05:16,500 --> 00:05:20,791
‫شامّۀ قویِ من رو سرزنش کن
‫ولی هردوی ما می‌دونیم که تو همون گستاخ همیشگی هستی.

96
00:05:22,333 --> 00:05:24,083
‫گمونم به یک دلیلی به اینجا اومدی.

97
00:05:26,666 --> 00:05:28,583
‫- سلام آنیکا.
‫- صبر کن، فقط...

98
00:05:28,666 --> 00:05:30,750
‫اونـم دلـش واست تنگ شده.

99
00:05:34,250 --> 00:05:35,250
‫بیاید.

100
00:05:42,500 --> 00:05:45,750
‫اوه، می‌سوزه.

101
00:05:45,833 --> 00:05:47,750
‫مثل ماتحتِ رارورگ می‌سوزه.

102
00:05:47,833 --> 00:05:50,791
‫- چیه این؟
‫- نمک خوراکیـه.

103
00:05:50,875 --> 00:05:52,708
‫آها.

104
00:05:52,791 --> 00:05:54,125
‫اوه اوه.

105
00:05:54,208 --> 00:05:56,791
‫بعله، فقط، آم...
‫فقط نمک خوراکیـه.

106
00:05:56,875 --> 00:05:59,250
‫هیچ، آم... هیچ چیز کاهن‌طوری نیست.

107
00:05:59,750 --> 00:06:01,541
‫- من که کاهن نیستم.
‫- آها درسته.

108
00:06:01,625 --> 00:06:02,541
‫من گرگ‌نما هستم.

109
00:06:02,625 --> 00:06:05,041
‫وای. چی؟ شما...
‫چی؟ آم، یه...

110
00:06:05,125 --> 00:06:08,708
‫توی دوران طاعون سال 21،
‫یه گرگ‌نما گازم گرفت.

111
00:06:08,791 --> 00:06:12,291
‫رفته بودم توی جنگل تنها زندگی کنم
‫تا به این بیماری مبتلا نشم.

112
00:06:12,375 --> 00:06:14,958
‫تا سرحد مرگ نگران
‫تاول‌های طاعون بودم،

113
00:06:15,041 --> 00:06:16,666
‫که اصلا گرگ‌نماها به ذهنـم خطور نکردن.

114
00:06:16,750 --> 00:06:18,041
‫اولویت‌ها، بله درک می‌کنم.

115
00:06:18,125 --> 00:06:20,750
‫روستایی‌ها گرالت رو آوردن
‫که من رو بکشه.

116
00:06:21,416 --> 00:06:22,833
‫در عوض یه درمانی واسم پیدا کرد.

117
00:06:23,916 --> 00:06:26,625
‫باید نزدیک سینه‌ام باشه،
‫اینطوری در امانـم.

118
00:06:27,416 --> 00:06:29,666
‫نزدیک بود توی این راه
‫خودش رو به کشتن بده ولی...

119
00:06:30,708 --> 00:06:32,250
‫جونـم رو نجات داد.

120
00:06:33,458 --> 00:06:35,875
‫آره، گرالت همینـه.

121
00:06:40,666 --> 00:06:42,041
‫نمی‌دونم...

122
00:06:43,708 --> 00:06:45,125
‫شما و آتو چطوری
‫با همدیگه آشنا شدید؟

123
00:06:45,791 --> 00:06:47,291
‫این قضیه مال یک سال پیشـه.

124
00:06:49,083 --> 00:06:51,666
‫توی معبد راستینگی
‫در حال سوگواری بودیم.

125
00:06:53,000 --> 00:06:56,333
‫همسرش ادوینا و بچه‌هاش
‫توی آتش‌سوزی کشته شده بودن.

126
00:06:59,875 --> 00:07:01,166
‫من بخاطر ویسنا اونجا بودم.

127
00:07:07,958 --> 00:07:09,041
‫مُرده؟

128
00:07:11,333 --> 00:07:13,333
‫لحظات آخر عمرش ‫خیلی از تو گفت.

129
00:07:23,041 --> 00:07:25,541
‫خب هرکسی که این کار رو کرده،
‫بدجور داغونـش کرده.

130
00:07:25,625 --> 00:07:27,625
‫طلسم کنترل ذهنـه.

131
00:07:28,333 --> 00:07:29,833
‫کنترل ذهن؟

132
00:07:29,916 --> 00:07:32,125
‫پس یکی می‌خواد که
‫باور داشته باشه سیری‌ـه.

133
00:07:33,291 --> 00:07:34,833
‫فوق‌العاده قدرتمنده.

134
00:07:35,875 --> 00:07:38,125
‫عناصر آشفتگی،
‫جادوی کاهنی،

135
00:07:38,208 --> 00:07:40,583
‫و حتی جادوی باستانیِ الف‌ها
‫هم توی این طلسم به کار برده شده.

136
00:07:41,666 --> 00:07:43,833
‫اوه این یه مسئلۀ دیگه‌ست.
‫یه رگـش الف‌ـه.

137
00:07:43,916 --> 00:07:46,541
‫شاید چند نسل دورتر باشه
‫اما همچنان الف‌ به حساب میاد.

138
00:07:47,375 --> 00:07:49,333
‫طفلکی ذهنـش مثل یه
‫کلاف در هم تنیده شده‌ست.

139
00:07:50,333 --> 00:07:52,208
‫چه کسی قدرت انجام چنین کاری رو داره؟

140
00:07:52,291 --> 00:07:54,916
‫من کسی رو نمی‌شناسم که
‫دانش انجام چنین کاری رو داشته باشه.

141
00:07:55,875 --> 00:07:58,541
‫یادگیری همۀ این ترفندها
‫یک عمر زمان می‌بره.

142
00:07:59,500 --> 00:08:02,958
‫این جادوگر هرکسی که هست،
‫واقعا علایق گوناگونی داره.

143
00:08:04,458 --> 00:08:06,000
‫معجون استخراج.

144
00:08:07,833 --> 00:08:09,250
‫احسنت آتو.

145
00:08:25,250 --> 00:08:27,666
‫مدتی طول می‌کشه
‫و هیچ تضمینی نیست که جواب بده.

146
00:08:28,541 --> 00:08:30,958
‫اگه جواب بده، می‌تونه بهمون بگه
‫که کی این کار رو باهاش کرده.

147
00:08:31,041 --> 00:08:32,958
‫و اینکه از سیری چی می‌خوان.

148
00:08:43,500 --> 00:08:45,916
‫این بانک دورف‌هاست.

149
00:08:47,291 --> 00:08:49,875
‫- فکر می‌کردم قراره به آریتوزا بریم.
‫- همینطوره.

150
00:08:49,958 --> 00:08:53,250
‫اما طبق گفتۀ خودت،
‫همیشه چیزهای بزرگتـری هست.

151
00:08:53,791 --> 00:08:55,958
‫- وای!
‫- چشم‌هام دارن گولم می‌زنن!

152
00:08:56,041 --> 00:08:59,541
‫مطمئنم، امکان نداره موجودی
‫چنین زیبا واقعی باشه.

153
00:09:01,125 --> 00:09:02,541
‫ینیفر عزیزم،

154
00:09:02,625 --> 00:09:06,583
‫مثل همیشه،
‫از دیدنت فوق‌العاده مسرورم.

155
00:09:06,666 --> 00:09:09,875
‫این مسرّت از آنِ منـه جیانکاردی.

156
00:09:09,958 --> 00:09:13,250
‫لطفا تا ما هماهنگی‌های شما رو
‫نهایی می‌کنیم، بفرمایید بنشینید.

157
00:09:14,125 --> 00:09:18,458
‫وحشت!
‫خونواده‌ام سراپا غرق در وحشت بودن،

158
00:09:18,541 --> 00:09:21,375
‫وقتی که می‌دیدن دارم
‫به سمتِ مرگِ حتمی پیش می‌رم،

159
00:09:21,458 --> 00:09:23,833
‫و سرنوشتـشون به مخاطره افتاده.

160
00:09:24,416 --> 00:09:27,541
‫حالا کی باید پیداش بشه؟
‫الهۀ بهشتی؟

161
00:09:28,166 --> 00:09:31,666
‫بهتر از اون اومد!
‫ینفر ونگربرگی.

162
00:09:31,750 --> 00:09:35,125
‫اون خبیث‌های شرور
‫رو به خاکستر تبدیل کرد.

163
00:09:35,208 --> 00:09:37,000
‫درمورد شجاتـم
‫داری غلو می‌کنی.

164
00:09:37,083 --> 00:09:38,250
‫نادرسته.

165
00:09:38,333 --> 00:09:41,416
‫بخاطر همینـم هست که بانک جیانکاردی،
‫اسمش رو خوب به خاطر بسپار،

166
00:09:41,500 --> 00:09:43,583
‫برای یک دوست از همه‌چیزش
‫مایه می‌ذاره.

167
00:09:46,166 --> 00:09:47,625
‫در بابِ اون یکی دیگه مسئله،

168
00:09:47,708 --> 00:09:50,541
‫ایمن‌ترین گاوصندوقـم
‫در اختیار شماست.

169
00:09:50,625 --> 00:09:51,625
‫متشکرم.

170
00:09:52,250 --> 00:09:55,416
‫اگه زحمتی برات نیست،
‫می‌خوام یه درخواست دیگه هم بکنم.

171
00:09:55,500 --> 00:09:58,041
‫- حتما.
‫- همراهـم به محافظ نیاز داره.

172
00:09:58,125 --> 00:09:59,666
‫- دیگه چیزی نگو.
‫- چی؟

173
00:09:59,750 --> 00:10:01,875
‫فابیو در خدمت شماست.

174
00:10:02,375 --> 00:10:05,166
‫فکر می‌کردم گفته بودی
‫این مسئله برای آینده‌ام اهمیت داره.

175
00:10:05,666 --> 00:10:08,500
‫همینطوره اما قبلـش باید
‫گذشته‌ام رو سر و سامون بدم.

176
00:10:09,583 --> 00:10:12,250
‫می‌دونم مضطربی.
‫بذار همراهت بیام.

177
00:10:27,625 --> 00:10:28,625
‫بیا.

178
00:10:29,125 --> 00:10:30,625
‫حالا مثل باقیِ آدم‌ها شدی.

179
00:10:31,458 --> 00:10:32,750
‫تمومش کن.

180
00:10:32,833 --> 00:10:36,333
‫اینجا کسی دنبالت نیست.
‫فقط یه دختر عادی هستی که داره خوش می‌گذرونه.

181
00:10:36,416 --> 00:10:38,750
‫این رو بگیر.
‫یه چیز قشنگ بخر.

182
00:10:39,791 --> 00:10:42,875
‫حالا بذار اون طلسمی رو که
‫مدام داری باهاش ور می‌ری رو ببینم.

183
00:10:54,250 --> 00:10:55,250
‫چی بود؟

184
00:10:55,916 --> 00:10:57,083
‫طلسم موقعیت‌یاب.

185
00:10:57,750 --> 00:11:01,416
‫اگه تو دردسر افتادی،
‫محکم بگیرش و تکرارش کن.

186
00:11:02,875 --> 00:11:04,833
‫ولی خودت رو قاطی هیچ ماجرایی نکن.

187
00:11:04,857 --> 00:11:19,059
‫ترجمه از
‫«iredprincess و محیــا مبین‌مقدم»

188
00:11:19,083 --> 00:11:20,963
‫اعلی‌حضرت...

189
00:11:21,541 --> 00:11:23,166
‫اعلی‌حضرت، آم...

190
00:11:23,916 --> 00:11:26,333
‫ظاهرا بین مشاورینـتون
‫سردرگمی پیش اومده.

191
00:11:26,833 --> 00:11:28,583
‫ایول!

192
00:11:29,833 --> 00:11:32,458
‫- دیدید؟
‫- بله، خیلی خوب بود.

193
00:11:32,541 --> 00:11:36,500
‫زمزمه‌هایی چو افتاده مبنی بر
‫اینکه شما با فرستاده‌ای از نیلفگارد ملاقات کردید؟

194
00:11:36,583 --> 00:11:37,625
‫آها اون، آره.

195
00:11:38,125 --> 00:11:40,041
‫یه توافقی کردیم.

196
00:11:40,916 --> 00:11:44,041
‫واقعا توافق خوبی بود. اگه حادثۀ اجتناب‌ناپذیری رخ بده،
‫و آن‌ها به سمت شمال پیشروی کنن،

197
00:11:44,125 --> 00:11:46,500
‫نیلفگارد موافقت کرده که
‫کاری به ریدینیا نداشته باشه.

198
00:11:46,583 --> 00:11:49,791
‫و نیمی از تمریا رو به عنوان
‫تبعۀ دولت ما پیشنهاد دادن.

199
00:11:49,875 --> 00:11:54,875
‫اوه سرورم، بفرمایید نیلفگارد برای چنین سرمایه‌گذاریِ
‫سخاوتمندانه‌ای چه می‌کند؟

200
00:11:54,958 --> 00:11:56,916
‫اوه، چیزی نیست که
‫استطاعتـش رو نداشته باشیم.

201
00:11:57,000 --> 00:11:57,875
‫«ما»؟

202
00:11:59,250 --> 00:12:02,958
‫و باید شاهدختِ سینترا رو،
بعد از اینکه پیداش کردیم بهشون تحویل بدیم‫.

203
00:12:03,041 --> 00:12:04,375
‫دارن فریبـتون می‌دن!

204
00:12:07,666 --> 00:12:10,666
‫با کمال احترام قربان،
‫نیلفگارد داره از شما سوءاستفاده می‌کنه.

205
00:12:10,750 --> 00:12:12,458
‫با کمال احترام دیکسترا،

206
00:12:12,541 --> 00:12:15,083
‫شما مشاوره‌تون رو ارائه می‌دید
‫و تصمیم‌گیرنده منم.

207
00:12:18,125 --> 00:12:20,208
‫عذر خواهم سرورم...

208
00:12:22,375 --> 00:12:23,625
‫ملکه هدویگ من رو فرستادن ببینم

209
00:12:23,708 --> 00:12:27,333
‫کارتون در... آم... زمینۀ امور حیاتیِ
‫دولتی تموم شده یا نه؟

210
00:12:27,416 --> 00:12:31,791
‫گفتن بهتون بگم که رسیدن.
‫شاید خواستید سلامی بهشون بکنید.

211
00:12:32,291 --> 00:12:34,375
‫اوه بله، کاملا تموم شدم.

212
00:12:34,458 --> 00:12:36,500
‫ولی هنوز دو ضربه مونده.

213
00:12:36,583 --> 00:12:38,958
‫بازی می‌تونه صبر کنه
‫ولی هدویگ قشنگم خیر.

214
00:12:39,041 --> 00:12:42,458
‫اعلی‌حضرتا، به عنوان مشاور ارشد شما،
‫شدیدا مضطرب هستم در باب...

215
00:12:42,541 --> 00:12:44,291
‫زیادی مضطربی تو.

216
00:12:45,875 --> 00:12:49,333
‫سیگسموند فقط بخاطر منـه
‫که اینجا صاحب منصبی.

217
00:12:49,958 --> 00:12:51,166
‫یادت بمونه.

218
00:12:57,458 --> 00:13:00,291
‫بدون دونستن من،
‫حتی اجابت مزاجم نمی‌کنه.

219
00:13:00,375 --> 00:13:03,208
‫هیچکس در غیاب من،
‫نمی‌تونه باهاش هم‌صحبت بشه.

220
00:13:03,291 --> 00:13:07,083
‫رادوید بهمون گفت که این کار رو کردن.
‫حق با اون بود و دوباره دارن این کار رو انجام می‌دن.

221
00:13:07,750 --> 00:13:09,541
‫وزمیر تنهایی برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

222
00:13:10,208 --> 00:13:13,500
‫اخیرا ملکه هدویگ
‫خیلی روحیۀ مفید واقع شدن داشته.

223
00:13:14,125 --> 00:13:16,250
‫شاید وقتـش شده کاری کنیم
‫که برای ما هم سودمند باشه.

224
00:13:16,333 --> 00:13:17,541
‫یا که خودم باید انجامش بدم؟

225
00:13:18,041 --> 00:13:20,250
‫نه، به اندازۀ کافی ‫درگیر هستی.

226
00:13:20,333 --> 00:13:21,500
‫اوهوم.

227
00:13:21,583 --> 00:13:24,208
‫اتفاقا به طرز آزاردهنده‌ای،
‫از طریق دریچه‌ای

228
00:13:24,291 --> 00:13:27,416
به شکل یک کارگاه هنری ‫به بن‌بست رسیدم.

229
00:13:27,500 --> 00:13:30,833
‫ظاهرا یه احمقی از رینس حمایت می‌کنه.

230
00:13:30,916 --> 00:13:35,583
‫منظورم خودِ دریچه بود.
‫گفته بودی احساس متفاوتی داره و قدرتمندتـره.

231
00:13:36,583 --> 00:13:39,541
‫شاید وقتش شده باشه که با
‫یکی از دوستانت توی انجمن ارتباط برقرار کنی.

232
00:13:40,208 --> 00:13:42,750
‫ممکنه تسایا به دردبخور باشه.

233
00:13:42,833 --> 00:13:46,291
‫تموم حرفـم اینه که
‫اگه حرف‌های اون شاعر درست باشه،

234
00:13:46,875 --> 00:13:48,708
‫ویچر در نزدیکیِ ماست.

235
00:13:48,791 --> 00:13:51,708
‫اگه زودتر از ما دستش به رینس برسه،
‫دختره از کفـمون در می‌ره.

236
00:13:51,791 --> 00:13:53,250
‫و همچنین قدرت نفوذمون.

237
00:13:53,333 --> 00:13:55,375
‫که بخاطر همینـم باید
‫هردوتامون فورا اقدام کنیم.

238
00:13:55,875 --> 00:13:59,416
‫هردوی ما خوب می‌دونیم که راه‌های
‫زیادی برای متقاعد کردنِ افراد لجباز وجود داره.

239
00:14:00,000 --> 00:14:03,041
‫از رادوید استفاده کن.
‫وقتـشه که خودش رو ثابت کنه.

240
00:14:05,208 --> 00:14:06,458
‫بله دیکسترا.

241
00:14:07,125 --> 00:14:08,166
‫از من استفاده کن.

242
00:14:09,083 --> 00:14:11,791
‫لازمه که با خدمتکارهای
‫توی آشپزخونه صحبت کنم؟

243
00:14:11,875 --> 00:14:14,833
‫آم... منتظر رسیدن گاری‌های مشکوک باشم؟

244
00:14:16,250 --> 00:14:17,875
‫زن‌داداشـم رو تعقیب کنم؟

245
00:14:19,041 --> 00:14:22,333
‫ظاهرا هیچ ردّی از این
‫شاهدخت سیریلای قدرتمند نداری.

246
00:14:22,833 --> 00:14:25,458
‫واقعا خیلی درگیر وظایف سلطنتیـت شدی،

247
00:14:25,541 --> 00:14:27,208
‫جرئت نمی‌کنم تمرکزتون رو به هم بریزم.

248
00:14:28,000 --> 00:14:29,750
‫به کمکتون نیازی ندارم.

249
00:14:31,291 --> 00:14:32,750
‫خب این‌ها رو به پادشاهت

250
00:14:34,166 --> 00:14:35,541
‫و رئیست بگو.

251
00:14:47,041 --> 00:14:47,875
‫اومدی.

252
00:14:49,916 --> 00:14:51,208
‫عجیبه، مگه نه؟

253
00:14:53,125 --> 00:14:55,500
‫ملت بخاطر این چیزها
‫همدیگه رو می‌کشن و خون و خونریزی به راه می‌اندازن.

254
00:14:57,208 --> 00:14:58,416
‫فقط برای اینکه توی چنین جایی خاک بخوره.

255
00:14:59,875 --> 00:15:01,166
‫توی چنین فضاهای تاریکی.

256
00:15:01,250 --> 00:15:02,750
‫چون ارزشی ندارن.

257
00:15:02,833 --> 00:15:05,291
‫انقدر ضعیف هستن
‫که تاثیری روی چیزی ندارن.

258
00:15:05,375 --> 00:15:07,375
‫نمی‌شه خوردشون و نمی‌شه کردشون.

259
00:15:07,958 --> 00:15:10,208
‫هرچند پادشاه ایدرین
‫امتحانـشون کرده بود.

260
00:15:11,791 --> 00:15:13,875
‫زمانی قدرتمنده که
‫به ارزشش ایمان داشته باشی.

261
00:15:13,958 --> 00:15:17,250
‫توهمی‌ـه که برای کنترلِ بشر طراحی شده.

262
00:15:17,833 --> 00:15:20,500
‫رهبر انجمن برادری باید
‫به چنین چیزهایی واقف باشه.

263
00:15:21,500 --> 00:15:23,291
‫ظاهرا بقیه چیزها رو خوب می‌دونه.

264
00:15:24,583 --> 00:15:27,458
‫می‌دونی، از الندر،
‫مثل خوره به جونـم افتاده.

265
00:15:29,125 --> 00:15:30,625
‫مردم شمال دارن بخاطرش
‫هم‌نوع‌های خودشون رو می‌کشن.

266
00:15:31,958 --> 00:15:35,458
شایعاتی مبنی بر پاداش‌های جورواجور
‫برای پیدا کردن سیریلا از سینترا پخش شده.

267
00:15:35,541 --> 00:15:38,541
‫تا جایی که همه خبر داشتن،
سیریلا ‫توی قتل‌عام کشته شده بود.

268
00:15:41,125 --> 00:15:43,875
‫به نظرم تو فهمیدی که سیریلا زنده‌ست
‫و این خبر رو همه‌جا پخش کردی،

269
00:15:43,958 --> 00:15:46,250
‫با این امید که لطف شریرانۀ
‫پادشاهان شمالی شامل حالت بشه.

270
00:15:48,208 --> 00:15:51,583
‫با این اوصاف کسی هم نتونسته پیداش بکنه.
‫انجمن برادری توی لیست مزخرفـشونه،

271
00:15:51,666 --> 00:15:54,500
‫و انقدر غرق در
‫هراسوندنِ یه بچه یتیم‌ان

272
00:15:54,583 --> 00:15:57,583
‫که چشـمشون نمی‌بینه یه امپراطوری
‫مشتاقانه به دنبال نابود کردنـشونه.

273
00:16:01,125 --> 00:16:02,333
‫لطف شریرانه؟

274
00:16:03,083 --> 00:16:04,916
‫نمی‌دونم کدومشون توهین‌آمیزتره.

275
00:16:05,625 --> 00:16:08,083
‫اینکه به نظرت اهدافِ من
‫انقدر معمولی هستن،

276
00:16:08,666 --> 00:16:11,083
‫یا اینکه رفتی یه اسیر جنگیِ
‫نیلفگاردی رو آزاد کردی،

277
00:16:11,166 --> 00:16:12,916
‫حالا اومدی داری درمورد
‫اتحاد شمالی‌ها واسم سخنرانی می‌کنی.

278
00:16:13,791 --> 00:16:15,625
‫این دفعه قراره چه گندکاری‌هایی
‫واسه‌مون به بار بیاری؟

279
00:16:19,208 --> 00:16:20,666
‫گندکاری زیاد کردم.

280
00:16:23,000 --> 00:16:24,000
‫و بابتـشون شرمنده‌ام.

281
00:16:25,750 --> 00:16:29,875
‫وقتی که سعی کردم توی آریتوزا خودم رو بکشم،
‫برای کنترل کردنِ سرنوشتـم خیلی ناامید بودم.

282
00:16:30,916 --> 00:16:33,000
‫کنترلـش نمی‌کردی
‫بلکه داشتی از دستـش می‌دادی.

283
00:16:33,083 --> 00:16:34,083
‫می‌دونم.

284
00:16:34,666 --> 00:16:36,583
‫و هنوزم گاهی‌اوقات
‫همون احساس رو دارم.

285
00:16:37,875 --> 00:16:39,041
‫که انگار به خودم ضرر می‌زنم.

286
00:16:41,291 --> 00:16:43,291
‫رینس، جادوگرِ آتشین.

287
00:16:43,875 --> 00:16:47,291
‫اونـم دنبال سیریلاست اما یه شخصِ
‫به شدت قدرتمند داره ازش حمایت می‌کنه.

288
00:16:47,875 --> 00:16:49,458
‫نباید بذاریم دستش بهش برسه.

289
00:16:51,791 --> 00:16:56,875
‫از من می‌خوای کمک کنم شاهدختی رو مخفی کنیم
‫که وجودش به معنای جنگـه؟

290
00:16:56,958 --> 00:16:58,375
‫تقاضای بیشتر از این دارم.

291
00:16:59,875 --> 00:17:01,875
‫سیریلا خارق‌العاده‌ست.

292
00:17:01,958 --> 00:17:05,541
‫همونطوری که شنیدم، وارث برحقِ سینترا
‫و خیلی چیزهای دیگه‌ست.

293
00:17:05,625 --> 00:17:08,041
‫اگه جنگ قریب‌الوقوع باشه،
‫ابدا نمی‌شه ازش مخفیـش کرد.

294
00:17:08,125 --> 00:17:10,416
‫خب شاید بتونه ما رو از این جنگ خلاص کنه.

295
00:17:11,416 --> 00:17:14,458
‫علی‌رغم همۀ ایراداتِ انجمن برادری،
‫اعضای انجمن برای جادو احترام قائلن.

296
00:17:15,875 --> 00:17:18,250
‫حقـشه که بدونه جادوش چه قدرتی داره.

297
00:17:19,250 --> 00:17:22,500
‫مستحق اینه که کنترل سرنوشتـش
‫رو به دست بگیره.

298
00:17:25,166 --> 00:17:26,166
‫خواهش می‌کنم.

299
00:17:27,208 --> 00:17:30,166
‫لطفا بهم کمک کن این مسئله رو حلّش کنم.
‫بخاطر خودمون.

300
00:17:31,916 --> 00:17:32,916
‫بخاطر سیریلا.

301
00:17:35,666 --> 00:17:37,333
‫بعد از این همه مدت...

302
00:17:39,916 --> 00:17:43,333
‫بعد از تموم جستجوهایی که کردی،
‫بالاخره موفق شدی.

303
00:17:44,500 --> 00:17:45,541
‫توی چی موفق شدم؟

304
00:17:48,083 --> 00:17:49,333
‫توی مادر شدن.

305
00:17:55,625 --> 00:17:57,125
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یک خانم باهوش.

306
00:17:57,958 --> 00:18:00,875
‫- بانک جیانکاردی، اسمش را خوب بخاطر بسپار.
‫- بله، چهارتاست.

307
00:18:01,458 --> 00:18:04,000
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یک آقای باهوش.
‫- نه ممنون پسر.

308
00:18:04,083 --> 00:18:06,625
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش؟
‫- اوه، گمشو.

309
00:18:06,708 --> 00:18:10,250
‫نرخ‌های هوشمندانه. به بانک جیانکاردی،
‫اسمش را خوب بخاطر بسپار مراجعه کنید و حساب باز کنید.

310
00:18:10,333 --> 00:18:11,375
‫آره، برو دیگه.

311
00:18:11,458 --> 00:18:13,083
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش.

312
00:18:13,166 --> 00:18:16,083
‫شاید اگه انقدر آویزون بازی درنیاری،
‫شانس بهت رو کنه.

313
00:18:16,958 --> 00:18:18,583
‫شاید شانس بهم رو می‌کرد

314
00:18:18,666 --> 00:18:21,708
‫اگه همراه یه دختری نبودم که
‫مثل گاو دونات می‌خوره.

315
00:18:22,208 --> 00:18:24,666
‫- می‌خوری؟
‫- به گندم حساسیت دارم.

316
00:18:25,458 --> 00:18:27,625
‫به بانک جیانکاردی، اسمش را
‫خوب بخاطر بسپار، مراجعه کنید قربان.

317
00:18:35,083 --> 00:18:36,208
‫اونجا کجاست؟

318
00:18:36,750 --> 00:18:37,875
‫جزیرۀ تاند.

319
00:18:38,833 --> 00:18:42,375
‫زادگاهِ آریتوزا.
‫اینـم برجِ مرغ دریایی، تور لاراست.

320
00:18:43,458 --> 00:18:44,791
‫ترسناک به نظر میاد، نه؟

321
00:18:45,458 --> 00:18:48,958
‫افسانه‌ها حاکی از اینه که، نوزادان ناقص رو به غارهای زیر این برج می‌برن

322
00:18:49,041 --> 00:18:50,458
‫و به مارماهی تبدیلـشون می‌کنن.

323
00:18:55,458 --> 00:18:57,375
‫هیجان‌انگیزتر از این بازار به نظر میاد.

324
00:18:58,625 --> 00:19:02,041
‫اینجا نمایش‌هایی انجام می‌دن که
‫تا آخر عمرت فراموش نمی‌کنی گستاخ بی‌شرم.

325
00:19:02,125 --> 00:19:03,125
‫امتحانـم کن.

326
00:19:03,750 --> 00:19:06,916
‫♪ زنده باد سینترا ♪

327
00:19:07,000 --> 00:19:09,833
‫♪ نیلفگارد تا به ابد ♪

328
00:19:09,916 --> 00:19:13,166
‫♪ پرچم نیلفگارد رو برمی‌افشانم ♪

329
00:19:13,250 --> 00:19:16,666
‫♪ نیلفگارد تا به ابد! ♪

330
00:19:19,750 --> 00:19:21,375
‫نیلفگارد!

331
00:19:22,416 --> 00:19:23,708
‫کسی واست دردسر درست کرده؟

332
00:19:23,791 --> 00:19:26,416
‫بیخیال، این آشغال‌های الفیِ
‫عهد بوقی به هیچ جای ملت نیست.

333
00:19:33,333 --> 00:19:35,750
‫- کتاب کو؟
‫- کتابی به اسم مونوتون‌ها نبود.

334
00:19:36,250 --> 00:19:38,166
‫- مونولیت‌ها.
‫- حالا هرچی.

335
00:19:38,250 --> 00:19:40,208
‫چرا هست.
‫خودم چند ماهه دارم روش تحقیق می‌کنم.

336
00:19:40,291 --> 00:19:43,291
‫کادرینگر و فن تایید کردن که
‫توی یه غاری توی زینتریا دفن شده.

337
00:19:43,375 --> 00:19:44,875
‫اون کتاب کجاست؟

338
00:19:44,958 --> 00:19:48,083
‫اگه اجازه بدی حرفـم تموم بشه، باید بگم که
‫این کتابِ هرچی که هست، قبلا پیدا شده.

339
00:19:48,166 --> 00:19:51,166
‫- فکر می‌کردم واسه تو فرستادنش.
‫- چرا باید همچین فکری بکنی؟

340
00:19:51,750 --> 00:19:53,083
‫چون به آریتوزا فرستاده شده بود.

341
00:19:53,666 --> 00:19:55,625
‫اونـم به دستور خودِ امپراطور.

342
00:19:56,166 --> 00:19:58,083
‫20‏ تا بهم بدهکاری استرد.

343
00:20:01,458 --> 00:20:02,583
‫ایستردم.

344
00:20:03,791 --> 00:20:04,791
‫حالا هرچی.

345
00:20:06,083 --> 00:20:07,666
‫زنده باد شعلۀ سفید.

346
00:20:07,690 --> 00:20:12,059
(مـیـــــرامـــــووی را در گـوگـل ســــرچ کنـیـد)

347
00:20:28,083 --> 00:20:31,041
‫وقتی داشتم از اون دروازه‌ها رد می‌شدم،
‫کرک و پرهام ریخته بود.

348
00:20:31,958 --> 00:20:34,541
‫تا حالا هیچ چیزی
‫شبیه به اینجا ندیدم.

349
00:20:34,625 --> 00:20:36,083
‫خب پس صبر کن.

350
00:20:36,166 --> 00:20:40,208
‫اگه امپراطور از پیشنهادمون خوشش بیاد،
‫بیشتر از این چیزها خواهی دید.

351
00:20:41,250 --> 00:20:44,208
‫افرادم گفتن که شما
‫جبهۀ اسکویاتل اومدید.

352
00:20:44,291 --> 00:20:46,291
‫چه خبری آوردید پسر جان؟

353
00:20:46,375 --> 00:20:47,541
‫گالاتین هستم، قربان.

354
00:20:47,625 --> 00:20:50,000
‫خبرهای بد داریم.
‫داریم قتل‌عام می‌شیم.

355
00:20:51,375 --> 00:20:53,916
‫من رو ببخشید.
‫من یه جنگجو هستم، نه یک سیاستمدار.

356
00:20:54,000 --> 00:20:56,541
‫واقعا بلد نیستم چطوری
‫حقیقت رو خوشایند جلوه بدم.

357
00:20:57,125 --> 00:20:58,541
‫همین بهتره.

358
00:20:59,708 --> 00:21:00,833
‫ادامه بده.

359
00:21:02,416 --> 00:21:04,250
‫کل زندگیم سرباز بودم.

360
00:21:04,333 --> 00:21:05,958
‫غلبه بر فرمانده‌هام واسم لذت‌بخش نیست.

361
00:21:06,041 --> 00:21:09,541
‫ولی فرانچسکا بهترین جنگجوها
‫و منابعـمون رو ربوده،

362
00:21:09,625 --> 00:21:12,958
‫و افرادم رو به ماموریت‌هایی می‌فرستاد
‫که منجر به مرگـشون می‌شد.

363
00:21:13,041 --> 00:21:16,791
‫خب فرانچسکا فداکاری‌های زیادی
‫برای مردمـش کرده.

364
00:21:16,875 --> 00:21:19,208
‫چی باعث شده فکر کنید
‫تصمیماتـش قابل اعتماد نیستن؟

365
00:21:19,291 --> 00:21:21,625
‫چون تصمیماتـشون برخلاف
‫دستورات شما هستن قربان.

366
00:21:21,708 --> 00:21:25,541
‫برای تضعیفِ شمال به جنگ نرفته،
‫بلکه به دنبال یه دختریـه.

367
00:21:31,250 --> 00:21:32,750
‫مایلم که مدتی اینجا بمونید.

368
00:21:33,541 --> 00:21:35,500
‫شکی ندارم که می‌تونیم
‫این مشکل رو برطرف کنیم.

369
00:21:36,333 --> 00:21:38,291
‫- به این آقا غذا بدید.
‫- بله سرورم.

370
00:21:40,041 --> 00:21:41,041
‫ممنونـم.

371
00:21:50,625 --> 00:21:52,166
‫ممنونـم سرورم.

372
00:21:52,750 --> 00:21:54,750
‫می‌دونستم شما درستکارید.

373
00:21:54,833 --> 00:21:57,791
‫با این شیادی قصد داری
‫به مجازاتت خاتمه بدی؟

374
00:21:57,875 --> 00:22:01,250
‫چون یادت نره، بخاطر همون شیادیـت بود
‫که الان به اینجا رسیدی.

375
00:22:01,333 --> 00:22:02,583
‫نه سرورم.

376
00:22:03,291 --> 00:22:05,000
‫ابدا در این مورد دروغ نمی‌گم.

377
00:22:06,458 --> 00:22:09,125
‫برای محافظت از راز شما،
‫درخواست ملاقات خصوصی دادم.

378
00:22:10,166 --> 00:22:12,708
‫اما سیریلا... سیریلا زنده‌ست.

379
00:22:17,416 --> 00:22:19,125
‫چند وقتیه که خوابـش رو می‌بینم.

380
00:22:19,625 --> 00:22:22,500
‫- می‌خواد که من پیداش کنم.
‫- یک بار تلاشت رو کردی.

381
00:22:23,750 --> 00:22:24,875
‫شکست خوردی.

382
00:22:26,000 --> 00:22:29,083
‫سرورم من تجربۀ میدون جنگ رو دارم.
‫گالاتین جنگجوی ماهریـه.

383
00:22:29,166 --> 00:22:31,291
‫این سرزمین رو می‌شناسه
‫و الف‌ها بهش وفادارن.

384
00:22:31,375 --> 00:22:33,041
‫می‌تونه ما رو به شمال ببره.

385
00:22:37,666 --> 00:22:40,916
‫تفرقۀ بین الف‌ها در هردو جبهه
‫به هدفـمون آسیب می‌رسونه.

386
00:22:43,625 --> 00:22:44,625
‫اما، آم...

387
00:22:46,083 --> 00:22:48,875
‫یه ارتش به اندازۀ فرمانده‌اش ماهره...

388
00:22:51,000 --> 00:22:53,250
‫چشم بندازم می‌تونم بفهمم
‫کی فرماندۀ خوبی هست یا نیست.

389
00:22:59,333 --> 00:23:02,666
‫مجازات کردنِ تو... برای لذت‌بخش نبوده.

390
00:23:05,916 --> 00:23:07,916
‫اما باید مطمئن می‌شدم
‫که قابل اعتمادی.

391
00:23:09,791 --> 00:23:12,250
‫که از دستت ندادم.

392
00:23:14,791 --> 00:23:16,541
‫آماده‌ای که به خونه برگردی کهیر؟

393
00:23:19,625 --> 00:23:20,625
‫بله.

394
00:23:28,083 --> 00:23:29,083
‫ثابت کن.

395
00:23:38,291 --> 00:23:44,166
‫به نظرم به اندازۀ دو یا سه قرن،

396
00:23:45,375 --> 00:23:48,166
‫اینجا هیزم تلنبار کردی.

397
00:23:51,291 --> 00:23:52,708
‫نقشه چیه گرالت؟

398
00:23:55,541 --> 00:23:58,166
‫منتظر می‌مونیم که بیدار بشه،
‫مطمئن می‌شیم حالش خوبه،

399
00:23:58,250 --> 00:24:00,666
‫رینس و جادوگری که این کار رو کرد
‫رو پیدا می‌کنیم و می‌کشیمشون.

400
00:24:00,750 --> 00:24:02,000
‫و بعدش چی؟

401
00:24:02,625 --> 00:24:06,541
‫یارپن بهم گفت که دیده داشتی
‫با فیلیپا ارهارت توی بن‌گلین صحبت می‌کردی.

402
00:24:07,250 --> 00:24:08,583
‫مشکلی نیست یسکیر.

403
00:24:09,416 --> 00:24:10,958
‫دیکسترا می‌خواست که
‫چیکار بکنی؟

404
00:24:13,208 --> 00:24:16,583
‫می‌خواست متقاعدت کنم

405
00:24:17,625 --> 00:24:19,125
‫که سیری رو به ریدینیا ببری.

406
00:24:20,500 --> 00:24:21,708
‫و منم باهاش موافقـم.

407
00:24:23,125 --> 00:24:27,500
‫با یه ارتش، یه ارتش کامل
‫در کنارش در امانه.

408
00:24:27,583 --> 00:24:31,250
‫نقش سیری برای تاج و تخت سینترا
‫مثل یه عروسک خیمه شب بازی خواهد بود.

409
00:24:31,333 --> 00:24:33,250
‫اون شاهدختـه گرالت.

410
00:24:33,333 --> 00:24:35,083
‫کار شاهدخت‌هام همینه دیگه.

411
00:24:35,166 --> 00:24:38,458
‫روی تخت سلطنتی کوچولوشون می‌شینن
‫و بچه‌های سلطنتی به دنیا میارن.

412
00:24:38,541 --> 00:24:41,625
‫و به قلمرو پادشاهیـشون حکومت می‌کنن.
‫سیری همین رو می‌خواد.

413
00:24:41,708 --> 00:24:45,125
‫دوست داره یه مُهرۀ سیاسی بشه
‫تو چنگِ وزمیر و دیکسترا؟

414
00:24:45,208 --> 00:24:46,333
‫- نه...
‫- نه.

415
00:24:47,000 --> 00:24:48,333
‫همین روال رو ادامه می‌دیم.

416
00:24:48,416 --> 00:24:49,875
‫بی‌طرفی هم عواقب داره گرالت.

417
00:24:49,958 --> 00:24:54,291
‫همینجوریـشم عواقبی وجود دارن یسکیر
‫و فقط هم برای سیری نیست.

418
00:24:55,166 --> 00:24:58,375
‫فکر می‌کردم با دور کردنـش از اونجا،
‫ملت دیگه سعی نمی‌کنن که ازش استفاده کنن.

419
00:24:59,125 --> 00:25:01,375
‫در عوض، فقط دارن از بقیه
‫در جایگاهـش استفاده می‌کنن.

420
00:25:01,458 --> 00:25:03,000
‫و دست بردار هم نیستن.

421
00:25:03,083 --> 00:25:07,333
‫چون شیوۀ صاحبان قدرت به همین منوالـه.

422
00:25:08,291 --> 00:25:09,500
‫ولی این دختر ویچر نیست.

423
00:25:10,291 --> 00:25:16,875
‫قطعا هم یه جادوگر آریتوزایی نیست
‫که از سنگ، یا شاهدونه،

424
00:25:16,958 --> 00:25:20,166
‫یا گیاهان و نمی‌دونم هرچیزی که
‫ینفر استفاده می‌کنه، جادو جمبل بکنه.

425
00:25:20,250 --> 00:25:22,041
.اون یه شاهدخته

426
00:25:23,166 --> 00:25:24,625
.به نظرم باید بهش اعتماد کنی

427
00:25:26,750 --> 00:25:28,083
.به منشاءِ اون باید اعتماد کنم

428
00:25:29,333 --> 00:25:30,583
ببخشید به چیش؟

429
00:25:33,291 --> 00:25:34,375
.تو درست میگی

430
00:25:37,500 --> 00:25:38,666
...من دارم درست میگم

431
00:25:40,375 --> 00:25:42,916
.خب این دیگه خیلی نگران‌کنندست
چی؟

432
00:25:48,041 --> 00:25:49,041
...گرالت

433
00:25:49,125 --> 00:25:51,250
.تو باید بیدار بشی -
.گرالت، نه -

434
00:25:51,333 --> 00:25:52,892
.هنوز خیلی زوده  -
صدای من رو می‌شنوی؟  -

435
00:25:52,916 --> 00:25:54,596
با این عجله ممکنه توی
.طلسمِ استخراج، اختلال ایجاد کنی

436
00:25:55,625 --> 00:25:57,250
.تو گفتی همیشه یه منشاء وجود داره

437
00:25:57,333 --> 00:25:59,208
منظورت چی بود؟

438
00:26:00,708 --> 00:26:02,208
همیشه منشاءِ چه چیزی وجود داره؟

439
00:26:03,291 --> 00:26:04,458
.جادو

440
00:26:05,333 --> 00:26:07,083
میتونی اسمت رو به من بگی؟

441
00:26:08,291 --> 00:26:09,375
.ترین

442
00:26:09,916 --> 00:26:11,041
.خوبه

443
00:26:11,125 --> 00:26:13,291
یه اتفاقی افتاده که
.روی ذهنت تاثیر گذاشته

444
00:26:15,333 --> 00:26:16,833
یادت میاد چه اتفاقی افتاده؟

445
00:26:20,666 --> 00:26:22,500
.من رو از اتاقم کشیدن بیرون

446
00:26:22,583 --> 00:26:23,583
.درسته

447
00:26:24,583 --> 00:26:25,791
.کارِ یه مرد بود

448
00:26:26,541 --> 00:26:27,541
مردی که جای زخم داشت؟

449
00:26:27,625 --> 00:26:28,875
.مراقب باش، گرالت

450
00:26:28,958 --> 00:26:31,958
.اونم اونجا بود
.گاهی اوقات

451
00:26:34,791 --> 00:26:37,833
.و یه زنه بود که صدای مسخره‌ای داشت

452
00:26:38,833 --> 00:26:40,791
.همشون به اون مرد کمک میکردن

453
00:26:41,958 --> 00:26:43,125
...اون مرد، اون

454
00:26:45,666 --> 00:26:47,208
.همیشه من رو می‌ترسوند

455
00:26:48,333 --> 00:26:49,375
.تو اونو میشناختی

456
00:26:50,333 --> 00:26:51,666
.توی مدرسه بود

457
00:26:53,166 --> 00:26:54,541
.توی اریتوزا بود

458
00:26:57,791 --> 00:26:59,791
...اوه

459
00:26:59,875 --> 00:27:01,375
.باید دوباره بخوابونیمش

460
00:27:01,458 --> 00:27:03,498
.باید اسمش رو بهم بگی -
.میرم اکسیر رو بیارم -

461
00:27:03,541 --> 00:27:04,833
.همه‌چی مرتبه

462
00:27:04,916 --> 00:27:06,708
.فقط اسمش رو بگو -
اسمش چی بود، ترین؟ -

463
00:27:16,875 --> 00:27:18,625
.ای ویچر احمق

464
00:27:18,708 --> 00:27:21,833
شما محکوم به نابودی هستید
.و حتی خودتون هم خبر ندارین

465
00:27:22,500 --> 00:27:25,041
.من تقدیرِ سیریلا هستم

466
00:27:25,625 --> 00:27:27,250
...هرچقدر دوست دارین، ضجه بزنید

467
00:27:27,333 --> 00:27:31,041
.چرا که "ویرانگر ملت‌ها" به سراغ ما اومده

468
00:27:35,833 --> 00:27:37,041
!آنیکا

469
00:27:42,833 --> 00:27:44,500
!گرالت

470
00:27:44,583 --> 00:27:46,375
!یسکیر، سنگ طلسم رو بردار

471
00:27:47,583 --> 00:27:48,791
.نه، نه، نه، نه
!ترین. ترین

472
00:27:48,875 --> 00:27:50,958
!یسکیر

473
00:27:51,958 --> 00:27:53,333
!گرالت

474
00:27:58,083 --> 00:28:00,541
.هیس. هیس

475
00:28:05,875 --> 00:28:07,958
.هیس. هیس

476
00:28:13,333 --> 00:28:15,416
!جمع بشید! جمع بشید

477
00:28:15,500 --> 00:28:17,250
!همه بیاید

478
00:28:17,333 --> 00:28:18,791
...بیاید و با چشمای خودتون

479
00:28:18,875 --> 00:28:22,250
هولناک‌ترین موجودی که
!خدایان خلق کردن، ببینید

480
00:28:22,333 --> 00:28:27,208
یک باسیلیسک زنده، وحشتِ زهرآلودی که
!بر صحرای زریکانیان، سایه انداخته

481
00:28:27,291 --> 00:28:29,750
!یک آدم‌خوارِ سیری‌ناپذیر

482
00:28:29,833 --> 00:28:31,291
.فقط به قیمت 15 گروت -
.بهت که گفته بودم -

483
00:28:31,375 --> 00:28:33,666
این 15 گروته دیگه؟
.هی، تو، بزن به چاک

484
00:28:33,750 --> 00:28:36,708
.همه 15 گروت بدین. آره، برو تو
.پول رو بدین به این پسره

485
00:28:36,791 --> 00:28:38,666
.برید داخل. خوش بگذره
.برید داخل

486
00:28:38,750 --> 00:28:41,583
.از نمایش لذت ببرید
.از نمایش لذت ببرید

487
00:28:46,750 --> 00:28:47,750
!یالا، عجله کنین

488
00:28:47,791 --> 00:28:51,708
مراقب باش. این هیولاها
.معروفن به غیر قابل پیش بینی بودن

489
00:28:51,791 --> 00:28:53,583
من انقدر باهاشون جنگیدم
.که اینو بدونم

490
00:28:55,541 --> 00:28:57,625
.هی، بیا بریم جلو

491
00:28:59,500 --> 00:29:02,125
.قفسش چقدر کوچیکه -
.شاید یه بچه باسیلیسک باشه -

492
00:29:02,666 --> 00:29:03,708
.اگه این باشه که سرمون کلاه رفته

493
00:29:04,066 --> 00:29:05,708
مگه بچه اژدها چقدر ترسناکه؟

494
00:29:06,791 --> 00:29:08,083
.وقتی جوابت رو بگیری، غافلگیر میشی

495
00:29:09,000 --> 00:29:10,458
.اونا قابل پیش‌بینی نیستن

496
00:29:11,375 --> 00:29:13,333
،و چیزی که قابل‌پیش بینی نباشه
.یعنی دردسر

497
00:29:13,416 --> 00:29:15,250
مگه یه ذره دردسر چه ایرادی داره؟

498
00:29:15,333 --> 00:29:17,625
،اگه مثل من زندگی کرده باشی
.خیلی ایراد داره

499
00:29:19,375 --> 00:29:20,916
.انگار منو به چالش دعوت کردی

500
00:29:26,583 --> 00:29:30,958
!خانم ها و آقایون

501
00:29:32,875 --> 00:29:35,333
.سلطان همه‌ی خزندگان

502
00:29:35,416 --> 00:29:37,833
.این هیولای بسیار کمیابیه

503
00:29:39,166 --> 00:29:44,000
فقط از تخمی که یک
!خروسِ فرومایه گذاشته باشه، بیرون میاد

504
00:29:44,083 --> 00:29:46,666
...خروسی که مثل یک مرغ حشری

505
00:29:46,750 --> 00:29:50,041
،باسن خودش رو برای خروس دیگه‌ای
!به نمایش میذاره

506
00:29:50,125 --> 00:29:51,750
!اووووه

507
00:29:51,833 --> 00:29:54,291
!قوقولی قوقو

508
00:29:55,916 --> 00:29:57,041
!اینم از این

509
00:29:58,125 --> 00:30:00,166
...تخمی که باید 101 مارِ زهرگین

510
00:30:00,833 --> 00:30:03,833
.روی اون بنشینن تا گرم بمونه

511
00:30:05,250 --> 00:30:08,375
.مردم نیک، فاصله‌تون رو حفظ کنین

512
00:30:08,958 --> 00:30:11,416
کافیه هوای نفسش بهتون بخوره
.تا مسموم بشید

513
00:30:11,500 --> 00:30:14,083
.اون که باسیلیسک نیست

514
00:30:14,166 --> 00:30:15,708
.وسط برنامه نپر، عزیزم

515
00:30:17,166 --> 00:30:19,458
...وقتی باسیلیسک از تخم درمیاد

516
00:30:19,541 --> 00:30:22,333
،مارها رو می‌بلعه
.و زهرِ اون‌ها رو به خودش جذب میکنه

517
00:30:22,416 --> 00:30:25,125
و وقتی یک شوالیه
...با شمشیر بهش ضربه میزنه

518
00:30:25,208 --> 00:30:27,625
،زهر از تیغه شمشیر بالا میره
...شوالیه رو می‌کشه

519
00:30:27,708 --> 00:30:29,708
.بلافاصله کارش یه‌سره میشه

520
00:30:29,791 --> 00:30:31,250
.این دروغین‌ترین دروغه

521
00:30:31,333 --> 00:30:32,833
.این حقیقی‌ترین حقیقته

522
00:30:33,416 --> 00:30:37,250
برای همینه که باسیلیسک فقط درصورتی
.کشته میشه که انعکاس خودش توی آینه رو ببینه

523
00:30:37,333 --> 00:30:38,791
!کاملا درسته، آقا

524
00:30:38,875 --> 00:30:41,416
.نکن -
.همتون اشتباه می‌کنین. این یه اژدهای وایورنه -

525
00:30:41,500 --> 00:30:45,208
،و هنوز بچه‌ست و خیلی هم گرسنه‌ست
!چون توی قفس زندانیش کردی

526
00:30:47,125 --> 00:30:49,583
ببین عزیزم، اگه از
...نمایش کوچیک من خوشت نمیاد

527
00:30:49,666 --> 00:30:52,166
چرا دهنت رو نمی‌بندی و
گورت رو گم نمی‌کنی؟

528
00:31:31,250 --> 00:31:33,208
!ای کثافت کوچولو

529
00:31:36,000 --> 00:31:38,708
این دختر از طرف بانکِ جیانکاردی
.محافظت میشه

530
00:31:38,791 --> 00:31:40,500
.حواست به این اسم باشه، عوضی

531
00:31:48,291 --> 00:31:49,416
چاقوی من کجاست؟

532
00:31:57,666 --> 00:31:58,666
!بگیر

533
00:32:04,583 --> 00:32:06,166
اون کیه؟
حالش خوبه؟

534
00:32:06,250 --> 00:32:09,625
!از روش بلند شو، سگ اهریمنی

535
00:32:12,416 --> 00:32:14,250
!تو منو نجات دادی، شوالیه شجاع

536
00:32:14,333 --> 00:32:16,375
!ما یه قهرمان در جمع خودمون داریم

537
00:32:16,458 --> 00:32:18,250
.اون همه ما رو نجات داد -
من نجات دادم؟ -

538
00:32:20,041 --> 00:32:22,208
!من نجات دادم -
!باید از اینجا برم -

539
00:32:22,291 --> 00:32:25,166
!این باورنکردنی بود
دیدی یارو رو کتک زدم؟

540
00:32:25,250 --> 00:32:27,930
.ینیفر منو میکشه -
!اخراج هم بشم واسم مهم نیست -

541
00:32:27,958 --> 00:32:29,791
پول‌های من کدوم گوری رفته؟ -
.میتونم برم سفر -

542
00:32:29,875 --> 00:32:31,155
،میتونم سرتاسر این اقلیم کوفتی
!حسابی بزن بهادر باشم

543
00:32:31,175 --> 00:32:32,355
پول‌های من کجاست؟

544
00:32:32,416 --> 00:32:33,934
!هی، دردسر

545
00:32:37,791 --> 00:32:39,208
.اونجا کارت حرف نداشت

546
00:32:41,666 --> 00:32:43,333
.لعنت بهش

547
00:32:44,791 --> 00:32:46,375
.من باید برم
.ممنون

548
00:32:47,125 --> 00:32:47,808
کجا میری؟

549
00:32:48,125 --> 00:32:49,708
!توی بزن بهادری موفق باشی

550
00:33:04,000 --> 00:33:05,208
تو کجایی، ینیفر؟

551
00:33:12,000 --> 00:33:14,333
.اینم یه فراری دیگه
.به اندازه کافی تفریح کردی، نوآموز

552
00:33:14,416 --> 00:33:16,375
.برگرد به خوابگاه -
!دستت رو بکش -

553
00:33:18,041 --> 00:33:20,333
.باید منو بانو لوانتیل خطاب کنی

554
00:33:20,416 --> 00:33:22,833
،و به خاطر گستاخیت
.میری دستشویی‌ها رو تمیز میکنی

555
00:33:22,916 --> 00:33:24,276
.از اینجا به بعد رو بسپر به من

556
00:33:24,333 --> 00:33:25,833
.ین

557
00:33:25,916 --> 00:33:27,750
تو اینجا چی کار میکنی؟

558
00:33:29,166 --> 00:33:31,291
نگهبانم رو آوردم که
...درست و حسابی تحت تعلیم قرار بگیره

559
00:33:31,375 --> 00:33:33,333
چیزی که به وضوح
.به‌شدت بهش نیاز داره

560
00:33:34,500 --> 00:33:36,083
.اونو ببخش، ریتا

561
00:33:40,208 --> 00:33:41,500
.پس این همون دختره‌ست

562
00:33:45,625 --> 00:33:46,708
.به اون نگاه نکن

563
00:33:49,333 --> 00:33:50,333
.به من نگاه کن

564
00:33:53,833 --> 00:33:56,208
.فکرشم نکن که از من چشم برداری

565
00:34:04,166 --> 00:34:06,646
.به اندازه کافی به هم معرفی شدیم

566
00:34:07,166 --> 00:34:09,183
...به عنوان عذرخواهی برای گستاخی اون

567
00:34:09,266 --> 00:34:11,583
اجازه بدین شما خانم‌ها رو
.به ضیافت مهمون کنم

568
00:34:12,166 --> 00:34:13,541
.خداروشکر، من که حوصله‌م سر رفته بود

569
00:34:13,625 --> 00:34:15,833
بریم توی سیلور هرون، آب‌تنی کنیم؟

570
00:34:16,916 --> 00:34:19,041
،منو با وعده‌ی خوش‌گذرونی
.تهدید نکن

571
00:34:28,333 --> 00:34:31,416
.دستت رو بکش
.این پسره مال منه

572
00:34:33,833 --> 00:34:36,416
منم قصد نداشتم
.از دستام استفاده کنم

573
00:34:41,666 --> 00:34:44,000
،گور بابای جادو
.بیاین همین‌جا بمونیم

574
00:34:48,375 --> 00:34:52,208
،اگه یه روزی اینجا تعطیل بشه
.این شهر رو به آتیش می‌کشم

575
00:34:53,291 --> 00:34:54,291
!بیا اینجا، دخترجون

576
00:34:56,875 --> 00:34:58,708
نوآموزهای این دوره زمونه
.خیلی بی‌خاصیت شدن

577
00:34:58,791 --> 00:35:01,250
مثل وقتی که ما
.دخترهای جوون بودیم، نیستن

578
00:35:02,958 --> 00:35:04,500
.بهت گفتم شراب رو بیاری

579
00:35:04,583 --> 00:35:07,083
تعجب میکنم که الان میتونی
.مزه‌ی چیزی رو بفهمی

580
00:35:07,166 --> 00:35:09,166
داری به من میگی دائم‌الخمر؟

581
00:35:09,250 --> 00:35:11,541
.آدم دائم‌الخمر باشه ولی خائن نباشه

582
00:35:13,875 --> 00:35:15,166
.بگو ببینم، ینیفر

583
00:35:15,250 --> 00:35:17,416
شایعاتی که درمورد ویچرها میگن، حقیقت داره؟

584
00:35:18,000 --> 00:35:21,166
که جهش‌های ژنتیکیشون
باعث میشه قوای جنسی نداشته باشن؟

585
00:35:21,250 --> 00:35:24,625
داری با یه ویچر میخوابی؟ -
وحشتناکه، نه؟ -

586
00:35:25,416 --> 00:35:28,041
.تقریبا به وحشتناکیِ ادب و تربیتِ تو

587
00:35:28,125 --> 00:35:29,625
.اوووه

588
00:35:29,708 --> 00:35:33,791
،شاید بهتره به جای نشخوارکردنِ گذشته
.روی توجه به آینده تمرکز کنیم

589
00:35:34,791 --> 00:35:36,333
!من شراب قرمز میخواستم

590
00:35:36,416 --> 00:35:37,541
.بیا بریز

591
00:35:38,291 --> 00:35:39,416
.ما لیاقت یه گیلاس مشروب رو داریم

592
00:35:39,916 --> 00:35:42,875
بعد از این همه آتشی که بین
.قلمروهامون خاموش کردیم

593
00:35:44,000 --> 00:35:45,916
.آتش‌سوزی‌هایی که خودمون راه ننداخته بودیم

594
00:35:48,416 --> 00:35:50,416
.شاهدخت لعنتی سینترایی

595
00:35:50,500 --> 00:35:53,125
مگه اون چی داره
که انقدر خاصه؟

596
00:35:55,333 --> 00:35:57,375
!دخترجون، شراب رو بیار
.همین الان

597
00:35:58,416 --> 00:35:59,416
.خودت برو بیار

598
00:36:05,958 --> 00:36:07,333
.بخواد بیاره هم گند میزنه

599
00:36:07,416 --> 00:36:10,041
بعدشم، منم که میدونم
.مشروب‌های خوب کجاست

600
00:36:16,166 --> 00:36:18,750
تو چه مرگته؟ -
.خفه خون بگیر -

601
00:36:18,833 --> 00:36:19,558
.تا همه‌چی رو خراب نکردی

602
00:36:19,633 --> 00:36:22,458
من نمیتونم چیزی رو خراب کنم
!که خودش فاسد شده

603
00:36:22,541 --> 00:36:24,958
!این مکان، این زن‌ها، وحشتناکه

604
00:36:25,041 --> 00:36:27,625
این مکان"؟"
.تو اینجا شاهدخت نیستی

605
00:36:28,208 --> 00:36:30,750
.یه نوآموزِ سطح پایینی
.عادت کن مثل اونا باهات رفتار بشه

606
00:36:30,833 --> 00:36:32,875
.با حق به جانب بودن به جایی نمیرسی

607
00:36:32,958 --> 00:36:35,375
.من دلم نمیخواد این کار رو بکنم

608
00:36:35,958 --> 00:36:37,598
.میدونی، منم دلم نمیخواد این کار رو بکنم

609
00:36:38,208 --> 00:36:40,666
فردا ازم انتظار میره
...دست از پا درازتر، سینه خیز

610
00:36:40,750 --> 00:36:43,125
،برگردم توی انجمن برادری
.و التماس کنم منو ببخشن

611
00:36:43,208 --> 00:36:44,500
.و منم این کار رو خواهم کرد

612
00:36:44,583 --> 00:36:48,625
چون اریتوزا بهترین امیدیه که من دارم
.که از تو درمقابل شکارچیانت، محافظت کنم

613
00:36:48,708 --> 00:36:50,958
.بهترین شانسِ "ما" برای اینکه در امان باشیم

614
00:36:51,916 --> 00:36:53,241
گاهی باید با حرف دیگران رو قبول کنی
.تا مشکلی بینتون پیش نیاد

615
00:36:53,316 --> 00:36:54,541
که چی بشه؟

616
00:36:55,208 --> 00:36:56,808
اگه نتونم یاد بگیرم
...قدرت‌هام رو کنترل کنم

617
00:36:57,108 --> 00:36:59,208
به تیسیا اجازه میدی
منو به مارماهی تبدیل کنه؟

618
00:36:59,291 --> 00:37:02,291
و اگه به یه خدمتکارِ اریتوزایی تعلیم‌دیده
...و قدرتمند تبدیل بشم

619
00:37:02,375 --> 00:37:04,125
بهش اجازه میدی
...دلم و روده‌م رو دربیاره

620
00:37:04,208 --> 00:37:07,083
،تا مثل بقیه دوستات
بی‌روح و تشنه‌ی قدرت بشه؟

621
00:37:07,166 --> 00:37:10,500
تیسیا یکی از قوی‌ترین
!ساحره‌های این اقلیمه

622
00:37:10,583 --> 00:37:13,041
باید خیلی هم ممنون باشی
!که حاضره به تو آموزش بده

623
00:37:17,166 --> 00:37:19,041
...فقط چون جون تو رو نجات داده

624
00:37:20,500 --> 00:37:22,875
دلیل نمیشه بقیه‌ی عمرت رو
.به اون بدهکار باشی

625
00:37:24,416 --> 00:37:26,750
به من گفتی که هیچوقت
...به خاطر قدرتم عذرخواهی نکنم

626
00:37:26,833 --> 00:37:29,166
ولی ظاهرا خودت
.فقط همین کار رو انجام میدی

627
00:37:30,041 --> 00:37:31,366
میخوای رهبر بزرگی بشی؟

628
00:37:31,941 --> 00:37:33,666
میخوای دنیا رو عوض کنی؟

629
00:37:34,208 --> 00:37:35,791
:خب اینو داشته باش
...زندگی روزمره‌ی یک رهبر

630
00:37:35,875 --> 00:37:38,583
یعنی سروکله زدن با یه عالمه
!آدم عوضیِ بی‌روح و تشنه‌ی قدرت

631
00:37:43,125 --> 00:37:44,291
.من گرالت نیستم

632
00:37:45,416 --> 00:37:46,791
.اینجا هم کائر مورهن نیست

633
00:37:47,916 --> 00:37:50,333
من اینجا آدمی هستم که
.مجبورم باشم

634
00:37:50,916 --> 00:37:54,166
پس تو هم یه نسخه از خودت رو پیدا کن
.که بتونه با اینجا بودن، کنار بیاد

635
00:37:54,666 --> 00:37:56,500
،بهم اعتماد کن
.من میدونم تو گرالت نیستی

636
00:37:57,291 --> 00:37:59,791
اون هیچوقت حاضر نیست
.اینطوری روحش رو بفروشه

637
00:38:21,791 --> 00:38:23,208
.همه چی مرتبه

638
00:38:25,791 --> 00:38:27,166
.به لطف اوتو

639
00:38:28,791 --> 00:38:31,125
تاحالا ندیده بودم کسی
.انقدر سریع معجون درست کنه

640
00:38:32,208 --> 00:38:33,333
.خوب بهش تعلیم دادی

641
00:38:34,791 --> 00:38:36,750
همونطور که ویسنا
.به من تعلیم داد

642
00:38:43,041 --> 00:38:44,375
اون زجر کشید؟

643
00:38:47,125 --> 00:38:49,791
،وقتی داشت به یه روستایی کمک میکرد
.با اِلف اشتباه گرفتنش

644
00:38:52,583 --> 00:38:54,208
.خیلی بدجور کتک خورد

645
00:38:58,000 --> 00:39:00,250
دونستنش باعث میشه
احساس بهتری پیدا کنی یا بدتر؟

646
00:39:01,583 --> 00:39:03,083
.من هیچوقت نمیخواستم اون درد بکشه

647
00:39:06,041 --> 00:39:09,000
.فقط میخواستم بفهمه که چی کار کرده -
.اوه، اینو فهمیده بود -

648
00:39:09,666 --> 00:39:11,583
...عشق به فرزند، والدین رو مجبور میکنه که

649
00:39:11,606 --> 00:39:13,583
.سخت‌ترین انتخاب‌های زندگیشون رو بکنن

650
00:39:14,708 --> 00:39:16,083
.حتی انتخاب‌های غیرممکن

651
00:39:18,083 --> 00:39:21,166
،احتمالش هست که تا آخر عمرشون
.بابت تصمیماتشون رنج بکشن

652
00:39:30,708 --> 00:39:32,625
.یه قسمت‌هایی از زندگیمون رو یادمه

653
00:39:37,458 --> 00:39:39,041
.اون بوی چوب سوخته میداد

654
00:39:40,375 --> 00:39:44,458
به خاطر اینکه اون آتش‌های کوچک رو
.توی شب‌های طولانی، روشن نگه میداشت

655
00:39:47,916 --> 00:39:49,375
.یادمه گرسنه بودم

656
00:39:50,666 --> 00:39:53,125
.و شکم اون، دو برابر شکم من صدا میداد

657
00:39:55,791 --> 00:39:57,083
...اون از جادوش استفاده میکرد

658
00:39:58,500 --> 00:40:01,291
تا غذاهای استادانه‌ای درست کنه که
.خودمون پول نداشتیم بخریم

659
00:40:07,958 --> 00:40:10,208
حاضر بودم هرکاری بکنم
.که لبخند به لبش بیاد

660
00:40:13,250 --> 00:40:14,375
...و با همه این ها

661
00:40:16,916 --> 00:40:18,208
...روزی که من رو ترک کرد

662
00:40:19,041 --> 00:40:20,291
.مریض بود

663
00:40:23,875 --> 00:40:26,125
،آب نیاز داشت
.پس رفتم براش آب بیارم

664
00:40:26,625 --> 00:40:28,000
...و وقتی برگشتم

665
00:40:30,541 --> 00:40:31,666
.اون رفته بود

666
00:40:34,083 --> 00:40:35,375
.صداش زدم

667
00:40:39,458 --> 00:40:40,458
.ولی اون رفته بود

668
00:40:42,041 --> 00:40:43,833
،اون به بهترین شکلی که می‌تونست
.تو رو دوست داشت

669
00:40:45,958 --> 00:40:48,208
،برای اینکه نجاتت بده
.مجبور بود رهات کنه

670
00:40:50,458 --> 00:40:53,541
.محاله این تنها گزینه بوده باشه -
.تنها گزینه نبود -

671
00:40:55,125 --> 00:40:56,625
.فقط همون گزینه‌ایه که اون انتخاب کرد

672
00:40:57,875 --> 00:41:00,416
.وحالا تو هم سرِ دوراهیِ غیرممکن خودت قرار گرفتی

673
00:41:00,500 --> 00:41:02,250
.من سیری رو رها نمیکنم

674
00:41:03,625 --> 00:41:05,458
.حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه

675
00:41:11,041 --> 00:41:12,041
.ترین

676
00:41:14,458 --> 00:41:17,541
میشه تا وقتی یه راهی برای
کمک بهش پیدا کنم، همین‌جا بمونه؟

677
00:41:17,625 --> 00:41:20,208
.معلومه که میشه -
.ممنون -

678
00:41:21,333 --> 00:41:22,458
خودت کجا میری؟

679
00:41:25,041 --> 00:41:26,958
.اریتوزا

680
00:41:38,458 --> 00:41:39,666
حالت خوبه؟

681
00:41:40,958 --> 00:41:42,166
.نه

682
00:41:45,291 --> 00:41:46,750
.جادو یه بحث جداست

683
00:41:48,125 --> 00:41:49,833
...ولی سیاست

684
00:41:50,958 --> 00:41:53,875
حتی اگه انقدر چاپلوسی کنم که
...بتونم برگردم داخل انجمن برادری

685
00:41:53,958 --> 00:41:55,666
،و کاری کنم که اونو تعلیم بدن
.به هرحال حق با توئه

686
00:41:55,750 --> 00:41:58,041
،جنگ قریب‌الوقوعه
.و اونم در مرکز این جنگ قرار داره

687
00:41:59,458 --> 00:42:02,083
،قرن‌هاست که جادوگرها
.پادشاه‌ها رو تحت کنترل دارن

688
00:42:04,208 --> 00:42:05,241
.یه راهی پیدا می‌کنیم

689
00:42:05,408 --> 00:42:07,541
.هوای زهرآلود سریع همه‌جا پخش میشه

690
00:42:09,333 --> 00:42:11,250
.پادشاه‌ها با هم دشمن شدن

691
00:42:11,633 --> 00:42:13,750
چقدر زمان میبره تا جادوگرها هم
راه اونا رو در پیش بگیرن؟

692
00:42:14,500 --> 00:42:17,916
،اگه بخوایم مناطق شمالی رو متحد کنیم
.خودمون هم باید باهم متحد باشیم

693
00:42:21,666 --> 00:42:22,875
.یه انجمن

694
00:42:24,041 --> 00:42:25,041
چی؟

695
00:42:26,416 --> 00:42:28,333
.انجمنِ جادوگرها رو برپا میکنیم

696
00:42:29,958 --> 00:42:33,291
.آخرین انجمن مال قبل از نبرد سادنه -
.بعدش هم رفتیم جنگ -

697
00:42:33,375 --> 00:42:35,166
.پس این بار متفاوت انجامش میدیم

698
00:42:35,250 --> 00:42:40,000
،به جای بحث و اختلاف
.روی اعتماد تمرکز میکنیم

699
00:42:40,958 --> 00:42:41,958
.روی باهم بودن

700
00:42:47,375 --> 00:42:49,166
اینم تاثیرِ اون دختره‌ست؟

701
00:42:49,791 --> 00:42:52,875
اگه کوچک‌ترین امیدی داریم که
...بتونیم به پادشاه‌ها درخواست بدیم

702
00:42:53,958 --> 00:42:56,541
اول باید خودمون بهترین
.شخصیتی باشیم که می‌تونیم

703
00:42:59,708 --> 00:43:00,916
.من که حاضرم امتحانش کنم

704
00:43:02,583 --> 00:43:03,583
تو چی؟

705
00:43:23,291 --> 00:43:24,291
.گرالت

706
00:43:24,958 --> 00:43:26,375
هی، گرالت، تو کجایی؟

707
00:43:26,458 --> 00:43:28,958
گرالت، تو کجایی؟

708
00:43:29,041 --> 00:43:30,681
<i>گرالت کیه؟</i>

709
00:43:30,708 --> 00:43:32,291
تو کجایی؟

710
00:43:34,500 --> 00:43:36,625
<i>.اون داره میاد. الان</i>

711
00:43:36,708 --> 00:43:38,416
<i>.به زودی دوباره دیدار خواهیم کرد</i>

712
00:43:40,833 --> 00:43:43,750
.نگرانی تو رو درک میکنم
.ولی من تصمیمم رو گرفتم

713
00:43:43,833 --> 00:43:46,208
،این مزخرفات مربوط به سیریلا
.زیادی دردسره

714
00:43:47,083 --> 00:43:48,916
.منم کاملا با شما موافقم، عالی‌جناب

715
00:43:49,791 --> 00:43:52,375
،ولی مذاکره با نیلفگارد
.راه‌حل این مشکل نیست

716
00:43:53,166 --> 00:43:56,625
.ملکه، قوی و خیره‌سره -
.مثل یه گاومیش -

717
00:43:56,708 --> 00:43:58,175
.و رادوید هم دنبال جلبِ رضایتِ دیگرانه

718
00:43:58,308 --> 00:44:00,375
...ولی هر سه نفر شما مهم‌تر از این هستین که

719
00:44:00,458 --> 00:44:03,708
خودتون رو با جزئیات بی‌اهمیتِ
.نیروهای اطلاعاتیِ ردانیا، اذیت کنید

720
00:44:04,541 --> 00:44:05,708
پیشنهاد خودت چیه؟

721
00:44:06,583 --> 00:44:10,583
.امیدوارم مزاحم نشده باشم
.اینو پیشِ خدمتکار من گذاشته بودن

722
00:44:11,791 --> 00:44:13,750
.یادداشتش میگه که مال شماست

723
00:44:14,541 --> 00:44:16,333
.یه هدیه

724
00:44:20,583 --> 00:44:21,700
"به نشانه حسن نیتِ نیلفگارد"

725
00:44:21,713 --> 00:44:23,000
.دیدی، بهت که گفته بودم، دیکسترا

726
00:44:23,083 --> 00:44:24,375
...اونا خیلی هم بد نی

727
00:44:34,500 --> 00:44:37,250
.برای هر در و پنجره نگهبان بذارید
!هیچکس جز من داخل و خارج نشه

728
00:44:37,333 --> 00:44:39,541
به دربان بگید که
.محوطه رو جست‌وجو کنه

729
00:44:39,625 --> 00:44:41,833
!فورا خدمتکارِ رادوید رو بیارید پیش من

730
00:44:41,916 --> 00:44:44,000
!با من بیاید! فورا

731
00:44:44,583 --> 00:44:46,500
!برای هر در، نگهبان بذارید
!چند نفر غیرمجاز وارد شدن

732
00:44:46,583 --> 00:44:50,666
قسم میخورم که نمیذارم
.قسر در برن

733
00:44:51,166 --> 00:44:52,886
!نگهبان‌ها به طرف دروازه

734
00:44:52,958 --> 00:44:54,798
.بیاید. بیاید -
!محوطه رو محصور کنین -

735
00:44:55,875 --> 00:44:57,791
.از توی اون دروازه -
!همراه من -

736
00:44:59,250 --> 00:45:00,750
!فورا از اونجا برید -
.بیاید -

737
00:45:01,333 --> 00:45:03,333
.پادشاه رو به خوابگاهش ببر -
.سرورم -

738
00:45:17,166 --> 00:45:18,208
.هوم

739
00:45:24,000 --> 00:45:25,166
.هوم. خوبه

740
00:45:27,625 --> 00:45:28,625
.تو

741
00:45:30,500 --> 00:45:33,791
...این همه حرفی که زدی
.که ملکه نقش مفیدتری داشته باشه

742
00:45:35,250 --> 00:45:36,333
.تو و فیلیپا این کار رو کردین

743
00:45:38,791 --> 00:45:40,166
.نمی‌تونی قسر در بری

744
00:45:41,625 --> 00:45:42,916
.این خیانته

745
00:45:44,875 --> 00:45:47,208
.به برادرم میگم -
دقیقا چی میگی؟ -

746
00:45:48,791 --> 00:45:52,083
،که ملکه‌ی قوی و خیره‌سرِ اون
...که خدا رحمتش کنه

747
00:45:52,166 --> 00:45:54,333
توی جلسات مخفی
...یکم خودرای عمل کرد

748
00:45:55,000 --> 00:45:56,666
و حقش بود که کشته بشه؟

749
00:45:58,166 --> 00:45:59,333
اونم تحت نظارت تو؟

750
00:46:00,333 --> 00:46:01,833
.شاه به تو اعتماد داشت -
.داره -

751
00:46:05,125 --> 00:46:06,208
.به من اعتماد داره

752
00:46:07,750 --> 00:46:08,875
.حالا بیشتر از همیشه

753
00:46:10,333 --> 00:46:12,333
.من مهم‌ترین مشاورِ اونم

754
00:46:12,833 --> 00:46:17,625
درحالیکه تو کثافت کوچولوی
...ضعیف، احمق و بی‌خاصیتی هستی

755
00:46:17,708 --> 00:46:20,416
که همین الان، سر همسرش رو
.توی جعبه، تحویلش دادی

756
00:46:21,750 --> 00:46:23,583
...خب، حالا که بهش فکر میکنم

757
00:46:23,666 --> 00:46:26,333
از کجا معلوم که تو هم
توی خیانتِ ملکه، نقش نداشتی؟

758
00:46:29,500 --> 00:46:30,025
میخوای کمک کنی؟

759
00:46:30,200 --> 00:46:32,625
...برگرد و به مکیدنِ پستان‌های سلطنتی ادامه بده

760
00:46:32,708 --> 00:46:36,041
تا وقتی که انقدر مست بشی
.که این تراژدی وحشتناک رو فراموش کنی

761
00:46:36,875 --> 00:46:38,791
.و دهنت هم بسته نگه دار

762
00:46:40,833 --> 00:46:43,833
،چون دفعه بعدی
.ممکنه سر تو توی اون جعبه باشه

763
00:47:23,458 --> 00:47:24,541
.نفس بکش

764
00:47:26,541 --> 00:47:27,541
.نفش بکش

765
00:47:45,458 --> 00:47:46,500
.هوم

766
00:47:50,708 --> 00:47:51,791
.کافیه

767
00:48:00,666 --> 00:48:02,666
.کاش تو امروز اونجا بودی

768
00:48:03,916 --> 00:48:05,916
...یعنی درسته می‌دونستم هدویگ گردن کلفتی داره

769
00:48:06,000 --> 00:48:08,708
ولی حسابی عرق ریختم تا تونستم
.گردنش رو ببُرم

770
00:48:10,166 --> 00:48:11,250
.هوم

771
00:48:13,250 --> 00:48:16,708
کنجکاوم بدونم نظر دیکسترا درموردِ
.شاهکاری که خلق کردم، چی بود

772
00:48:16,791 --> 00:48:18,000
.هوم

773
00:48:18,083 --> 00:48:20,375
هیچکس هیچوقت انتظار نداره
یه سر توی جعبه باشه، نه؟

774
00:48:22,041 --> 00:48:24,083
.اصلا با عقل جور درنمیاد -
چی؟ -

775
00:48:24,166 --> 00:48:27,416
امهیر از جادوگرها به عنوان
.گوشتِ دم توپ استفاده میکنه، نه نماینده

776
00:48:29,208 --> 00:48:31,916
،زنی که توی جلسه دیدی
.یه بار هم دهنش رو باز نکرد

777
00:48:32,000 --> 00:48:34,541
.خب، گمونم همه جور آدمی پیدا میشه

778
00:48:35,875 --> 00:48:37,833
.مگه اینکه داشته تله‌پاتی میکرده

779
00:48:39,666 --> 00:48:40,666
.هوم

780
00:48:41,708 --> 00:48:43,708
ولی چطوری تونست از بین
...طلسم‌های حفاظتی من

781
00:48:43,791 --> 00:48:46,333
یه دریچه به درون قصر باز کنه؟

782
00:48:47,250 --> 00:48:49,708
شاید اون یه درچه‌ی خاص بوده؟

783
00:48:52,250 --> 00:48:53,916
.دریچه دریچه‌ست دیگه

784
00:48:55,625 --> 00:48:56,875
.من دریچه‌های تو رو دیدم

785
00:48:58,666 --> 00:49:01,166
.این اون شکلی نبود

786
00:49:01,250 --> 00:49:06,333
این یه گرداب سیاهِ چرخشی
.از دلسردی و وحشت بود

787
00:49:09,541 --> 00:49:11,750
...حمایت جادوگرها از رینس

788
00:49:13,708 --> 00:49:15,208
.به نفعِ نیلفگارده

789
00:49:17,291 --> 00:49:18,666
.منو بکن

790
00:49:22,208 --> 00:49:25,291
من فقط برای این
...قبول کردم این کارِ کوفتی رو انجام بدم

791
00:49:25,375 --> 00:49:28,500
که تو به من گفتی
.برای نیلفگارد کار نمیکنی

792
00:49:28,583 --> 00:49:30,666
<i>.درسته. من برای سرورم کار میکنم</i>

793
00:49:30,750 --> 00:49:33,000
!اونم برای نیلفگارد لعنتی کار میکنه

794
00:49:33,083 --> 00:49:36,958
<i>.رینس، انقدر آشفته نباش
.اینطوری زشت‌تر میشی</i>

795
00:49:37,750 --> 00:49:40,241
<i>...درمورد سرورم، کار کردن "همراه" نیلفگارد

796
00:49:40,265 --> 00:49:42,500
<i>.با کار کردن "برای" نیلفگارد فرق میکنه<i>

797
00:49:42,625 --> 00:49:45,500
<i>شعله سفید فقط وسیله‌ایه
.برای اینکه به هدفمون برسیم</i>

798
00:49:45,583 --> 00:49:47,791
<i>.قطعه کوچکی از یک پازلِ خیلی بزرگتر</i>

799
00:49:48,666 --> 00:49:51,208
<i>.چهره‌ی کوچولوی کریهت رو نگران نکن</i>

800
00:49:52,125 --> 00:49:53,958
.حداقل من هنوز یه چهره دارم

801
00:49:55,791 --> 00:49:58,083
.به جای اینکه یه چهره موهوم داشته باشم

802
00:50:00,125 --> 00:50:03,916
بهش بگو من از اینکه
.هیچی رو بهم نمیگه، خسته شدم

803
00:50:04,500 --> 00:50:06,708
...اگه میخواد طبق نقشه‌ی کوچیکش پیش برم

804
00:50:08,541 --> 00:50:10,166
.منم یه درخواستی دارم

805
00:50:30,250 --> 00:50:31,583
.هی

806
00:50:33,125 --> 00:50:36,166
.تو... خیلی خسته شدی

807
00:50:36,958 --> 00:50:37,716
.باید غذا بخوری

808
00:50:38,458 --> 00:50:39,416
.تا اونا نخورن، نمیخورم

809
00:50:41,666 --> 00:50:42,875
از نیروهای اطلاعاتی چه خبر؟

810
00:50:42,958 --> 00:50:45,091
شایعه شده بود که اون زن توی
.ماریبور رویت شده

811
00:50:45,658 --> 00:50:46,791
.ولی به جایی نرسیدیم

812
00:50:48,708 --> 00:50:49,833
گالاتین چی؟

813
00:50:49,916 --> 00:50:53,333
داره همراه ژنرال
.به سمت زینتریا حرکت میکنه

814
00:50:54,291 --> 00:50:56,875
...پس شاید عاقلانه باشه که

815
00:50:57,500 --> 00:50:59,000
.به یه نقشه فرار فکر کنیم

816
00:51:00,000 --> 00:51:04,041
.مرگ تنها راه فراریه که می‌پذیرم، فیلاوندرل

817
00:51:08,708 --> 00:51:10,558
...دلم برای افاده‌بازی‌های شهر تنگ نشده

818
00:51:10,578 --> 00:51:13,458
.ولی واقعا دلم واسه خدماتشون تنگ شده

819
00:51:13,541 --> 00:51:16,166
،شعله سفیدِ تو
.خوب بلده میزبانی کنه

820
00:51:16,250 --> 00:51:17,875
...خب

821
00:51:18,500 --> 00:51:19,791
...گمونم تحت تاثیر قرار دادنِ

822
00:51:19,875 --> 00:51:22,333
،عقب افتاده‌ی گوش تیزی مثل تو
کار سختی نیست، نه؟

823
00:51:22,416 --> 00:51:25,000
ترجیح میدم عقب‌افتاده‌ی گوش تیزی باشم
...که به قصر دعوت شده

824
00:51:25,083 --> 00:51:27,791
به جای اینکه کثافت کوچولوی پولداری باشم
.که از قصر انداختنش بیرون

825
00:51:27,875 --> 00:51:28,533
.این منصفانه نیست

826
00:51:29,375 --> 00:51:31,833
من خیلی قبل‌تر از اینکه
.از قصر بیرونم کنن، ثروتم رو از دست داده بودم

827
00:51:34,208 --> 00:51:36,125
.پدرم یه نجیب‌زاده بود

828
00:51:37,291 --> 00:51:41,458
،انتظار داشت منم مثل برادرهام
.شخصیتِ یک سیاستمدار رو داشته باشم

829
00:51:42,083 --> 00:51:45,250
.ولی من بی‌پروا بودم
.تند مزاج، قضاوت عجولانه

830
00:51:45,333 --> 00:51:48,083
.برای همین از جنگیدن خوشم میاد -
.تو؟ نه بابا -

831
00:51:48,875 --> 00:51:53,500
خب اگه به اون مرحله‌ای از رفاقت رسیدیم
...که برای همدیگه داستان‌های احساسی تعریف میکنیم

832
00:51:54,083 --> 00:51:56,125
،بگم که به نظرم توی بچگی
.دوستای خوبی میشدیم

833
00:51:56,208 --> 00:51:59,791
البته شاید تصادفا یکی دو تا شهر رو
.خاکستر میکردیم، ولی... بازم

834
00:52:06,208 --> 00:52:08,041
...وقتی غاصب، نیلفگارد رو تصرف کرد

835
00:52:08,208 --> 00:52:10,541
.پدر و برادرهای من رو به بردگی گرفت

836
00:52:11,208 --> 00:52:15,125
از نیروی اونا و تواناییشون
...برای اینکه یه روز انتقام بگیرن، می‌ترسید، ولی

837
00:52:15,958 --> 00:52:16,958
...ولی من

838
00:52:17,958 --> 00:52:19,958
...من فقط یه پسربچه بودم

839
00:52:20,958 --> 00:52:22,500
ضعیف‌تر از این بودم
.که مایه نگرانی باشم

840
00:52:22,583 --> 00:52:24,375
.منو رها کردن تا گشنگی بکشم یا بمیرم

841
00:52:24,458 --> 00:52:27,416
کهیر، من میدونم که تو کم و بیش
...با زره‌ای از جنس استخون مرغ

842
00:52:27,500 --> 00:52:31,666
،و یه چوب به جای شمشیر
.به میدون جنگ قدم گذاشتی

843
00:52:31,750 --> 00:52:34,666
.گوربابای غاصب
.اون احمق بود

844
00:52:35,250 --> 00:52:38,375
وقتی شعله سفید اومد سراغم تا
.آزادم کنه، همینو بهم گفت

845
00:52:39,583 --> 00:52:42,083
پسرم، غاصب احمق بود"
...که تو رو رها کرد

846
00:52:42,583 --> 00:52:44,708
".چرا که تو از همشون قوی‌تری

847
00:52:44,791 --> 00:52:47,166
خب گمونم به عنوان یه آدمِ لاغر
...و استخونی، قوی

848
00:53:04,458 --> 00:53:05,458
.متاسفم

849
00:53:06,041 --> 00:53:08,500
.متاسفم که باید اینطوری میشد

850
00:54:22,708 --> 00:54:24,125
<i>...سیری</i>

851
00:54:35,083 --> 00:54:37,125
<i>!سیریلا</i>

852
00:54:37,625 --> 00:54:40,083
<i>!سیریلا</i>

853
00:54:43,291 --> 00:54:44,642
<i>!سیریلا</i>

854
00:54:44,666 --> 00:54:47,416
<i>!سیریلا</i>

855
00:54:52,125 --> 00:54:54,375
.نه. شما روحید. جنازه‌اید

856
00:54:54,958 --> 00:54:59,791
<i>،بله، ما جنازه هستیم
!ولی تو خودِ مرگی</i>

857
00:55:05,875 --> 00:55:07,625
<i>.به ما ملحق شو</i>

858
00:55:26,583 --> 00:55:27,875
.پیدام کردی

859
00:55:34,408 --> 00:55:51,433
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

860
00:55:55,708 --> 00:55:56,833
.اونا واقعی بودن

